محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



evaporation loss١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥اتلاف تبخیرگزارش
2 | 0
plants١٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥1 کارخانجات، تاسیسات، تجهیزات، ماشین آلات، کارگاه ها، واحدهای صنعتی، واحدهای تولیدی 2 گیاهان، نباتات، رستنی ها، سبزیجاتگزارش
60 | 1
thermal power plant١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥نیروگاه حرارتیگزارش
2 | 0
water supplies١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥منابع آبگزارش
9 | 0
disproportional١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥نامتناسبگزارش
9 | 0
disproportionally١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥به طور نامتناسبیگزارش
7 | 0
building materials٢٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤مصالح ساختمانیگزارش
7 | 0
equivalent to٢١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤معادل باگزارش
7 | 0
paved surface٢١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤سطح سنگفرش شدهگزارش
5 | 0
radiative forcing٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤بی توازنی/اجبار/واداشت تابشیگزارش
2 | 0
proven٢١:١٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤قطعی، مطمئن، موثق، معتبرگزارش
46 | 1
smog٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤دودودمگزارش
18 | 0
smoggy٢١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤پردودگزارش
2 | 0
thermal comfort٢١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤آسایش حرارتی/دماییگزارش
0 | 0
thermal discomfort٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ناآسودگی حرارتی/دماییگزارش
2 | 0
discomfort٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ناآسودگیگزارش
16 | 1
industrial facilities٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تاسیسات صنعتیگزارش
2 | 0
reemerge٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤دوباره/از نو سربرآوردنگزارش
7 | 0
energy security٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤امنیت انرژیگزارش
2 | 1
energy supply٢٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤عرضه/تامین/منبع انرژیگزارش
2 | 0
decarbonised١٦:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کربن زدایی شدهگزارش
0 | 0
decarbonise١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤مدخل decarbonize را ببینیدگزارش
2 | 0
decarbonising١٦:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کربن زداییگزارش
0 | 1
decarbonisation١٦:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کربن زداییگزارش
0 | 1
decarbonized١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کربن زدایی شدهگزارش
2 | 0
decarbonizing١٦:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤کربن زداییگزارش
2 | 0
cobenefits١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤مزایای جانبی/مشترکگزارش
2 | 0
co effect١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تاثیر مشترک، اثر جانبیگزارش
2 | 0
monetized١٦:٢٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤به صورت نقدینهگزارش
0 | 0
parked١٦:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤پارک شدهگزارش
7 | 0
shading١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤هاشورزنیگزارش
5 | 1
shade١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤هاشورزنیگزارش
5 | 0
air pollutant١٥:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤آلاینده هواگزارش
2 | 0
emitted from١٥:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤منتشره/صادره/ساطع شده ازگزارش
0 | 1
fine particulate matter١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ریزذرات معلقگزارش
0 | 0
waste heat١٥:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤گرمای اتلافی/زایدگزارش
2 | 0
burdens١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤معضلاتگزارش
12 | 0
particulate matter١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ذرات معلقگزارش
9 | 0
a wide range of١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤طیف گسترده ای/وسیعی از، مجموعه بزرگی ازگزارش
12 | 0
reframe١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤پیکربندی مجدد، دوباره پیکربندی کردنگزارش
7 | 0
net effect١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تاثیر/اثر نهاییگزارش
7 | 1
if appropriate١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤در صورت لزومگزارش
21 | 1
side effects١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤عوارض جانبی، آثار ثانویگزارش
44 | 1
when appropriate١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤در صورت لزومگزارش
9 | 0
where appropriate١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤در صورت لزومگزارش
5 | 1
where necessary١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤در صورت لزومگزارش
2 | 1
if necessary١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤در صورت لزومگزارش
18 | 0
to the extent that١٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تا جایی کهگزارش
21 | 0
damages١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤لطمات، مضرات، عیوب، زیان ها، گزندهاگزارش
5 | 1
adverse effects١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤آثار مخرب/نامطلوب/زیانبار/مضر/سوءگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده