پیشنهاد‌های فاطمه کهکشان (١٤)

بازدید
١٦٤
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

As a noun: a fight, competition, or conflict. As a verb: to become worn or unravel at the edges; figuratively, to become strained or worn out.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Sordid دو فضای مهم دارد: کثیف و نامطبوع برای مکان/شرایط، و پست و غیراخلاقی برای رفتار/ماجرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستقیماً هم ریشه با واژه Tremor ( لرزش، پس لرزه زلزله ) و Tremble ( لرزیدن از سرما یا ترس ) است. Tremor�/�Tremble � ( لرزان ) Tremor�/�Tremble→Tr ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه مستقیماً از ریشه Omen ( فال / نشانه آینده ) می آید. یک پیش گویی و فال منفی یا شوم Omen - ous = Ominous.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکته کلیدی Caustic دو حوزه معنایی دارد که باید از هم تمیز داده شوند: فیزیکی: مواد شیمیایی که بافت زنده را می سوزانند ( مثل caustic soda = سود سوزآو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

💡 نکته تکمیلی و ریشه محور: به یاد داشتن ریشه مشترک Hap می تواند به شما در به خاطرسپاری واژگان هم خانواده زیر نیز کمک کند: Mishap: پیشامد ناگوار / ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در متون درک مطلب، هرگاه شخصیتی بدون تمایل قبلی در مسیر خود متوقف شده و با رفتاری غیرمنتظره یا مطالبه گرانه از سوی فردی دیگر روبرو شود، از Accost استف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کد رمز / یادسپاری ( Mnemonic ) : �گورکن� ( Badger ) حیوانی سم / یادسپاری ( Mnemonic ) :** �گورکن� ( Badger ) حیوانی سمج و سرسخت است؛ وقتی فعل می شو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکته ریشه شناسی : این اصطلاح از سازوکار تفنگ های سرپرِ قدیمی ( چخماقی ) می آید. در این سلاح ها، باروت در محفظه ای کوچک به نام �pan� ( پیاله/کفچه ) مش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نظر ریشه شناسی : واژه poke یک واژه کهن به معنای �کیسه یا جوال کوچک� ( bag / sack ) است. در قدیم، فروشندگان متقلب گاهی به جای خوکچه ( pig ) ، گربه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

زنار کمربندیست که مسیحیان و یهودی ها آن را به کمر خود میبستند و آنهارا از مسلمانان متمایز میکرده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جایی از تاریخ بیقی؛ امیر مظالم کرد ، به معنی این است که امید دادرسی کرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

خادم مخصوص امیر محمود غزنوی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در جایی از تاریخ بیهقی به معنی دست دراز کردن است "امیر ( مسعود ) دریازید. . . "

١