دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣١٧
رتبه در دیکشنری
٧,١٩٩
لایک
٣٤
دیسلایک
١٦
جدیدترین پیشنهادها
١ ماه پیش
٠
To draw in one's horns
١ سال پیش
٠
صبور بودن، با صبر بر خشم خود غلبه کردن To wait, sometimes so that one becomes calmer or more composed. You need to cool your heels for a minute and ...
٤ سال پیش
٠
خوشبین، الهام بخش، تاثیر گذار و خوش مشرب، شاد و مثبت، جذاب
٤ سال پیش
٢
اعتراض مدنی
٤ سال پیش
-٣
مشکلات تاندونی
جدیدترین ترجمهها
٢ هفته پیش
I hate to be blunt, Frankie, but she just didn't strike me as being very ladylike.
٠
از اینکه بی پرده و رک باشم بیزارم، ( اقای ) فرانکی، اما او فقط با اینکارش نیش شرو به من نزد بلکه بعنوان یک خانم باوقار انتظاری ازش نداشتم.
٣ ماه پیش
She carried her car keys on an ostentatious gold key ring.
٠
او کلیدهای ماشینش را ( برای جلب توجه ) روی یک جاکلیدی طلای خودنمایانه و پر زرق و برق حمل می کرد.
٤ ماه پیش
I had to panhandle two bits for the bus.
٠
من مجبور شدم ( two bits =سنت25 ) برای کرایه اتوبوس گدایی کنم . ( هر bit حدود 12. 5 سنت و یک چهارم دلار است
٤ سال پیش
Anybody who enjoys this is a masochist.
-٦
هر کس از این موضوع لذت ببرد یک فرد مبتلا به سادیسم است.
٤ سال پیش
The employees complained that the cafeteria food lacked variety.
٨
کارمندان از اینکه رستوران غذاهای متنوعی ندارد ، شاکی بودند.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.