دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٤٨٢,٠٥٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
٧
لایک
لایک
٤٩,٨١٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٨,١٩٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

کلنی وار، کلنی گونه relating to a colony or colonies

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
١

حدود limits or boundaries The limits of a space or area; the borders

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Her very conventional parents could not understand why she had no desire to get married.
دیدگاه
١٢

والدین خیلی سنتی او نمی توانستند بفهمند چرا او هیچ تمایلی به ازدواج ندارد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
My grandmother's generation did not have television.
دیدگاه
١١

نسل مادربزرگم تلویزیون نداشتند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
He calls his mother once a month.
دیدگاه
٩

او ماهی یک بار به مادرش زنگ می زند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She was once a teacher.
دیدگاه
١٠

او زمانی معلم بود

تاریخ
٤ سال پیش
متن
We will call the center of the circle point A.
دیدگاه
١

ما مرکز این دایره را نقطه آ خواهیم نامید

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.