برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصیب مهرآشیان مسکنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 قمار باز کسی که به آسانی امرار معاش میکند ١٣٩٩/٠١/١١
|

52 قمار چون پول قمار آسان بدست می آید و آسان هم از دست می رود ١٣٩٩/٠١/١١
|

53 آسان شده ١٣٩٩/٠١/١١
|

54 سمت چپ ولذا چون عرب دستش به آسانی به هرنقطه از سمت چپ بدن می رسید و آلرژی آن را با دست راست خارش میداد ان قسمت را یسر نامید چون آسان به آن دسترسی داش ... ١٣٩٩/٠١/١١
|

55 یسر=یثر که معنی ثروت است و توانگری و مال و اموال می باشد.
بد بختی ما همین است که عرب هرگونه که ادا کرده همان را ثبت قاموس نموده است چون عرب بیان ص ...
١٣٩٩/٠١/١١
|

56 سرایت کننده و مسری مثل کووید ۱۹(کرونا ویروس) که به آسانی مردم را شکار می کند ١٣٩٩/٠١/١١
|

57 آسان راحت ١٣٩٩/٠١/١١
|

58 ساری و روان ١٣٩٩/٠١/١١
|

59 زون=منطقه ناحیه را در پارسی دری زون میگویند
مثل زون نظامی یا زون سبز بغداد که منطقه نظامی و منطقه سبز بغداد که امنیت بیشتری دارند
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

60 اسب تیز هوش و همه چیز فهم در شاهنامه آمده
گراینده تیز پای نوند
همان دست بدخواه کردش ببند
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

61 سلسله ساهنشاهی بعداز حکومت اسکندر و سرداران او که ۲۴۷سال پیش از میلاد حضرت مسیح و ۲۲۴ سال هم بعداز میلاد ان حضرت بر سرزمین های پارس حکومت کردند ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

62 اشکوب = پایه کوبیده که به طبقات بنا و ساختمان میگویند لذا سلسله پادشاهی پارت ها یا پارس ها بعداز سلوکیان جانشینان اسکندرگجسته یا اسکندر مقدونی چون بس ... ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

63 به معنی طبقه و پایه نهاده پایه کوبیده شده است در خراسان به جای ساختمان یک طبقه یا دو یا سه طبقه
یک اشکوبه دو اشکوبه میگویند واژه ای میباشد که س ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

64 پادشاهانی که ۲۴۷سال قبل از میلاد حضرت مسیح تا ۲۲۴ سال بعداز تولد آن حضرت ۴۷۱ سال بر ایران حکومت نمودند چون ایرانیان به آنها عشق ورزیدند همه لقب اشک ی ... ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

65 چون حکومت پارسی یا پارتی را پایه گذاری مجدد کردند به آنها اشکانیان گفتند ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

66 اشکانیان=پایگذاران شاهنشاهی پارت ها بعد از حکومت بیگانگان سلکوی جانشینان اسکندر مقدونی یا سلوکیان پیروان اسکندر ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

67 اشکوب=طبقه ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

68 اشکوب =پایه نهاده پایه کوبیده شده به زمین واژه مسروقه سرقت شده به عربستان مانند مشک که شده مسک ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

69 اشکوب=اگر معرب شود اسکوب میشود چون اس واژه پارسی بوده و اش میگفته ایم به معنی بنیان پایه وکلمه اساس و موسس و تاسیس همه از پارسی سرقت شده است مثل مش ... ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

70 مکان نگاری و عارضه و آسیب سنجی درون زمین و درون بدن انسان و درون کهکشان و سیارات را توپو گرافی می نامند ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

71 زاغ=برگشتن حول شدن زاغ البصر برگشتن چشم .=دو زاغ کمان= دو برگشتگی این سر و آن سر کمان که یک شکاف شیار مانند دارد و نود درجه بر گشته است ما زاغ الب ... ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

72 ماطغی=نگشت طاغی و طغیان نکرد و شاید منظور این بوده در خضور پروردگار رفت و هیچ وقت ادعای امتیاز برتری برای خود نکرد . شاید حضرت موسی در ولدی سینا مرت ... ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

73 مازاغ البصر=نگشت متحول چشمانش حول نشد دگرگون نشد ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

74 ما=نگشت نشد مثل
ماقتلوه= مقتول نگشت کشته نشد
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

75 ما=لا است که منفی پاسخ منفی عربی .باین تفاوت لا نه مطلق است ولی ما=نشد و نگشت مثل.. ما صلبوه=مصلوب نگشت به صلیب کشیده نشد ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

76 زاغ چشم= سیاهی مردمک چشم بزرگتر از حد معمول است ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

77 زاغ=انحراف و تحول و حَوَل
مازاغ البصر وماطغی= ما=نه مثل واژه لا=نه است معنی پس نه چشمانش مانند حضرت موسی حَوَل شد ونه طغیان کرد. یعنی مثل یک مهما ...
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

78 زاغ=پرنده ای همکار کشاورزان و همیشه اب که برای اولین باز به زمین شخم زده ّدر شده و کلوخ زار میرود به محض رسیدن اب به حشرات و لارو ها از زیر زمین بیرو ... ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

79 زاغ =پرنده زیرک ومشاور و مستشار پرندگان دیگر در داستانهای قدیمی خصوصا کلیله و دمنه و منطق الطیر عطار یاد شده است و جغد دشمن او می باشد چون مانع پادشا ... ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

80 زاغ =پرنده ای سیاه و سار گونه است و به انسان بسیار علاقه من است و حتی انسان تا بیک متری او نرسد حرکت نممی کند اغلب غذایش لارو ها و تخم آفات گیاهی اس ... ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

81 ابدال= در مذهب شیعه اولیاءلله باید حتما معصوم و اولولالباب واولولابصار باشند و هیچ بدلی برای فرد معصوم وجود ندارد ولذا باید مشتهد ومرجع اعاظم داری زی ... ١٣٩٨/١٢/٢١
|

82 ابدال=تقلب وهابیت و جهان تروریستی است که آنها را به جای اولیاءلله بر مردم اهل سنت جا زده اند واکنون این همه انتحار به حکم و فرمان آنها صورت می گیرد م ... ١٣٩٨/١٢/٢١
|

83 ابدال=جمع بدل ها ١٣٩٨/١٢/٢١
|

84 بدل=چندان مشابه است که باید هوشیار باشی تقلبی به جای اصلی غالب نشود ١٣٩٨/١٢/٢١
|

85 بدل=مثل قلب است ولی قلب نیست اما عوام فکر میکنند تقلبی است ١٣٩٨/١٢/٢١
|

86 بدل=مثل ومانند هست تقلبی نیست ولی خود او هم نیست ١٣٩٨/١٢/٢١
|

87 بدل=مشابه اصلی مانند کپی ١٣٩٨/١٢/٢١
|

88 اغماض=تنگی دریچه بطن چپ قلب دریچه میترال ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

89 اغماض=استکاف ورزیدن از بیان حقیقت ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

90 اغماض شهود=شاهدی که از شهادت خود داری میکند ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

91 اغماض=گویانکردن مشاهدات و مشاهده ها ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

92 اغماض=پنهان کردن حقیقت ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

93 اغماض= نادیده گرفتن نیکی و نکویی و خوبی ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

94 اوپانیشاد=فلسفه است و هیچ ربطی به هندوی تنها ندارد بلکه اوپانیشاد ها یعنی فلسفیون اولین کسانی بودند که به بیابان زدندر به تحقیق که از کجا امده اند و ... ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

95 اعصار =عصاره هرچیز ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

96 بالغ شدن دختر وقتی خود رامی شناسد یعنی اثر حائض ماهیانه و ریگل شدنش را متوجه میشود ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

97 رسیدن پسر و تولید ترشح هورمون از غدد هرمونی ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

98 اعصار=عصاره و عصر ثمر و روغن دانه افشره میوه ها ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

99 اعصار= عصر ها زمان ها قرن ها دوره ها که در اصل نتیجه و عصاره زندگی است ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

100 یاسمن=یاس من شاعرانه بوده مثال بیتی از خودم
سبزه رویی که بدوش سبزه ناز سمن است
مشکبو رایحه از عطر خوش یاس من است
١٣٩٨/١٢/٢٠
|