نرولی

نرولی عاشق حیوونام

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



اروادین١٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧اروادین عبارتی ترکی به معنای “زن شما” و “زنی که متعلق به شخص شما” است آروادین قحبه ی مسلمانا زن شما قحبه ی مسلمانان استگزارش
0 | 0
inflammasome٠٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٦ملتهب، التهاب عضو،گزارش
2 | 0
backhanded compliment١٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣تعریف نیش و کنایه دار از شخص - تعریف کردن با طعنه از کسیگزارش
5 | 0
postpone١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣عقب انداختن یا به تعویق انداختن - مثلا تعویق انداختن دوره فحلی در گربه یا تعویق افتادن دوره پریودی در زنانگزارش
0 | 0
sacked١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٥اخراج شدن از محل کار یا مدرسهگزارش
2 | 0
segregation٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢قانون جداسازی سیاه پوستان از سفید پوستان امریکا که بیشتر در ایالتهای جنوبی رواج داشت. به عنوان مثال توالت سیاه پوستان جدا بود. درب رفت و آمدشان در ف ... گزارش
2 | 0
prosecution٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٢دادستانی - عدلیهگزارش
2 | 1
conjoint٢١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧conjoint child دوقلو های به هم چسبیدهگزارش
0 | 0
polio١٨:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨یک بیماری عفونی ویروسی که روی سیستم عصبی مرکزی اثر میذاره و باعث فلج شدن شخص میشه با نام فلج اطفال. این بیماری تقریبا ریشه کن شده و حدود چند صد نفر د ... گزارش
7 | 0
patootie١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣دوست دختر کیوت، یک زن جذاب و جوان، کپل یا کون انسان یا حیوانات، یه چیز تو مایه های گوگولی خودمونگزارش
2 | 0
epic٢١:١١ - ١٤٠٠/٠١/٣١Epic حماسی - داستان حماسی - شعر حماسی Saga حماسه - پهلوان نامه - رزم نامه Legend اسطوره - داستان نیمه تاریخی Myth افسانه - داستان خیالی غیر علمی یا م ... گزارش
14 | 1
necrotize١٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٧یا Necrotise بافت مردگی - مرگ سلولها و بافت در اثر سکته قلبی و نارسایی خون یا در اثر نیش مار یا عنکبوت سمی - نکروزه شدنگزارش
5 | 0
necrotise١٩:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧یا Necrotize مرگ سلول و بافت در اثر حمله قلبی یا نیش مار و نوعی عنکبوت سمی - نکروزه شدن - بافت مردگیگزارش
0 | 0
necrotic١٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/١٧نکروزه شدن یا بافت مردگی در گیاهان یا جانورانگزارش
0 | 0
necrosis١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/١٧نکروزه شدن - مرگ سلولها و مرگ بافت که معمولا به علت سکته قلبی یا نیش مار یا نوعی عنکبوت سمی ایجاد میشود - بافت مردگیگزارش
5 | 0
seize١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧دچار حمله صرع شدن هم معنی میدهگزارش
5 | 0
relent٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/١٦رحم کردن - کوتاه آمدن - سخت نگرفتن - ارفاق کردن - بیخیال کسی یا چیزی شدن و کوتاه آمدن بعدازظهر باران ملایم شد ( باران بیخیال شد و کوتاه آمد ) - بعد ... گزارش
0 | 0
cringy٠٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/١٦Cringy ( صفت ) چیزی که باعث حس شرمندگی و خجالت بشه. ضایع، خجالت آور، ناخوشایند، ناجور Cringe ( فعل ) =منزجر شدن ( یا کردن ) - خود را جمع کردن یا عقب ... گزارش
2 | 0
restrict٠٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٢محدود کردن، ( مانع کاری یا کسی شدن با ایجاد محدودیت ) ( جلوگیری کردن به وسیله ایجاد محدودیت ) مرزبندی کردن، کسی را محدود به یک مرز کردن ( تبعید کردن ... گزارش
12 | 0
pacify٠٧:١٠ - ١٤٠٠/٠١/١٠سه تا جمله نمونه اول بیربطه.گزارش
2 | 0
bray٠٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩عر عر کردن خر عر زدن گریه نوزاد با صدای بلند حرف خود زا با داد و بیداد گفتن ( همون عر زدن خودمون ) با صدای ناهنجار خندیدن یا گریه کردن یا داد زدنگزارش
2 | 0
braying٠٥:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩عر عر کردن عر زدن هم معنی میده ( گریه نوزاد با صدای بلند )گزارش
0 | 0
compiled١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٨تهیه یک لیست یا گزارش یا کتاب با استفاده از جمع آوری اطلاعات جمع آوری اطلاعات برای ساخت چیزی جمع آوری ( کامپیوتر ) جمع آوری امتیاز مشخص ( مسابقات ور ... گزارش
2 | 0
mohawk٠٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٨مدل موی موهاک هم معنی میده که از مدل موی مردان قبیله موهاک گرفته شده. مدل موی تاج خروسی.گزارش
7 | 0
raspberry٠٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٨به جز تمشک، شیشکی کشیدن هم معنی میده.گزارش
5 | 0
murky٠٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٠تاریک و کثیف - مبهم و تاریکگزارش
7 | 1
boofhead٠٣:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٠احمقگزارش
0 | 0