محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dogma١٠:٤٦ - ١٣٩٨/١٢/١٨اصولگزارش
9 | 1
docility١٠:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/١٨حرف شنویگزارش
2 | 1
largesse١٠:٤٢ - ١٣٩٨/١٢/١٨گشاده دستیگزارش
14 | 1
dimwitted١٠:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/١٨نابخردگزارش
0 | 1
defaulting١٠:٣٥ - ١٣٩٨/١٢/١٨قصور/قاصر ( در پرداخت بدهی ) ، نکول، نکول کنندهگزارش
9 | 1
defaulted١٠:٣٤ - ١٣٩٨/١٢/١٨مورد غفلت، فروگذارده، مورد قصورگزارش
2 | 1
debt default١٠:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٨قصور ( در ) بدهیگزارش
2 | 1
defaulter١٠:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/١٨( فرد ) قاصر ( در پرداخت بدهی ) ، نکول کنندهگزارش
0 | 1
default١٠:٣١ - ١٣٩٨/١٢/١٨قصور ورزیدن در پرداخت بدهی ، قاصر ماندن/بودن در پرداخت بدهیگزارش
46 | 1
deconstruct١٠:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١٨ساختارزداییگزارش
12 | 2
debt defaults١٠:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٨قصورات بدهیگزارش
0 | 1
debris١٠:٢٣ - ١٣٩٨/١٢/١٨ته مانده، کثافاتگزارش
5 | 1
dead loss١٠:٢١ - ١٣٩٨/١٢/١٨عبث، بیهوده، بی ثمر، بی فایدهگزارش
18 | 1
quite so١٠:١٦ - ١٣٩٨/١٢/١٨دقیقاگزارش
7 | 1
in relation to٠٩:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٨درخصوص، بر حول، بر محور، در بابگزارش
12 | 1
necessary٠٨:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/١٨to be necessary : ضرورت داشتنگزارش
18 | 1
intervening١٩:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٦میانی، بینابینی intervening period : دوره میانی مداخله گر، مداخله کنندهگزارش
46 | 1
intervening period١٩:٥٠ - ١٣٩٨/١٢/١٦دوره میانیگزارش
0 | 1
for a start١٨:٤٦ - ١٣٩٨/١٢/١٦در وهله اول/نخستگزارش
2 | 1
agenda١٨:٣٦ - ١٣٩٨/١٢/١٦دستورالعمل، برنامهگزارش
39 | 1
information sharing١٦:٢٧ - ١٣٩٨/١٢/١٦اشتراک اطلاعاتگزارش
2 | 1
work ethic١٤:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/١٦اخلاق کاریگزارش
44 | 1
ethic١٤:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/١٦اخلاقیاتگزارش
53 | 1
engaging١٤:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٦شرکت ( کردن ) ، اشتغال، تقبل، نامزدی، درگیر/دخیل/مشغول شدنگزارش
25 | 1
music editor١٤:١١ - ١٣٩٨/١٢/١٦آهنگسازگزارش
0 | 0
indications١١:١٣ - ١٣٩٨/١٢/١٦قراینگزارش
2 | 1
in the same way١١:١١ - ١٣٩٨/١٢/١٦به طور یکسانگزارش
23 | 1
a small number of thing or people١٠:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/١٦شمار اندکی ازگزارش
2 | 1
small number of١٠:٥٢ - ١٣٩٨/١٢/١٦شمار اندکی از، تعداد کمی ازگزارش
2 | 1
leave behind١٠:٣١ - ١٣٩٨/١٢/١٦پیشی جستن/گرفتن، پیش افتادن، عبور کردن، جلو زدنگزارش
14 | 1
arise٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/١٦سر برآوردنگزارش
14 | 1
knowing٠٩:٢٠ - ١٣٩٨/١٢/١٦معنادارگزارش
14 | 1
knowing look٠٧:٤٢ - ١٣٩٨/١٢/١٦نگاه معنادارگزارش
9 | 1
feelgood٠٧:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٦خوشایند، مطلوب، مطبوع، دلپذیر، لذت بخش، مسرت بخشگزارش
14 | 1
eagerly٠٧:٤٣ - ١٣٩٨/١٢/١٦با اشتیاق، از روی/از سر اشتیاقگزارش
2 | 1
lean forward٠٧:٤٢ - ١٣٩٨/١٢/١٦خم شدن/متمایل شدن به جلوگزارش
16 | 1
sponsored٢٣:٣٥ - ١٣٩٨/١٢/١٥تحت حمایت مالی government - sponsored : تحت حمایت مالی دولتگزارش
39 | 1
what does it mean٢٠:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/١٥( این ) یعنی چه، ( این ) به چه معناست، ( این ) چه معنی می دهد، ( این ) چه معنایی داردگزارش
67 | 1
modular١٨:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/١٥پودمانی/پودمانگزارش
28 | 1
unresilient٢٠:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/١٣انعطاف ناپذیر، نامنعطفگزارش
2 | 1
the degree to which٢٠:١٩ - ١٣٩٨/١٢/١٣به میزانی که، هرچه، هرقدرگزارش
23 | 1
in unison٢٠:٠٠ - ١٣٩٨/١٢/١٣به اتفاق، هم آهنگ، هماهنگ، هم نواگزارش
16 | 1
segmented١٩:٤١ - ١٣٩٨/١٢/١٣چندپاره، چندتکه، چندبخشی، چندجزئیگزارش
23 | 1
insulated١٩:٣٥ - ١٣٩٨/١٢/١٣جدا، منزویگزارش
12 | 1
unlikely١٩:١٣ - ١٣٩٨/١٢/١٣نامحتملگزارش
25 | 1
highly connected١٩:٠٦ - ١٣٩٨/١٢/١٣پراتصالگزارش
0 | 1
prioritise١٧:٥٤ - ١٣٩٨/١٢/١٣اولویت بندی، اولویت گذاریگزارش
14 | 1
prioritization١٧:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/١٣اولویت گذاریگزارش
7 | 1
prioritized١٧:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/١٣اولویت گذاری شدهگزارش
5 | 1
prioritize١٧:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/١٣اولویت گذاریگزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده