نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ratbag: بی مصرف، بی خود، کثافت.
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
desperate criminal: جنایتکار خشن و بی پروا.
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancied up: تیپ زدن، به خود رسیدن
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair dinkum job: آفرین به کار خوبت.
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tenderfeet: تازه کار، کم تجربه.
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chased away: فراری دادن، وادار به فرار کردن.
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
messes with: در افتادن با . . . ، درگیرشدن با.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite a guy: مرد/آدم خوب، تحسین برانگیز.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your drift: منظورت رو گرفتم ( متوجه شدم ) .
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil the fun: لذت/تفریح کسی رو خراب کردن.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear to land: باند برای فرود آماده است.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bucket headed: آدم ابله، احمق
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tied in: مرتبط بودن، در ارتباط بودن.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rest my case: من حرفم رو زدم، من سر حرفم هستم.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
itsy ditsy: ریز، فوق العاده کوچک
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lemme go: بذار برم.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind your front: جلوتو به پا.
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shanghaied: قاپیدن، دزدیدن
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
novay: نروژ
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horse napping: دزدیدن اسب، اسب دزدی
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
goldie: فردی با موهای طلایی/بلند
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back your bags: وسایلتون رو جمع کنید، آماده سفر بشی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
claim jumper: متجاوز به مال دیگری، کسی که به طور ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are something: تو متفاوت/خاص هستی.
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
terra firmian: موجودات زیر زمینی - > به طور کلی به ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it to the floor: تا ته پدال گاز رو فشار دادن.
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dreaming up: تدبیری اندیشیدن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what in blazes is going on here: اینجا چه خبره؟
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bailed out: ( با پاراشوت ) ازهواپیما پریدن.
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get packed: آماده شدن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grab a hold: محکم بگیرید، سفت بچسبید
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looked forward: منتظر بودن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look grand: عالی به نظر رسیدن
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
patrol boat: قایق گشتی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mayorness: شهردار
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the charge: دستور حمله را صادر کردن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
needles to say: نیازی به گفتن نیست، همانطور که انتظ ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mon sewer: آقا
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
totally happy landings: آرزوی فرود خوش/خوبی دارم برات.
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wee lassie: دختر کوچولو
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got to hand it to you: باید به شما تبریک بگم.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
batter up: آماده شدن برای زدن توپ ( بیشتر در و ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foolproof proof: مدرک بی چون و چرا
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
order order: گفتاری برای درخواست از مردم برای تو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor choice of words: حالتی است که در آن شخص اظهاراتی را ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cruse me kilts: ای داد بر من، ای واای
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big phony: شخصی که وانمود می کند شخص دیگری است ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caving in: در حال فروپاشی یا ریزش
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very night: اول شب، سر شب
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive by the seat of my dress: اگر کاری را از روی by the seat of y ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heartedly: قلب، قلبی. مثال : cold heartedly e ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tinplated: آبکاری شده با قلع
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what kept you: چه باعث شد دیر کنی؟
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
man your stations: افراد سر پست هاتون قرار بگیرید، افر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow me bagpipes: عجب، باورم نمیشه.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neato: عالی، مطلوب
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show folk: بازیگران/دست اندرکاران فیلم ها یا ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lickety toot: سریع و برق آسا
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looks fishy: مشکوک به نظر میاد
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strict orders: دستورات سخت گیرانه ( سفت و سخت )
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
missed ya: دل تنگ کسی شدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deep in my bones: داشتن احساس قوی نسبت به چیزی.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
woodchucks: پیشاهنگ های کوچک
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so over this: به این معنی است که کسی از چیزی خسته ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
andale: عجله کن، زود باش بیا
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
packed on: شلوغ، مملوء از جمعیت
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're really sweet: خیلی محبت کردی، خیلی لطف کردی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lame spot: محل/جای به درد نخور
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut me a break: بهم یه فرصت بده.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no equal: نداشتن هیچ کس یا هیچ چیزی که به اند ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doubt it: در مورد چیزی یا کسی نامطمئن بودن، د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
guess so: فکر کنم همین طوره.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all bite and no bark: این اصطلاح به معنی : کسی که زیاد حر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back of his hand: در اصطلاح عامیانه به معنی کف دستش ه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
actual vault: گاو صندوق
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
press your luck: درخواست بیش از حد ( انتظار )
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word around: شایعه شده است . . .
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
save the drama: ننه من غریبم بازی در نیار
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crasher: خرابکار
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
making me nuts: ( کسی ) را بسیار عصبانی یا آزرده خا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have roswell: در خاطر کسی ماندن، کسی رو از یاد نب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
domestic type: خونه داری، انجام کارهای خونه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mechadroid: نوعی ربات جنگجو
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brains and brawn: هوش و قدرت ( جسمی )
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zipped off: به سرعت رفتن ( دور شدن ) . مثال : ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grooviest: هیجان انگیزترین
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
truckful: بار کامیون، محموله داخل کامیون.
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bigger than life was: بسیار تاثیرگذار یا چشمگیر؛ فراتر از ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crossed path: ملاقات کردن، برخورد کردن.
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pretty low: حقیرانه، پست
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anything to help: ابراز تمایل برای ارائه کمک یا کمک ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat the crowd: رفتن به جایی قبل از دیگران، زودتر ا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trashing: خراب کردن، آسیب زدن به جایی
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
power surge: افزایش ناگهانی قدرت ( جریان برق )
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
builds character: کمک به تقویت شخصیت یک فرد؛ بدین صور ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saved the day: پیدا کردن یا ارائه راه حل برای یک م ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gets way old: 1 - خسته کننده 2 - آزار دهنده ( به ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
palling around: وقت گذروندن با کسی ( به عنوان دوست ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finder's keepers: اغلب به صورت طنز استفاده می شود و ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lambs: بچه گوسفندها ، بره ها
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get squat: مطلقا هیچی. مثال : i get the power ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunkering down: ماندن در جایی برای یک مدتی
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
already on it: دارم روش ( روی آن ) کار میکنم.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape pods: یک کپسول یا قایق به گنجایش یک نفر ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
easy now: آروم باش، دست نگه دار
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budged: تکان خوردن
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're telling us: به شدت با حرفی که به ما گفتی موافقی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kablam o: برای بیان "صدای یک انفجار شدید"
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
narrowed down: تعیین کردن، مشخص کردنِ ( محدوده چیز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crawled off: خزیدن ( در اصطلاح : فرار کردن )
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
evicting: بیرون کردن، اخراج کردن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
autodestruct: نابودسازی خود، خودنابودساز، نابودسا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give you a run for your money: در کاری به اندازه کسی که فوق العاده ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
riptide rapid zone: سرزمین موج های آبی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keeping it low key: بی سر و صدا کاری انجام دادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with style: به سبک یا روش خود/خاص
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mega sized: اندازه/سایز بزرگ، بزرگ مقیاس
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am through: کار من تمومه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pushing up daisies: مردن، به کشتن دادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pranked out: شوخی کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geek face: خرخون، کسی همه اش سرش تو درس و مشقه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juvenile acts: اعمال/کارهای بچگانه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain kooky talk: حرف های خرافاتی ها
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
went bust: تخریب شدن، خالی از سکنه شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behave yourselves: مواظب خودتون باشید
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pods: پیله ها، تخم ها
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
way creepier: وحشتناک تر، عجیب تر
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a spot: بردن به جایی برای مشاهده یک رویداد/ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a rest: بیخیال شدن، در اصطلاح خودمونی "بکش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick some tail: دهن کسی رو سرویس کردن، کسی رو شکست ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dweebs: کودن ها، اسکل ها
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punks: ولگردها، دزدها
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow on each other: کنار اومدن، علاقه مند شدن نسبت به ی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crash site: محل سقوط/حادثه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flea collar: قلاده ای برای گربه یا سگ که برای کش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breath mints: یک قرص مکیدنی با طعم نعناع برای خوش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geekazoid: آدم یبس و نچسب
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
techno freak: فردی که شیفته تکنولوژی به خصوص کامپ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trophy wall: دیواری در خانه یا محل کار شما است ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid inside: به زندان رفتن/افتادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit blowing sunshine up his ass: صحبت کردن به شیوه ای فریبنده با یک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
staties: نیروهای اداره پلیس
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gutter drain: آبراه ( سوراخ ) فاضلاب
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swung on: هل دادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack of punks: یه مشت ولگرد، اراذل و اوباش
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big lunk: احمق بزرگ
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
popped off: جر و بحث کردن، یکی به دو کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old folks' home: خانه سالمندان
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
governance assembly: جلسه شورا
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pubbing: مشروب خواری
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barreled in: با عجله وارد شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swarm in: با سر و صدا وارد شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hatching a scheme: توطئه چیدن، دسیسه کردن/چیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jerks: احمق ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smalltime punks: خلاف کارهای خرده پا یا تازه کار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get harpooned: نیزه خوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
makes blush: باعث خجالت شدن، خجالت کشیدن، از خجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grudges: کینه ها، دشمنی ها، دشمن تراشی ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geezers: پیرمردها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grudges over: کینه به دل گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reinvented: بازسازی کردن، از نو ساختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cryogenically: به صورت منجمد ( فریز ) نگهداری کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
went out of whack: به هم ریختن، از حالت عادی خارج شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
real babe: خیلی نجیب، خیلی خانوم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaving others out of the loop: پشت دیگران رو خالی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sores: زخم ها، خراش ها، لکه ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peeping toms: شخصی که از تماشای پنهانی افرادی که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crooked deal: معامله کثیف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spacing out: تو باغ نبودن، تو هپروت بودن، حواس ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
musty looking: کپک زده، بو گندو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fatsos: چاق، شخصی که اضافه وزن دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
led around: به این طرف و آن طرف کشاندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
touched base: رد کسی رو زدن، کسی رو ردیابی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nabbing: گیر انداختن، گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmistakable proof: مدرک غیرقابل انکار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw of trail: چیزی را از سر وا کردن، دست به سر کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big klutz: دست و پا چلفتی، احمق
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
multiple warheads: کلاهک خوشه ای، بمب خوشه ای
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should’ve seen that coming: ( باید ) میدونستم که اینطوری میشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
say stuff like that: چرت و پرت گفتن، دری و وری گفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost sanity: عقل ( هوش ) از سر کسی پریدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over spirited: جوگیر بودن، اعتماد به نفس کاذب داشت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throwing such a huge fit: خیلی عصبانی شدن، جوش آوردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mono carrier: جنگنده تک سرنشین
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extended greeting: استقبال گرم و صمیمی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work your ass off: رُس طرف رو کشیدن، مثل خر از کسی کار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outta my way: از سر راهم برو کنار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give up already: یه اصطلاحه به معنی این که دیگه ادام ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
snagged: گرفتن، ربودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have some change: پول داشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nailed shut: کسی رو کت بسته تحویل ( پلیس ) دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run out of funds: بی پول شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rearside: پشت، عقب
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
no objection: ایرادی نداره، مشکلی نیست، اعتراضی و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got tanked: مست کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next street: در زندان ها به "سلول بغلی" گفته میش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick heel: پا زدن در هنگام شنا کردن
٦ ماه پیش