محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



call of duty١١:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/١٣ندای انجام وظیفهگزارش
41 | 5
positive thinking٠٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٠١مثبت اندیشی، مثبت نگری، مثبت بینیگزارش
14 | 1
play devil's advocate٠٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠١ساز مخالف زدن، ساز مخالف کوک کردن ( دفاع سرسختانه از استدلال غیر قابل دفاعی برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی )گزارش
16 | 1
invincible١٠:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٣مقهورنشدنیگزارش
9 | 1
premenstrual tension٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٠١( PMT مخفف ) تنش پیشاقاعدگی/پیش قاعدگی/پیش ازقاعدگیگزارش
5 | 1
PMT٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٠١تنش پیشاقاعدگی/پیش قاعدگی/پیش ازقاعدگی Pre Menstrual Tension ( PMT ) is a condition, occurring before and during a menstrual period, which is charact ... گزارش
7 | 0
premenstrual٠٩:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠١پیشاقاعدگی، پیش قاعدگی، پیش ازقاعدگیگزارش
5 | 1
kindly ones٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٢٢ازمابهترانگزارش
5 | 0
put on an act١٥:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٢٠نقش بازی کردنگزارش
9 | 0
without end١١:١٤ - ١٣٩٩/١١/١٩بی پایانگزارش
9 | 0
without a break١١:١٠ - ١٣٩٩/١١/١٩بلاانقطاع، بی وقفه، بلاوقفهگزارش
5 | 0
intimate relationship١٦:٠٣ - ١٣٩٩/١١/١٨رابطه عاشقانه/عاطفیگزارش
9 | 0
hungry for٠٥:٥٨ - ١٣٩٩/١١/١٧عطش داشتن ( برای )گزارش
7 | 0
unimpressed١٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٤تاثیرنپذیرفته، نامتاثرگزارش
14 | 1
well cooked١١:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢٤خوش پخت، کاملا پختهگزارش
12 | 0
well beloved١١:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٤عزیزگزارش
9 | 0
well advised١١:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٤خردمندانه، سنجیده، بجاگزارش
14 | 0
lack of patience١٨:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٣کم طاقتی، بی صبری، ناشکیبایی، بیتابیگزارش
5 | 0
lack of sleep١٨:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٣کم خوابی، بی خوابیگزارش
7 | 1
lack of skill١٨:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٣ناواردی، نابلدیگزارش
2 | 0
two ended١٢:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٣دوسر two - ended wrench : آچار دوسرگزارش
5 | 0
flail١١:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٩دست وپا زدنگزارش
48 | 0
set the record straight٢٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦شفاف سازی برای معانی بیشتر مدخل put the record straight را ببینیدگزارش
23 | 1
self expression١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤خودابرازگریگزارش
12 | 1
self destruction١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤خودآسیب رسانی، خودآسیب زنیگزارش
2 | 0
self destruct١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤خودآسیب رسانی، خودآسیب زنیگزارش
7 | 0
self destructive behavior١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤رفتار خودآسیب رسان/خودآسیب زنگزارش
5 | 0
premise١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢مفروضهگزارش
12 | 0
mind٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٦وقع نهادن/گذاردنگزارش
5 | 1
i have no idea٠٨:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هیچ نظری/ایده ای/ذهنیتی ندارم، هیچ چیزی به ذهنم نمی رسد، بی نظرمگزارش
23 | 1
no idea٠٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/١٢I have ) no idea ) هیچ نظری/ایده ای/ذهنیتی ندارم، هیچ چیزی به ذهنم نمی رسد، بی نظرمگزارش
25 | 0
brunch٠٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩ساعت دَهیگزارش
16 | 1
negative thinking١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٨منفی نگری، منفی بینی، سیه فکری، سیه اندیشی، سیاه اندیشی، منفی بافی، تفکر منفیگزارش
9 | 0
retroposition١٧:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣عقب رفتگی، پس رفتگی، عقب برگشتگی، جابجایی خلفیگزارش
5 | 1
university students١٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢١دانشجویانگزارش
9 | 1
students١٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢١دانشجویان، محصلان، محصلین، فراگیرانگزارش
28 | 1
student١٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢١فراگیرگزارش
25 | 3
big cities١٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٨شهرهای بزرگ گزارش
14 | 1
left to the mercies of١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٨leave to the mercy of : Leave someone or something exposed to probable danger or harm To allow one to face the punishment or rebukes of something o ... گزارش
14 | 1
mercy١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٨ملاطفتگزارش
18 | 1
disappearance١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٨برچیدگی، انحلالگزارش
12 | 1
macroevolution١٤:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٧کلان فرگشتگزارش
7 | 0
get٢١:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/١٣حصول، دستیابیگزارش
21 | 2
friendliness٢٠:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٣موانست، شفقت، صمیمیت، الفت، موافقتگزارش
7 | 1
public assistance programs٢١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣برنامه کمک های دولتیگزارش
7 | 0
business ownership٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣مالکیت کسب وکارگزارش
7 | 0
recyclable١٦:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣( noun ) ماده قابل بازیافت، ماده بازیافت پذیرگزارش
12 | 0
green organics١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣مواد آلی سبزگزارش
9 | 1
nonrecyclable١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣غبرقابل بازیافت، بازیافت ناپذیر، بازیافت نشدنی، بازیافت ناشدنی، غیرقابل بازیابی، بازیابی ناپذیرگزارش
12 | 0
electricity use١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣مصرف برقگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده