پیشنهادهای محمدرحیم ریگی (٣٣٣)
تمساح پوزه کوتاه بلوچی
دوپشته سواری سه پشته سواری دواسبه سواری
برون کاری
بفتح دال دربلوچی به معنی بیرون سیزده به در یعنی روزسیزدهم به بیرون ازشهر. . . .
نخست فرزین
تندآبزده
تندآبراه
تندآب
تاخت آزمایی
مچ ( به فتح میم ) کلمه ی بلوچی به معنای نخل مک ( بضم گاف ) کلمه ی بلوچی به معنای نخل مکران ( معنی نخلستان ) منطقه ی بلوچستان همان مکران است که اکثری ...
سُهِش گر
سُهِش های پنجگانه
سُهِش سودن
سُهِش
بزرگ مستر ( بزرگتردربلوچی )
تاج قله ( بل بضم با ولام مشدد ) وجه تسمیه قوم بلوچ بخاطر برآمدگی که مردان بلوچ روی عمامه میگذارند.
کاروان خودرو
دربلوچی به معنی پسوندزاده است که درپایان اسم اکثرطوایف بلوچ می آید. حسن زهی ( حسن زاده ) حسین زهی ( حسین زاده ) محمود زهی ( محمود زاده )
مچ ( به فتح میم ) کلمه ی بلوچی به معنای نخل مک ( بضم گاف ) کلمه ی بلوچی به معنای نخل مکران ( معنی نخلستان ) منطقه ی بلوچستان جنوبی همان مکران است که ...
گاوشتر
گرده
اشمارگاه
زیگ نامه
دسترخوان دستارخوان
دارای شغل
پیشه
نادستی
دستی
بزه پندار
( واحدشمارش شتر ) برآمدگی پشت شتر یک کوهان شتربجای یک نفرشتر ( نفرعربی )
کندگ ( دربلوچی به معنی گودال است ) خندق معرب کندگ است .
چارکت ( به فتح کاف ) به چهاردربلوچی چارمی گویندودرفارسی مخفف عددچهاراست وکت درحال حاضردربلوچی به خانه میگویندودرفارسی قدیم کت یا کدهم معنی خانه رامی ...
درونگانه
برون گانه
چارکت ( به فتح کاف ) به چهاردربلوچی چارمی گویندودرفارسی مخفف عددچهاراست وکت درحال حاضردربلوچی به خانه میگویندودرفارسی قدیم کت یا کدهم معنی خانه رامی ...
رده
واحدشمارش ( گاو؛گوسفندو. . . . )
به فتح کاف واحدشمارش انسان
مردم
تقویت کردن
سوگ سرا
سوگ سرود
کفسو
بام سو
کامدل پرست
سردسیر ( ییلاق ) دربلوچستان منطقه سردسیر ( ییلاقی ) زاهدان وخاش راسرحدمیگویندکه درمقابلش منطقه ی گرمسیر ( قشلاق ) مکران قراردارد.
کشک باکسرکاف وسکون شین کلمه ای است بلوچی ومعنی آن خط می باشدبایددانست بلوچی یکی ازلهجه های ایرانی است )
سردادن
سرداد سردهش
پس خوراک