مجتبی خانی

مجتبی خانی Telegram: @mojtabakhani91

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



bottomless pit١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٠گودال بی انتهاگزارش
0 | 0
hysteria٠٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٠هیستری یا برانگیختگی یعنی احساس یا هیجان اغراق آمیز و غیر قابل کنترل برای اطلاعات بیشتر در همین دیکشنری رجوع کنید به: Mass hysteriaگزارش
0 | 0
mass hysteria٠٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٠برانگیختگی همگانی برانگیختگی جمعی هیستری جمعی هیستری یا برانگیختگی یعنی احساس یا هیجان اغراق آمیز و غیر قابل کنترل هیستری جمعی به شرایطی گفته می شو ... گزارش
0 | 0
dope or nope١٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥Dope or nope? یه اصطلاح عامیانه و خودمانی آمریکایی به این معنی: Is it cool or not? یعنی باحاله یا نه؟ خفنه یا نه؟ خوبه یا نه؟ چطوره؟ خوبه یا چی؟گزارش
0 | 0
it sucks١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣It/that sucks رو مخه ( عامیانه ) خیلی حالگیریه ضدحاله rude slang An expression of frustration, annoyance, and/or disappointment. یه اصطلاح ( خیلی ... گزارش
2 | 0
bleach١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠استفاده از سفیدکننده یا وایتکس مثلا روی شلوارهای جین نوشته: Do not bleach یعنی ( برای تمیز کردن این ) از سفیدکننده استفاده نکنیدگزارش
0 | 0
weenie١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٧ترسو، چُلمن، بی عرضه، پَخمه، کودن، احمق 1. a person who is not strong, brave or confident •Don't be such a weenie! انقد پخمه نباش! 2. frankfurter ( ... گزارش
0 | 0
sugar rush٠٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧ازدیاد یا تشدید قند خون بعد از خوردن مقدار زیادی شیرینی جات و ایجاد حالت هیجان، سرخوشی و انرژی ناگهانی Some kids get a sugar rush when they eat sweet ... گزارش
0 | 0
sugar crash٠٧:٣٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧1. افت شدید قند خون، بی حالی، افت انرژی خوردن مقدار زیادی شیرینی جات ( خوردنی یا نوشیدنی ) و افت قند خون معمولا بعد از یک روز باعث این حالت میشه. حال ... گزارش
5 | 0
riverbed٢٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٣کف رودخانه ته رودخانه عمق رودخانهگزارش
0 | 0
valley girl١٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥یک دختر نوجوان اهل سَن فرناندو وَلی ( دره سن فرناندو، در جنوب کالیفرنیا، آمریکا ) همچنین: دختری که ارزشها، طرز رفتار و مخصوصا الگوهای گفتاری او شبی ... گزارش
0 | 0
mingle١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥برقراری رابطه هم معنی میده You are single, ready to mingle!گزارش
9 | 0
abandon٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٣١With reckless/wild abandon: بصورت افسارگسیخته/وحشیانه They drank and smoked with reckless abandon: اونا بصورت افسارگسیخته مشروب خوردن و سیگار کشیدن.گزارش
2 | 1
stumble٠٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣١همچنین: Stumbling out of bars تلو تلو خوردن موقع بیرون اومدن از بار ( بر اثر زیاده روی در خوردن مشروب )گزارش
5 | 0
appriciate١٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤To be fully aware of: داشتن آگاهی کامل از چیزی . I appreciate how important this is من خوب میدونم که این چقد مهمه. Source: Merriam - websterگزارش
2 | 1
saturated٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٧اشباع رنگ شده، پر رنگ شده ( در صفحه نمایشگرها )گزارش
2 | 0
saturate٢٠:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٧تو صفحه نمایشگرها به معنی �اشباع رنگ� میادگزارش
0 | 0
ripped١٨:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/١٦عضلانی بالغ خوب رشد یافته تنومند خوش هیکل و خوش فرم: having strong, well - developed muscles that can be seen through the skin نشئه، مست، سرخوش، کیف ... گزارش
25 | 1
swype١٥:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٢پیمایش، ناوبری، لغزش معمولا به معنی کشیدن انگشت روی صفحه کلیدهای لمسی در تلفن های هوشمند میگن که از اولین حرف یا کارکتر اون کلمه شروع میشه، با حروف م ... گزارش
5 | 0
academic١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٨کتابی دانشگاهیگزارش
25 | 0
nonprofit٠٠:١٨ - ١٣٩٨/١٢/١٧بی چشمداشت بی توقع بی طمعگزارش
23 | 1
density١٨:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥درجه سختی ( تراکم مواد ) سطح سختی و نرمیگزارش
12 | 1
drive١٤:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧جاده ( اگه با حرف بزرگ شروع شده باشه ) Higgins Drive : جاده هیگینز با این معنی معمولا برای اسامی جاده ها و راه ها میادگزارش
34 | 0
unannounced١١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٤غافلگیرانهگزارش
14 | 1
inexorable١٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٤مهارنشدنی افسارگسیختهگزارش
12 | 0
out of kilter١١:٤١ - ١٣٩٨/٠٨/١٣is/are out of kilter: . . . ( با هم ) همخوانی ندارد/ندارند.گزارش
5 | 0
laissez faire١١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٣بی طرف بی طرفانه . . . واکنشی نشان نمی دهند. . .گزارش
5 | 1
guide word٢٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠واژه راهنما واژه های راهنما در ابتدای هر صفحه از دیکشنری یا لغتنامه ها نوشته میشن و نشون دهنده اولین و آخرین کلمه اومده در اون صفحه هستن. واژه راهنما ... گزارش
7 | 0
average٢١:٣١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٤برآیندگزارش
7 | 2
as fuck١٧:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٤عبارت As Fuck که مخفف اون میشه AF برای تاکید بیشتر به صفت اضافه میشه به معنی �به شدت�، �خیلی�، �خیلی زیاد�، �تهِ . . . �، �مث چی!�. این عبارت غیر ر ... گزارش
41 | 1
AF١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٤عبارت As Fuck که مخفف اون میشه AF برای تاکید بیشتر به صفت اضافه میشه به معنی �به شدت�، �خیلی�، �خیلی زیاد�، �تهِ . . . �، �مث چی!�. این عبارت غیر ر ... گزارش
129 | 0
fanny fart١٦:٣١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤باد مهبل نفخ واژن آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هوا در دام ... گزارش
2 | 1
vart١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤باد مهبل نفخ واژن آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هوا در دام ... گزارش
0 | 0
queef١٦:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤باد مهبل نفخ واژن آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هوا به دام ... گزارش
23 | 1
report٠٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢١اعلام کردن اعلام گزارش
39 | 3
complicated٠٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢١ناجور بد سخت قاراشمیش I know it's a complicated situation: میدونم موقعیت ناجوریه!گزارش
37 | 1
feat١٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/١٧( در ترانه ) با همخوانیِ. . .گزارش
97 | 1
geopolitic١٣:٥٩ - ١٣٩٧/١٠/١٤ژئوپلیتیک، سیاست جغرافیایی، جغراسیاسی: به یک منطقه جغرافیایی اطلاق می شود که از لحاظ سیاسی برای یک کشور و نیز کشورهای دیگر از اهمیت بالاتری نسبت به س ... گزارش
9 | 0
geostrategic١٣:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/١٤ژئواستراتژیک، منطقه جغرافیایی راهبردی: به یک منطقه جغرافیایی اطلاق می شود که از لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی از اهمیت بالاتری نسبت به سایر مناطق برخور ... گزارش
12 | 0
actor١٤:٤٥ - ١٣٩٧/١٠/٠٧بانیگزارش
5 | 2
branded٠٩:١٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٧معروفگزارش
23 | 1
classy٢١:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠شخصیت : having or reflecting high standards of personal behavior مثال: Classy is when you have a lot to say but you choose to remain silent in front ... گزارش
28 | 1
symposia٠٠:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٤سمپوزیوم هم نشست همسگالی بزم پس از شام مجلس مذاکره دوستانه مقالات گوناگون درباره یک موضوع ( گوگل ) �گرد هم آیی تخصصی در راستای برگزاری سخنرانی، بحث ... گزارش
9 | 0
catch 22١٢:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣شرایط بغرنج نام رمانی از Joseph Hellerگزارش
12 | 1
anchor١١:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣رتبه بندی درجه بندی تفاضل مثال: Response options for all multi - item measures in this study were anchored from ( 1 ) strongly disagree to ( 5 ) stro ... گزارش
83 | 7
regeneration١٩:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢مجددگزارش
5 | 1
excluded٢٣:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٩محذوفگزارش
5 | 1
excluded٢٣:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩مستثنی نادیده کنار گذاشته شدهگزارش
41 | 1
in total٢٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٩در کل کلا سر جمع گزارش
37 | 0
method٢٣:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٩روال کار، روش انجام کار ( اگه به صورت تیتر تو مقاله یا متنی اومده باشه )گزارش
51 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



sting٠٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨
• Their indifference stung him.
بی اعتنایی اونا ( دیگران ) اونو آزار میداد.
5 | 0
sting٠٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨
• He was stung by a wasp.
یه زنبور اونو نیش زد
0 | 0
obviously٢١:٢٦ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠
• Why did you make a joke when she was obviously upset?
تو که دیدی چقد ناراحته، چرا الکی مزه ریختی؟!
110 | 6