محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



built١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٤مصنوع، مورد ساخت وساز قرار گرفتهگزارش
16 | 1
accounting١٣:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٤محاسبهگزارش
23 | 0
global١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٤در جهانگزارش
12 | 1
accounting method١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٤شیوه محاسبهگزارش
0 | 0
exemplified١٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/١١تمثل یافتهگزارش
12 | 1
exemplify١٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/١١تمثلگزارش
2 | 1
organized١٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/١١صورت گرفتهگزارش
2 | 1
means of communication١٠:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/١١وسایل ارتباطیگزارش
9 | 1
means of payment١٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/١١روش ( های ) پرداختگزارش
2 | 0
delineation٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١١تفکیک، تحدیدگزارش
16 | 0
territorialisation٠٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/١١املای دیگر territorialization، برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینیدگزارش
2 | 0
territorialise٠٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/١١املای دیگر territorialize، برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینیدگزارش
2 | 0
connotation٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/١١تلویحگزارش
5 | 1
territorialize٠٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/١١سرزمین سازی، قلمروبندیگزارش
2 | 0
connotations٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/١١تلویحاتگزارش
14 | 0
mobilization١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٠٤جنبشگزارش
9 | 1
scientific progress١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٠٤پیشرفت علم/علمیگزارش
2 | 1
put your heart into٢١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣put your heart and soul into : با جان و دل انجام دادنگزارش
16 | 1
towards١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢در جهتگزارش
25 | 1
innately١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢طبعا، فطرتاگزارش
12 | 1
forms١٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢اَشکال، انواع، اقسام، صور، وجوه، قالب ها، الگوهاگزارش
108 | 1
adaptation١٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢تطبیق دهی، تطابق دهیگزارش
12 | 1
uranus٢١:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣١برابر پارسی: آهوره ( یکی از سیارات نه گانه منظومه شمسی که از لحاظ فاصله نسبت به خورشید در ردیف هفتم قرار گرفته است )گزارش
16 | 1
when will you go١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠گاهی می توان زمان آینده را در زبان فارسی با زمان حال ترجمه کرد: کی می روی ( به جای کی خواهی رفت ) کی می روید ( به جای کی خواهید رفت ) گاهی هم با اس ... گزارش
7 | 1
get a grip on yourself١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧خود را جمع و جور کردن، بر خود مسلط شدنگزارش
25 | 1
get a grip١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧مسلط شدن ( بر خود )گزارش
16 | 1
children١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧اطفالگزارش
25 | 2
fine with me٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦از نظر من خوبه، موافقمگزارش
25 | 1
service learning١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥یادگیری خدمت محورگزارش
5 | 1
turn١٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥تغییر، تحولگزارش
48 | 1
approach١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٢پیش آمدنگزارش
12 | 1
armour١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٣/٢٢املای دیگر armor، برای معانی بیشتر به آن مدخل رجوع کنیدگزارش
7 | 1
at a price١١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٢٢به قیمت گزافگزارش
9 | 1
tachogram١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢١تندی نگار، تاکوگرامگزارش
2 | 1
contextual١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢١محیطیگزارش
39 | 1
have two left feet٢٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠to be very awkward with one's feet. ( Often refers to awkwardness at dancing. ) I'm sorry, I can't dance better. I have two left feet. he has tw ... گزارش
5 | 1
hit the book٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠خرخوانی کردنگزارش
30 | 1
hit below the belt٢٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠ناعادلانه بودن، ناعادلانه رفتار کردنگزارش
7 | 1
be green٢٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠بی تجربه/کم تجربه بودنگزارش
12 | 1
hyperarid١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠فراخشکگزارش
7 | 1
rearrangment٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٧بازآراییگزارش
12 | 1
rearrange٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٧بازآرایی، بازچینیگزارش
25 | 1
components٢١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٧مواد تشکیل دهنده/متشکلهگزارش
7 | 1
structural funds٠٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦منابع/وجوه ساختاریگزارش
2 | 1
fate fell short١١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٤تقدیر یاری نکرد، قسمت نبودگزارش
7 | 1
voting٢٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٣رای ریزی، رای دهی رای دهنده، رای ریزگزارش
9 | 1
organizer٠٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢برگزارکنندهگزارش
30 | 1
drifter٠٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢خانه به دوش، آسمان جلگزارش
7 | 1
push back٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢مخالفتگزارش
32 | 1
drag racing٠٨:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢مسابقه/مسابقات تعیین سرعتگزارش
5 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده