پیشنهادهای میثم علیزاده لشکانی (٢,٥١٢)
٨,٤٤٥
٧ سال پیش
-٦
توک زبون بودن ( در مورد اسامی افراد یا اشیاء بیشتر به کار می رود )
٧ سال پیش
١٥
قابل رویت
٧ سال پیش
٢٨
انباشته شدن
٧ سال پیش
٢٣
a record company
٧ سال پیش
٢٤
مفتی
٧ سال پیش
٢٧
اگر در انجام روند کار یا اداره جات به کار بره به معنای " معطّلی" هستش
٧ سال پیش
١٨
زیست بوم، طبیعت
٧ سال پیش
١٢٢
یکی از معنی هاش: تحت کنترل خود درآوردن، توانایی رفتار با شخصی یا وسیله ای را داشتن
٧ سال پیش
٤
نوعی دستگاه ردیابی که معمولا در خودرو ها استفاده میشود
٧ سال پیش
١٤
کارگر، خدمتکار
٧ سال پیش
٥
جای چیزی را خالی دیدن، کمبود چیزی را حس کردن ( یک ایده )
٧ سال پیش
٧٥
come up: 1 پول جور کردن 2 ایده دادن، از خود چیزی درآوردن