محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

۳۱ ساله، لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



western germany٢٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣آلمان غربیگزارش
0 | 0
inventory٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣گزارش، رکورد، شرحگزارش
9 | 1
peripheral concern٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣اهمیت ناچیزگزارش
0 | 0
in absolute terms٢٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣به طور مطلق measured by itself, not in comparison with other things - In absolute terms wages have risen, but not in comparison with the cost of li ... گزارش
2 | 0
greater london١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣لندن بزرگگزارش
0 | 1
submitted١٤:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣تسلیم شده، تقدیم شده، عرضه شده، عرضه داشته، تقدیم داشتهگزارش
16 | 1
self reported١٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣خودسنجی ( شده ) ، خودارزیابی ( شده ) ، گزارش شخصیگزارش
14 | 0
zero carbon١٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣کربن صفر، فاقد کربن، عاری از کربنگزارش
2 | 0
zero emission١٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣ناآلایندهگزارش
7 | 0
clean fuels١٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣سوخت های پاکگزارش
2 | 0
clean fuel١٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣سوخت پاکگزارش
0 | 0
low polluting١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣کم آلایندهگزارش
0 | 0
highly polluting١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣پرآلایندهگزارش
0 | 0
motorized١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری، موتوری شده، موتوریزه شدهگزارش
2 | 0
motorize١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری سازی، موتوریزه سازیگزارش
0 | 1
motorised١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری شده، موتوریزه شدهگزارش
0 | 0
motorise١١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣برای معانی بیشتر مدخل motorize را ببینیدگزارش
0 | 0
motorisation١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣برای معانی بیشتر مدخل motorization را ببینیدگزارش
0 | 0
motorization١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوریزه شدن، موتوریزه شدگی، موتوری سازی، موتوریزه سازیگزارش
5 | 0
relationalist١١:١١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣رابطه گرا ( یی ) ، رابطه مند گرا ( یی )گزارش
0 | 0
relationalism١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣رابطه گرایی، رابطه مند گراییگزارش
0 | 0
regionalist٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣منطقه گرا ( یی )گزارش
0 | 0
readings٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣تفاسیر، برداشت هاگزارش
5 | 1
the present situation٠٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣وضعیت کنونیگزارش
0 | 0
noncommercial٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢غیرتجاریگزارش
5 | 0
prominent٢٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢عمدهگزارش
18 | 1
cooking٢٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢پخت، پخت وپزگزارش
14 | 1
mandate٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢حکم کردنگزارش
14 | 0
c40 cities climate leadership group٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢گروه رهبری اقلیمی شهرهای C40گزارش
2 | 0
مد نظر١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢مورد نظرگزارش
21 | 0
exactions١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢مطالباتگزارش
0 | 0
albeit١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠١هرچندگزارش
12 | 0
coded١٩:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠١رمزگذاری شده، کدگذاری شده، کدشده، کدنویسی شدهگزارش
5 | 0
bikeway١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١مسیر دوچرخهگزارش
0 | 0
pertain to١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠١متعلق/وابسته/منوط/مرتبط بودن بهگزارش
9 | 1
cost benefit١٧:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١هزینه - فایدهگزارش
14 | 0
readjust١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١بازتنظیمگزارش
12 | 0
readjustment١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١بازتنظیمگزارش
0 | 0
wipeout mitigation١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تقلیل ناکامیگزارش
0 | 0
a piece of cake١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠١سه سوتهگزارش
12 | 2
worsement١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١نقصان، زوال، فرسودگیگزارش
0 | 0
windfall recapture١٤:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠١مالیات بر سود غیرمنتظرهگزارش
0 | 0
land value capture١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١حق مشرفیتگزارش
0 | 0
spark curiosity١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن کنجکاویگزارش
5 | 0
affect١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تاثیرگذاریگزارش
7 | 1
spark hope١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن/شعله ور کردن امیدگزارش
0 | 0
spark interest١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن علاقهگزارش
5 | 0
spark١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختنگزارش
32 | 1
public investment١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١سرمایه گذاری دولتیگزارش
7 | 0
carpooling١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠١اشتراک گذاری خودروگزارش
23 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده