پوریا برزعلی

پوریا برزعلی علاقمند به اندیشیدن، تفکر انتقادی و تحلیلی، آموختن، خواندن و نوشتن.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



availability heuristic١٣:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٠٥خطای دسترس پذیری: این خطا در واقع نوعی میان بر ذهنی است که متکی بر مثال های فوری می باشد که در هنگام ارزیابی یک موضوع یا تصمیم به ذهن فرد می�رسد و فر ... گزارش
2 | 0
direct reports١٩:٢٦ - ١٤٠١/٠٧/٢٨Direct reports are employees who, as the term implies, report directly to someone who is above them in the organizational hierarchy, often a manager, ... گزارش
0 | 0
direct report١٩:٢٦ - ١٤٠١/٠٧/٢٨Direct reports are employees who, as the term implies, report directly to someone who is above them in the organizational hierarchy, often a manager, ... گزارش
2 | 0
plutonomy٢١:٤٣ - ١٤٠١/٠٧/٢٦حکومت اقلیت ثروتمندگزارش
0 | 0
patronizingly١٨:٣٨ - ١٤٠١/٠٧/٢٢بطور تحقیر آمیزگزارش
0 | 0
axiom١٩:٠٢ - ١٤٠١/٠٧/٢١a statement or principle that is generally accepted to be true, but need not be so اصل متعارف ( که نیاز به بررسی بیشتر دارد )گزارش
0 | 0
courtesy١٩:٣٦ - ١٤٠١/٠٧/١٧خوشخویی، نزاکتگزارش
2 | 0
kick down and kiss up١٩:١٠ - ١٤٠١/٠٧/١٥the situation where middle - level employees in an organization are polite and flattering to superiors but abusive to subordinates. موقعیتی که در آن ... گزارش
2 | 0
backsliding١٠:١١ - ١٤٠١/٠٧/١٥پس رفت - عقبگردگزارش
0 | 0
tiger by the tail٠٩:٠٨ - ١٤٠١/٠٧/١٥to have become associated with something powerful and potentially dangerous; to have a very difficult problem to solve. to find oneself in a situati ... گزارش
0 | 0
accumulated time١٨:٤٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٥زمان لازم برای اجرای عملیاتگزارش
0 | 0
trigger time١٨:٤٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٥معمولا به زمانی گفته میشه که تا قبل از راه اندازی لازمه، مثل راه اندازی خط تولید و. . .گزارش
0 | 0
pick to light٢٠:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٣٠Pick to light ( یا PTL ) یک فناوری انتخاب سفارش برای انبارها و مراکز توزیع است که از چراغ ها و ال ای دی های روی قفسه ها برای نشان دادن مکان های انتخا ... گزارش
2 | 0
buddy system١٦:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٨سیستم رفاقتی یک روش همنشینی و به اشتراک گذاری دانش است که برای راهنمایی کارکنان جدید استفاده می شود. این سیستم شامل اختصاص دادنیک دوست به او در محل ک ... گزارش
7 | 0
sugar rush١٦:٤٩ - ١٤٠١/٠٥/١٧سرخوشی شکر/قندگزارش
2 | 0
ally١٨:١٧ - ١٤٠١/٠٥/١٤1 - متفق 2 - دوست متحدگزارش
5 | 0
compulsivity١٧:٤٨ - ١٤٠١/٠٥/١٤a tendency to repeat the same, often purposeless acts وسواس گونه و بی اراده و با میل درونی شدیدگزارش
0 | 0
go around١٨:٥٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٧به سراغ چیزی رفتن، به سمت چیزی رفتنگزارش
2 | 0
psyched up٠٩:١١ - ١٤٠١/٠٥/٠٧با روحیه با روحیه بالاگزارش
0 | 0
become clear٠٨:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٧آگاه شدنگزارش
0 | 0
topical١٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٤/٢٨( پزشکی ) موضعیگزارش
2 | 0
inner steel١٩:٠٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٥اشتیاق درونی Inner Steel is what makes you a responsible role model. Inner Steel is what makes you passionate about everything you do.گزارش
0 | 0
disentangle١٨:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/١٦ازگرفتاری یا درهم پیچیدگی درآوردنگزارش
0 | 0
fulfillment١٠:٤٣ - ١٤٠١/٠٢/١٤a feeling of pleasure and satisfaction because you are happy with your life رضایت و خرسندی ( اسم )گزارش
2 | 0
trim١٠:٣٧ - ١٤٠١/٠٢/١٤( فعل ) to make something tidier or more level by cutting a small amount off it: پیراستن و اصلاح کردن ( تراشیدن و تمیز کردن )گزارش
0 | 0
sidetrack١٨:١٢ - ١٤٠١/٠١/٣١1 - ( فعل ) از موضوع اصلی منحرف شدن 2 - ( اسم ) انحراف از موضوع اصلیگزارش
2 | 0
irritation٠٨:٣١ - ١٤٠١/٠١/١٩عصبانیت the feeling of being angry or annoyed, or something that makes you feel like thisگزارش
0 | 0
equanimity١٧:٢٩ - ١٤٠١/٠١/٠٤( اسم ) قرار، متنانت، خونسردی ( بخصوص در زمان شُک و اتفاقات بد )گزارش
2 | 0
affluent١٦:٥٥ - ١٤٠١/٠١/٠٤( صفت ) ثروتمند، wealthyگزارش
5 | 0
affluence١٦:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٠٤( اسم ) ثروت ; wealthگزارش
0 | 0
dissolution١١:١٤ - ١٤٠١/٠١/٠٣انحلال ( به معنی انحلال یه موضوع قانونی مثل انحلال یک سازمان یا موسسه و یا یک قرارداد ) ( اسم ) the act or process of ending an official organizatio ... گزارش
0 | 0
scripture١٩:١٨ - ١٤٠٠/١٢/٢٧( اسم ) دعا یا کتاب مقدس the holy writings of a religionگزارش
2 | 1
communion١٧:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٠( اسم ) همدلی ( یکدلی، پیوند فکری و احساسی )گزارش
5 | 0
interrelate١٧:٢٢ - ١٤٠٠/١٢/٢٠ارتباط متقابل داشتن ( فعل )گزارش
0 | 1
foolproof١٧:٢١ - ١٤٠٠/١٢/٢٠خطاناپذیر ( صفت )گزارش
5 | 0
bodhisattvas١٨:٥٧ - ١٤٠٠/١٢/١٧( اسم ) بیدار وجود در اندیشه های بودایی به موجوداتی که به همه موجودات هوشمند دیگر کمک می کنند تا به مرحله بیدار شدن روحانی ( بوداگی ) برسند بوداسَف ( ... گزارش
2 | 0
serene١٨:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/١٧( صفت ) متین peaceful and calm, or ( of a person ) not worried or excited:گزارش
0 | 0
oppress١٨:٣٩ - ١٤٠٠/١٢/١٧( فعل ) 1 - ستم کردن ( به گروه ) 2 - پریشان کردن ( فرد )گزارش
0 | 0
enlightenment١٩:٢٦ - ١٤٠٠/١٢/٠٩( در فرهنگ هندی و بودایی ) اشراق ( در اروپای قرن 18 به همراه حرف the در ابتدا و با حرف بزرگ ) [عصر ] روشنگریگزارش
16 | 0
nothingness١٨:٥٦ - ١٤٠٠/١١/٢٩هیچی - عدم ( اسم )گزارش
2 | 0
lifetrap١٧:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٢٩خطای زندگی ( وقتی یک الگوی رفتاری خطا را از بچگی یاد گرفتیم و مدام آن را در زندگی تکرار میکنیم بدون اینکه از آن مطلع باشیم - Lifetrap is a negative l ... گزارش
2 | 0
exclusion١٧:٢٦ - ١٤٠٠/١١/٢٩محرومیتگزارش
0 | 0
count١٨:٤٥ - ١٤٠٠/١١/٢٠1 - شمردن ( فعل ) 2 - به حساب آمدن 3 - مهم بودن ( matter ) 4 - ( اسم ) کُنت ( لقب اروپایی برای مردان اشرافی )گزارش
12 | 1
reiterate١٨:٥٤ - ١٤٠٠/١١/١٦دوباره گفتن = repeat = restateگزارش
0 | 0
coactive٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/١١/١٥( صفت ) مشارکتی engaging or ready to engage in physically energetic pursuits.گزارش
2 | 0
make light of١٩:١٣ - ١٤٠٠/١١/٠٤سبک پنداشتن ( بی ارزش یا کم اهمیت در نظر گرفتن چیزی )گزارش
2 | 1
introspection١٨:٥٢ - ١٤٠٠/١١/٠٣درون نگری - خود اندیشیگزارش
2 | 1
self assured١٨:٢٦ - ١٤٠٠/١٠/٢٩مطمئن بنفس خود ( صفت ) having confidence in yourself:گزارش
7 | 1
euphoria٠٧:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٤لذت بیکران ( اسم )گزارش
0 | 1
flatter١٨:١٨ - ١٤٠٠/١٠/٠٧to make someone look more attractive than usual: ( فعل ) That new hairstyle really flatters her.گزارش
2 | 0