محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



adverse effect١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤اثر مخرب/نامطلوب/زیانبار/مضر/سوءگزارش
9 | 0
world commission on environment and development١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه گزارش
0 | 0
ecodistrict١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ناحیه اکو، منطقه الکولوژیکگزارش
0 | 0
fuel economy١٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤مقرون بصرفگی/بهره وری سوختگزارش
2 | 1
fuel switching١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤جایگزینی سوخت Fuel switching is the substitution of one energy source for another in order to meet requirements for heat, power, and/or electrical ge ... گزارش
2 | 0
spillover effects١١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤اثرات/آثار جانبی، اثرات/آثار سرریز، اثرات/آثار خارجیگزارش
5 | 0
spillover effect١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤اثر سرریز، اثر جانبی، اثر خارجی a secondary effect that follows from a primary effect, and may be far removed in time or place from the event that ... گزارش
7 | 0
achievability١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤امکان دستیابی، حصول پذیریگزارش
0 | 0
achievable١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤حصول پذیرگزارش
2 | 0
specially١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤خصوصا، علی الخصوصگزارش
0 | 1
message١١:١٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤گزارشگزارش
9 | 1
uncommon١٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤غیرمتداول، نامتداول، غیرمتعارف، نارایج، غیرمرسوم، نامرسومگزارش
5 | 0
reviewed١٠:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤بررسی/بازنگری شده، مورد بررسی/بازنگریگزارش
16 | 1
survey١٠:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤سنجش آماریگزارش
37 | 0
popularity١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تداول، رواجگزارش
5 | 1
it is worth noting that١٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤درخور ذکر است کهگزارش
2 | 0
worth noting١٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤شایان/درخور ذکرگزارش
16 | 0
it is worth noting١٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤شایان/درخور ذکر استگزارش
2 | 0
has to do with٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣وابسته/مربوط بودن به، ربط/ارتباط داشتن با، بستگی داشتن بهگزارش
21 | 0
western germany٢٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣آلمان غربیگزارش
0 | 0
inventory٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣گزارش، رکورد، شرحگزارش
12 | 1
peripheral concern٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣اهمیت ناچیزگزارش
0 | 0
in absolute terms٢٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣به طور مطلق measured by itself, not in comparison with other things - In absolute terms wages have risen, but not in comparison with the cost of li ... گزارش
2 | 0
greater london١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣لندن بزرگگزارش
0 | 1
submitted١٤:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣تسلیم شده، تقدیم شده، عرضه شده، عرضه داشته، تقدیم داشتهگزارش
25 | 1
self reported١٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣خودسنجی ( شده ) ، خودارزیابی ( شده ) ، گزارش شخصیگزارش
23 | 0
zero carbon١٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣کربن صفر، فاقد کربن، عاری از کربنگزارش
2 | 0
zero emission١٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣ناآلایندهگزارش
7 | 0
low polluting١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣کم آلایندهگزارش
2 | 0
clean fuels١٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣سوخت های پاکگزارش
2 | 0
clean fuel١٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣سوخت پاکگزارش
2 | 0
highly polluting١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣پرآلایندهگزارش
0 | 0
motorised١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری شده، موتوریزه شدهگزارش
0 | 0
motorized١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری، موتوری شده، موتوریزه شدهگزارش
2 | 0
motorize١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوری سازی، موتوریزه سازیگزارش
0 | 1
motorise١١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣برای معانی بیشتر مدخل motorize را ببینیدگزارش
0 | 0
motorisation١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣برای معانی بیشتر مدخل motorization را ببینیدگزارش
0 | 0
motorization١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣موتوریزه شدن، موتوریزه شدگی، موتوری سازی، موتوریزه سازیگزارش
5 | 0
relationalist١١:١١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣رابطه گرا ( یی ) ، رابطه مند گرا ( یی )گزارش
0 | 0
relationalism١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣رابطه گرایی، رابطه مند گراییگزارش
0 | 0
regionalist٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣منطقه گرا ( یی )گزارش
0 | 0
readings٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣تفاسیر، برداشت هاگزارش
7 | 1
the present situation٠٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣وضعیت کنونیگزارش
0 | 0
noncommercial٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢غیرتجاریگزارش
7 | 0
prominent٢٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢عمدهگزارش
21 | 1
cooking٢٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢پخت، پخت وپزگزارش
14 | 1
mandate٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢حکم کردنگزارش
16 | 1
c40 cities climate leadership group٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢گروه رهبری اقلیمی شهرهای C40گزارش
2 | 0
مد نظر١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢مورد نظرگزارش
25 | 0
exactions١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢مطالباتگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده