MohHoVN

MohHoVN

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



home improvement١٣:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥نوسازی خانهگزارش
0 | 0
signing bonus١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤پاداش جذب یا پاداش پیوستن نوعی مشوق که به فردی که به تازگی به استخدام شرکتی درمی آید پرداخت می شود.گزارش
0 | 0
big time١٧:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣در دو معنای اسمی و قیدی به کار می رود. اگر اسم باشد منظور �سطوح بالا و حرفه ای� در دنیای سرگرمی و ورزش و غیره است. اگر قید باشد برای تاکید بکار می ر ... گزارش
0 | 0
recall election١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣انتخاباتی که برای � بازخواست� مقام مسئول با هدف برکناری او انجام می شود.گزارش
0 | 0
recall١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣در سیاست به معنای �بازخواست� مقام مسئول هم هست که می تواند از طریق انتخابات به برکناری او منجر شود.گزارش
0 | 0
red hot١٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٣پرآب وتابگزارش
0 | 0
sidestep١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨دور زدن ( بیشتر در مورد قوانین بکار می رود )گزارش
0 | 0
codify٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦به صورت قانون درآوردن در قالب قانون درآوردنگزارش
0 | 0
sidebar٠١:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣مطلب حاشیه ایگزارش
0 | 0
grit your teeth٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٩دندان روی جگر گذاشتنگزارش
0 | 0
marginal٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥کم سود، درآمد بخور نمیرگزارش
0 | 0
not surprisingly٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤همان طور که انتظار می رفتگزارش
0 | 0
temp agency٢٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦موسسه ی کاریابی موقتگزارش
2 | 1
doom and gloom١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٤تیره و تارگزارش
2 | 0
whole and entire١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١تمام و کمالگزارش
0 | 0
misanthropy٠٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٣١انسان ستیزیگزارش
0 | 0
lighthearted١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦خون سرد، بی خیالگزارش
0 | 0
milling٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/١٥گشت و گذارگزارش
0 | 0
indispensable٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٥( جزء ) لاینفکگزارش
0 | 1
vigil١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٤1. یادبودشبانه با شمع روشن کردن 2. مراقبت یا حاضر بودن بر بالین کسیگزارش
2 | 0
buzzing٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١پرهیاهوگزارش
9 | 0
first and foremost٠٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤فقط و فقطگزارش
2 | 0
patchy١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠تکه تکه، در هم و برهمگزارش
0 | 0
witch hunting١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٢پرونده سازی، پاپوش درست کردنگزارش
2 | 0
witch hunt١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٢پرونده سازی، پاپوش درست کردنگزارش
2 | 0
response rate١٨:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٩میزان پاسخگویی، میزان مشارکتگزارش
2 | 0
finances١٩:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/١٦منابع مالیگزارش
7 | 0
fab٢١:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١٤کارخانه تولید قعطات الکترونیکی مثل ریزتراشه، مدار مجتمع ( IC ) و پردازنده ( CPU ) که مخفف Fabrication به معنای ساخت و تولید است.گزارش
2 | 0
pragmatic١٥:١٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤مصلحت اندیشانهگزارش
2 | 0
haphazard٠١:١٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٤یلخی، کیلوییگزارش
2 | 1
outreach١٦:٤١ - ١٣٩٩/١١/٢٧تحت پوشش خدمات قرار دادن افراد محرومگزارش
2 | 0
to ing and fro ing٠٠:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٢٧برو و بیا، رفت و آمد بیهودهگزارش
5 | 0
volatile٠٠:١٦ - ١٣٩٩/١١/٢٠نوسانی، پرنوسانگزارش
14 | 0
keep up with١٧:٢٤ - ١٣٩٩/١١/١٧عقب نماندن، جا نماندنگزارش
5 | 0
tailspin١٧:٢٢ - ١٣٩٩/١١/١٣سراشیبی سقوطگزارش
5 | 0
budget constraint١١:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠٩محدودیت بودجه ایگزارش
0 | 0
optimum٠٢:٠٨ - ١٣٩٩/١١/٠٩نقطه بیهنهگزارش
0 | 0
impression٢٠:٠١ - ١٣٩٩/١١/٠٢ذهنیتگزارش
21 | 0
follow up١٥:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٩متعاقبگزارش
2 | 0
burdened١٣:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٩پرمشغله، تحت فشارگزارش
2 | 0
insights١٥:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٢اطلاعات ترجمه این واژه به �بینش� به نظرم تو خیلی از موارد ناواضحه. مثلا توی �insghts from this sudy� اگه بگیم �بینش های بدست آمده از این مطالعه� خوان ... گزارش
32 | 1
characterisation١٥:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٢توصیفگزارش
7 | 0
unknowns١٤:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٢مجهولاتگزارش
0 | 0
entry١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢آثار ارائه شده به جشنواره یا مسابقهگزارش
16 | 0
brainstorm٠٤:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠هم اندیشیگزارش
5 | 0
hard and fast٠١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠درست و حسابیگزارش
2 | 1
pander٠٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨لوس بار آوردنگزارش
7 | 1
skewer٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦به صلابه کشیدنگزارش
7 | 0
spoiled٢٣:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣بدعادت شدهگزارش
7 | 1
flimsiness٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣شل و ول بودنگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



the devil to pay٢٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• There'll be the devil to pay if you scratch my car!
اگر رو ماشینم خط بندازی، پدرت را در می آورم
0 | 0