محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

۳۱ ساله، لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pillola١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧قرص ( به زبان ایتالیایی؛ معادل pill در انگلیسی )گزارش
5 | 1
ragazzi١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧پسرها، پسران، رفقا، جمعی از دختران و پسران ( زبان ایتالیایی )گزارش
5 | 1
ragazzo١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧پسر ( زبان ایتالیایی )گزارش
2 | 1
sorella١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧خواهر ( به زبان ایتالیایی؛ معادل sister در انگلیسی )گزارش
5 | 1
ciao ciao١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧بای بای ( خداحافظ خودمونی )گزارش
7 | 0
play dumb٠٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦( عمدا ) گیج بازی درآوردنگزارش
7 | 0
mentalization٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٨عقلانی سازیگزارش
2 | 1
crush٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠a brief but intense infatuation for someone, especially someone unattainable she did have a crush on Dr Russell someone who is the subject of such ... گزارش
2 | 0
problematic٢٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠دردسرآفرینگزارش
2 | 0
pros and cons٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مضرات و محاسنگزارش
7 | 0
logger٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩الواربردارگزارش
0 | 0
lumberman٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩الواربردارگزارش
2 | 0
preschooler٢١:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩پیش دبستانیگزارش
5 | 0
crowd in١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩در سر کسی همهمه کردن If problems or thoughts crowd in on you, a lot of them happen to you or affect you at the same time, so that they occupy all yo ... گزارش
0 | 1
overshadowing١٥:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩کم اهمیت سازیگزارش
5 | 1
overshadow١٥:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩کم اهمیت سازیگزارش
2 | 0
premature١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩نسنجیدهگزارش
7 | 0
be on the fence١٥:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مدخل sit on the fence را ببینیدگزارش
0 | 0
sit on the fence١٥:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دوبه شک/مردد/نامصمم بودنگزارش
2 | 1
on the fence١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دودل، نامصمم، بی طرف، بر سر دوراهیگزارش
2 | 0
تردمیل١٨:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گام سنج، دوسنجگزارش
5 | 0
treadmill١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨( دستگاهِ ) گام سنج، دوسنجگزارش
0 | 0
problem solver١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گره گشا، کارساز، حلال مسائل، برطرف کننده مشکلگزارش
5 | 0
problem solving١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گره گشایی، مشکل گشایی گره گشا، کارسازگزارش
5 | 0
miracle man١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧معجزه آفرینگزارش
0 | 0
should not١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠١نمی بایست، نمی بایستی، نباید، درست/صحیح/سزاوار/روا/خوب نیست، نسزد ( که )گزارش
2 | 1
shouldn't١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠١نمی بایست، نباید، درست/صحیح/سزاوار/روا/خوب نیست، نسزد کهگزارش
2 | 0
blank out٢٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣صرف نظر کردن، به کل فراموش کردن، پشت سر انداختن، ازیاد بردن، نادیده گرفتن، از خاطر بردنگزارش
5 | 0
incidental١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣تصادفیگزارش
14 | 0
lay waste١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣با خاک یکسان کردنگزارش
9 | 0
rivet١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣میخکوب کردنگزارش
12 | 0
mistrust١٥:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣بی اعتمادیگزارش
7 | 0
self soothe٠١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣خودآرام سازی، خودآرامگری، خودآرامش بخشی، خودتسکین دهیگزارش
2 | 0
the way٠٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢آن سان، آن سانی کهگزارش
9 | 1
troublemaker٠٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢مشکل آفرین، مشکل تراش، مشکل زا، مشکل برانگیز دردسرآفرین، دردسرتراش، دردسرزا، دردسربرانگیز فتنه آفرین، فتنه تراش، فتنه زا، فتنه برانگیزگزارش
9 | 0
disadvantages١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/١٤مضرات، ایرادات، نقاط ضعفگزارش
7 | 0
play for a fool٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٢( کسی را ) خر فرض کردن To presume or believe that one is very stupid or foolish, or to treat one as suchگزارش
2 | 0
trial and error method١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥روش آزمون و خطاگزارش
2 | 0
testee١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥آزمودنیگزارش
2 | 1
examinee١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥آزمودنیگزارش
2 | 0
realised١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥املای دیگر realized، برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینیدگزارش
0 | 1
realise١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥املای دیگر realize، برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینیدگزارش
5 | 0
miss the point١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤نکته را نگرفتنگزارش
12 | 0
aphasia١٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠١ناتوانی در تکلمگزارش
5 | 0
summarise١٨:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠برای معانی بیشتر، مدخل summarize را ببینیدگزارش
9 | 1
یاداوری١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠recall, recollectionگزارش
2 | 0
drive١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠یکی از کاربران معنی "مشتق شدن" رو ذکر کرده و متاسفانه تعداد زیادی هم لایک خورده ولی مشتق شدن معادل derive است و نه driveگزارش
51 | 0
hardiness١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩سرسختی، جان سختی، سخت رویی، جسارت، تهور، شکیبایی، بردباری، رنج پذیری، بی پرواییگزارش
2 | 0
power players٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤قدرت نمایان، قدرت نمایی کنندگانگزارش
5 | 0
power player٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤قدرت نما، قدرت نمایی کنندهگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده