برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

نیما وکیل زاده

nima.vz7@hotmail.com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 British English spoken used to show that you are pleased with something:
Push it right across. That’s it, lovely.

جهت بیان رضایت از چیزی ...
١٣٩٩/٠١/٣١
|

2 it’s a bargain
that's a bargain

قیمتش مفته
١٣٩٩/٠١/١٢
|

3 (کامپیوتر)
یک یا تعدادی از کاراکترها که ابتدا یا انتهای یک Data Unit را مشخص می کنند.
A character or sequence of characters marking the beginni ...
١٣٩٨/١٢/٢٠
|

4 (کامپیوتر)

یک یا ترتیبی از کاراکترها در شروه Data Unit برای همگام سازی Clock Rate

١٣٩٨/١٢/٢٠
|

5 درک کردن (احساسات یا مشکلات) کسی به علت تجربیات مشترک ١٣٩٨/٠٦/٢٧
|

6 کسی که مدام برای اطرافیان تعیین تکلیف می کند (بار منفی) ١٣٩٨/٠٣/١١
|

7 ترتیب سفر دادن (معمولا برای سفرهای بلند مدت)، شروع کاری با هدف مشخص، شرح دادن دقیق با جزئیات ١٣٩٨/٠٣/٠٣
|

8 wedge open/shut

باز نگه داشتن یا بسته نگه داشتن درب یا پنجره توسط قرار دادن چیزی زیر آن
١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

9 پیروی، رعایت، رسم و رسوم، مراسم ١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

10 تزئین(دکوراسیون جدید) و تعمیر چیزی مانند یک ساختمان یا دفتر به منظور بهبود ظاهر آن

تغییر و بهبود یک طرح، ایده یا مهارت
١٣٩٧/١١/١١
|

11 به صورت vantage point نیز استفاده می شود:
مکان یا موقعیتی که دید و چشم انداز خوب و مناسبی از چیزی را فراهم می کند
١٣٩٧/١١/٠٩
|

12 پولک های روی بدن ماهی ها و خزندگان ١٣٩٧/١٠/١٩
|

13 خانه ای که با خانه ای دیگر یک دیوار مشترک دارد ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

14 دوره درمانی خاص برای ترک اعتیاد به الکل یا مواد مخدر ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

15 حیوانات عروسکی پارچه ای که از منسوجات و الیاف نرم پر شده اند که در آغوش گرفتن آنها توسط کودکان لذت بخش است. ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

16 مربوط به سرمایه گذاری توسط یک کارگزار یا مدیر که از طرف کاربر یا مشتری صاحب اختیار می باشد ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

17 rather you (or him or her etc.) than me
خداروشکر که من به جای تو (جای اون) نیستم
١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

18 سطح کیفیت یا میزان توانایی و درجه اهمیت یک شخص ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

19 دوره یا واحد تحصیلی که توسط استاد دانشگاه به فرد یا گروه محدودی از دانشجویان ارائه می شود، خوداموز (دیجیتال یا چاپ شده)
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

20 تحت تاثیر، نفوذ یا کنترل کسی قرار گرفتن (فرایند احساسی) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

21 ایجاد مشکل مداوم و ادامه دار ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

22 نترسیدن و دلسرد نشدن از سختی، خطر یا ناامیدی ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

23 خصوصی ترین و عمیق ترین افکار و احساسات، درونی ترین، داخلی ترین، نزدیکترین به مرکز ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

24 حذف کردن، بیرون کشیدن، فیلتر کردن، بیختن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

25 روانشناسی : بازدارى زدايی، مهارگسیختگی
در روانشناسی به دو معنای زیر بکار می‌رود:
1- رفع اثر مهاری مغز بر رفتار فرد، مانند کاهش عملکرد مهاری قشر ...
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

26 طراحی یا تعیین چیزی برای هدفی مشخص ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

27 حرکت دادن مهرهای ردیف اول (غیر از سربازها) از موقعیت اولیه برای شرکت در بازی شطرنج ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

28 مخرب، مضر و ناخوشایند (در جهت موفقیت، پیشرفت یا کیفیت)
١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

29 مربوط به آناتومی، عملکرد و اختلالات عصبی و سیستم اعصاب ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

30 محدوده، بازه، مجموعه، طیف ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

31 شخصی که تجسم، مظهر و تجلیگاه الهی، روحانی یا صفتی باشد، (با ارجاع به نظریه تناسخ) هر کدام از دوره های زندگی زمینی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

32 خَرخاکی(به انگلیسی: Woodlouse) یک نوع سخت‌پوست است که دارای ده پا، پوسته‌ای سخت و بندبند و شاخک‌هایی دراز می‌باشد. خرخاکی‌ها جزو معدود سخت‌پوستانی هس ... ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

33 خشک شده توسط گرما، کمی برشته شده (مانند ذرت بو داده)، شدیدا تشنه (غیر رسمی)
١٣٩٧/٠٥/١٣
|

34 امیدواری، نگاه امید وارانه به آینده ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

35 چرخ دنده ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

36 the rage (all the rage)
A widespread temporary enthusiasm or fashion
همه گیر شدن
١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

37 مشاور و راهنمای باتجربه و معتمد ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

38 بدون تعلل و سختی، به راحتی ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

39 دلبستگی، میل بی حد، عشق، جانفشانی، فداکاری، وفاداری
١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

40 غرق شدن، فرو رفتن،غوطه ور شدن، عمیقا غرق در یک فعالیت شدن
١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

41 ادای احترام و تعظیم متقابل ١٣٩٦/١٢/٠٢
|

42 بر می گردد به (موفقیت امروز شرکت ما بر می گردد به تلاش های شبانه روزی مدیر عامل سابق) ١٣٩٦/١١/٣٠
|

43 (of an unwelcome event or situation) begin to develop
١٣٩٦/١١/٢٦
|

44 اسلحه یونیزاسیون ابرهای بارور ١٣٩٦/١١/٢٦
|

45 نامحسوس، نامرئی ١٣٩٦/١١/١٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 intrusive
• She is nosy, and I find her questions intrusive.
• او فضول است و من سوالاتش را مداخله آمیز می بینم.
١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

2 observance
• The school demands strict observance of the rules.
• این مدرسه خواستار رعایت دقیق ( سفت و سخت) قوانین می باشد.
١٣٩٨/٠٢/٢٢
|