محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



uni sectoral١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧تک بخشیگزارش
2 | 1
overwork١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦پرکاری ( کردن )گزارش
5 | 1
overworking١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦پرکاریگزارش
7 | 1
lose one٢٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥عقل خود را از دست دادنگزارش
2 | 1
temptress١٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥اغواگرگزارش
7 | 1
enlightened١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤رهیافته، راهیافتهگزارش
12 | 1
adding to٠٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤به اضافه ی، به علاوه یگزارش
7 | 1
quick to act٠٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤تندکار، سریع العمل، چالاک، زبردستگزارش
5 | 1
locals١١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٩محلی هاگزارش
23 | 1
the locals١١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٩محلی ها، مردم محلیگزارش
5 | 1
papercut١٩:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٢خراشگزارش
9 | 1
macrosystem٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩کلان سیستم، کلان نظامگزارش
7 | 1
microsystem٢٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩خرده نظام، خردنظام، نظام خردگزارش
5 | 1
material artist٠٩:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٣١رزمی کارگزارش
5 | 1
passable٠٨:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٣١پذیرفتنیگزارش
7 | 1
yep٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٣١اوهومگزارش
23 | 1
ju di morale١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧غمگین ( زبان ایتالیایی ) ( ju یعنی پایین، di حرف ربط، morale روحیه، معنی تحت الفظی: کم روحیه )گزارش
2 | 1
fuori١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧بیرون ( زبان ایتالیایی )گزارش
2 | 1
fuoco١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧آتش ( به زبان ایتالیایی؛ معادل fire در انگلیسی )گزارش
2 | 1
pillola١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧قرص ( به زبان ایتالیایی؛ معادل pill در انگلیسی )گزارش
5 | 1
ragazzi١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧پسرها، پسران، رفقا، جمعی از دختران و پسران ( زبان ایتالیایی )گزارش
5 | 1
ragazzo١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧پسر ( زبان ایتالیایی )گزارش
2 | 1
sorella١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧خواهر ( به زبان ایتالیایی؛ معادل sister در انگلیسی )گزارش
5 | 1
ciao ciao١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧بای بای ( خداحافظ خودمونی )گزارش
12 | 0
play dumb٠٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦( عمدا ) گیج بازی درآوردنگزارش
7 | 0
mentalization٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٨عقلانی سازیگزارش
2 | 1
crush٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠a brief but intense infatuation for someone, especially someone unattainable she did have a crush on Dr Russell someone who is the subject of such ... گزارش
5 | 0
problematic٢٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠دردسرآفرینگزارش
5 | 0
pros and cons٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مضرات و محاسنگزارش
7 | 1
logger٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩الواربردارگزارش
0 | 0
lumberman٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩الواربردارگزارش
2 | 0
preschooler٢١:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩پیش دبستانیگزارش
7 | 0
crowd in١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩در سر کسی همهمه کردن If problems or thoughts crowd in on you, a lot of them happen to you or affect you at the same time, so that they occupy all yo ... گزارش
0 | 1
overshadowing١٥:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩کم اهمیت سازیگزارش
5 | 1
overshadow١٥:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩کم اهمیت سازیگزارش
2 | 0
premature١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩نسنجیدهگزارش
12 | 0
be on the fence١٥:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مدخل sit on the fence را ببینیدگزارش
0 | 0
sit on the fence١٥:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دوبه شک/مردد/نامصمم بودنگزارش
7 | 1
on the fence١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دودل، نامصمم، بی طرف، بر سر دوراهیگزارش
7 | 1
تردمیل١٨:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گام سنج، دوسنجگزارش
12 | 0
treadmill١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨( دستگاهِ ) گام سنج، دوسنجگزارش
0 | 1
problem solver١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گره گشا، کارساز، حلال مسائل، برطرف کننده مشکلگزارش
9 | 0
problem solving١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨گره گشایی، مشکل گشایی گره گشا، کارسازگزارش
5 | 0
miracle man١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧معجزه آفرینگزارش
0 | 0
should not١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠١نمی بایست، نمی بایستی، نباید، درست/صحیح/سزاوار/روا/خوب نیست، نسزد ( که )گزارش
2 | 1
shouldn't١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠١نمی بایست، نباید، درست/صحیح/سزاوار/روا/خوب نیست، نسزد کهگزارش
5 | 0
blank out٢٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣صرف نظر کردن، به کل فراموش کردن، پشت سر انداختن، ازیاد بردن، نادیده گرفتن، از خاطر بردنگزارش
5 | 0
incidental١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣تصادفیگزارش
16 | 1
lay waste١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣با خاک یکسان کردنگزارش
9 | 0
rivet١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣میخکوب کردنگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده