MohHoVN

MohHoVN

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



recovery٢٢:١٤ - ١٤٠١/٠٥/١٣معنای [خارج کردن] و [بیرون آوردن] هم میده. The ship wreck was recovered from the ocean floor: لاشه ی کشتی را از کف اقیانوس خارج کردند.گزارش
0 | 0
bps٢١:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/١٠مخفف basis points به معنای یک صدم درصد ( 1/100 ) هم هست. Fed raises rates by 75 bps to tame inflationگزارش
2 | 0
opinion leader١٥:٠٨ - ١٤٠١/٠٤/٣٠رهبر فکریگزارش
0 | 0
pinpoint١٧:٠٤ - ١٤٠١/٠٤/٠٧نقطه زنیگزارش
0 | 0
perspective plan١٦:٤١ - ١٤٠١/٠٣/٢٠برنامه بلندمدتگزارش
0 | 0
visibility١٣:٣٣ - ١٤٠٠/١٢/٢١تو چشم بودنگزارش
2 | 0
home equity٢٢:٣١ - ١٤٠٠/١١/١٤سهم مالک از خانهگزارش
2 | 0
steal a march on٠١:٠٥ - ١٤٠٠/١١/٠٧گوی سبقت را ربودنگزارش
0 | 0
botched٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/١١/٠٧ناشی، ناشیانهگزارش
2 | 0
go crazy٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/١٠/٣٠به وجد آمدنگزارش
0 | 1
edge out٠٢:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧کسی یا چیزی را کنار زدن ( با غلبه بر آن )گزارش
0 | 0
later life١٤:٢٩ - ١٤٠٠/١٠/١٦in later life: در ادامه زندگیگزارش
0 | 0
science communication١٢:٤٩ - ١٤٠٠/١٠/١٦علم رسانی ( پیشنهادی خودم ) اطلاع رسانی علمی ارتباط علمی ( پیشنهاد ویکی پدیا )گزارش
0 | 0
resonate with١٥:٢٤ - ١٤٠٠/١٠/١٥ارتباط برقرار کردن ( فیلم، کتاب و . . . ) با مخاطبگزارش
5 | 0
dabble٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/١٠/٠٥دستی در کاری داشتن.گزارش
0 | 1
technically١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٩/١٩از لحاظ نظری، روی کاغذگزارش
5 | 0
common stock١٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٢سهام عادی، که در مقابل سهام ممتاز ( preferred stock ) بیان می شود.گزارش
2 | 0
beside the point٢١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠مسائل حاشیه ایگزارش
2 | 0
fever pitch٢١:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠نقطهٔ جوشگزارش
0 | 1
administrative court١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩دیوان اداریگزارش
2 | 0
think ahead٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٧فکر همه جا را کردنگزارش
0 | 0
thoughtful٢٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٦معنی به فکر فرو رفتن هم می دهد. He looked Thoughtful: او به فکر فرو رفت.گزارش
7 | 0
chew out١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کسی رو له کردنگزارش
5 | 1
raise hell٠٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦وقتی صدای فردی درمی آید. They raised Hell: صداشون درومد.گزارش
0 | 0
call out٠٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٥به روی کسی آوردن انتقاد علنی کردنگزارش
7 | 0
order fulfillment٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/١١تکمیل سفارشگزارش
0 | 0
home improvement١٣:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥نوسازی خانهگزارش
0 | 0
signing bonus١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤پاداش جذب یا پاداش پیوستن نوعی مشوق که به فردی که به تازگی به استخدام شرکتی درمی آید پرداخت می شود.گزارش
0 | 0
big time١٧:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣در دو معنای اسمی و قیدی به کار می رود. اگر اسم باشد منظور �سطوح بالا و حرفه ای� در دنیای سرگرمی و ورزش و غیره است. اگر قید باشد برای تاکید بکار می ر ... گزارش
23 | 0
recall election١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣انتخاباتی که برای � بازخواست� مقام مسئول با هدف برکناری او انجام می شود.گزارش
0 | 0
recall١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣در سیاست به معنای �بازخواست� مقام مسئول هم هست که می تواند از طریق انتخابات به برکناری او منجر شود.گزارش
0 | 0
red hot١٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٣پرآب وتابگزارش
2 | 0
sidestep١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨دور زدن ( بیشتر در مورد قوانین بکار می رود )گزارش
5 | 1
codify٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦به صورت قانون درآوردن در قالب قانون درآوردنگزارش
2 | 0
sidebar٠١:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣مطلب حاشیه ایگزارش
2 | 0
grit your teeth٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٩دندان روی جگر گذاشتنگزارش
12 | 1
marginal٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥کم سود، درآمد بخور نمیرگزارش
2 | 0
not surprisingly٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤همان طور که انتظار می رفتگزارش
23 | 2
temp agency٢٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦موسسه ی کاریابی موقتگزارش
5 | 1
doom and gloom١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٤تیره و تارگزارش
2 | 0
whole and entire١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١تمام و کمالگزارش
0 | 0
misanthropy٠٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٣١انسان ستیزیگزارش
2 | 0
lighthearted١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦خون سرد، بی خیالگزارش
0 | 0
milling٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/١٥گشت و گذارگزارش
0 | 0
indispensable٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٥( جزء ) لاینفکگزارش
21 | 1
vigil١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٤1. یادبودشبانه با شمع روشن کردن 2. مراقبت یا حاضر بودن بر بالین کسیگزارش
5 | 0
buzzing٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١پرهیاهوگزارش
14 | 0
first and foremost٠٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤فقط و فقطگزارش
2 | 0
patchy١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠تکه تکه، در هم و برهمگزارش
5 | 0
witch hunting١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٢پرونده سازی، پاپوش درست کردنگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



the devil to pay٢٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• There'll be the devil to pay if you scratch my car!
اگر رو ماشینم خط بندازی، پدرت را در می آورم
0 | 0