محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



macro level١٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٧کلان سطحگزارش
0 | 0
addressed١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٧مطروحهگزارش
2 | 1
pantropics١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٧نواحی گرمسیری، مناطق حارهگزارش
0 | 0
land clearing١٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٧پاکسازی اراضیگزارش
5 | 0
first order١٤:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٧دسته اولگزارش
5 | 0
blow up١٤:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٧( عکس/تصویر ) بزرگ شدهگزارش
7 | 0
out to١٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٧مصمم/مُصر برگزارش
5 | 0
corresponding to١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٧برابر با، معادل باگزارش
7 | 0
realistically١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٧به واقعگزارش
5 | 1
dashed lines١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٧خط چین هاگزارش
0 | 0
tables١٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٧جداولگزارش
12 | 1
overestimate١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٧بیش از حد/بیش از اندازه تخمین زدنگزارش
21 | 0
less developed١٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٧کمترتوسعه یافتهگزارش
2 | 0
begun to١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٧اندک اندک، به تدریج، تدریجاگزارش
5 | 0
downscaled١١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٧مقیاس کاسته، مقیاس کاهی شدهگزارش
0 | 0
converged١٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٧ملحق ( شده ) ، به هم پیوسته، ( به هم ) نزدیک شده، همگرا، متلاقی، همسان، متقارب، ( به هم ) گراییدهگزارش
9 | 0
draw conclusions١٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٦نتیجه گیریگزارش
32 | 1
normalize١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٦عادی سازی، قاعده مندسازیگزارش
2 | 0
normalizing١٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٦عادی سازی، قاعده مندسازیگزارش
2 | 1
in many cases١٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٦در موارد بسیارگزارش
5 | 0
several hundred١٧:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٦چند صدگزارش
0 | 0
least developed١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٦کم توسعه یافته ترین، دارای کمترین توسعه، با حداقل توسعه یافتگیگزارش
2 | 0
track down١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٦پیگیری ( کردن )گزارش
14 | 1
applications١٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٦نرم افزارها، اپلیکیشن ها، برنامه های کاربردیگزارش
12 | 1
join forces١٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٦هم قوا شدنگزارش
7 | 0
joined forces١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٦هم قوا شدنگزارش
0 | 0
standardizing١٤:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٦استانداردسازیگزارش
2 | 0
released١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٦منتشرهگزارش
9 | 1
missing data١٤:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٦داده های ناموجود، فقدان داده ( ها )گزارش
7 | 0
commonly accepted١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٦( عموما ) پذیرفته شدهگزارش
2 | 0
comparable١٤:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٦قابل قیاسگزارش
16 | 0
estimated to١٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٦is/are estimated to : برآورد می شود که، بر اساس برآورد، طبق/مطابق با برآوردهاگزارش
0 | 0
estimated١٤:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٦is estimated to : برآورد می شود که، بر اساس برآورد، طبق/مطابق با برآوردهاگزارش
12 | 1
end١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/١٦سرحدگزارش
2 | 1
attributed to١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/١٦منسوب/منتسب بهگزارش
5 | 0
central asia٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٥آسیای مرکزیگزارش
5 | 0
northern africa٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٥آفریقای شمالی، شمال آفریقاگزارش
0 | 1
lower middle٢١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٥متوسط به پایین Lower - Middle Income : درآمد متوسط به پایینگزارش
2 | 0
upper middle٢١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٥متوسط به بالا Upper - Middle Income : درآمد متوسط به بالاگزارش
0 | 0
severe drought١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/١٥خشکسالی شدید/سختگزارش
2 | 0
keywords١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٥کلیدواژه ها، کلیدواژگانگزارش
12 | 0
publications١٧:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٥مطالب منتشرشدهگزارش
14 | 1
quantify١٧:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٥به صورت کمّی بیان کردن/نشان دادنگزارش
7 | 0
the few١٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٥اندک The few studies that exist will be discussed : اندک مطالعات موجود به بحث گذاشته خواهند شدگزارش
0 | 0
city rich١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٥پُرشهرگزارش
0 | 0
downscale١٦:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٥کاهش مقیاس، مقیاس کاهی، مقیاس چیزی را کاهش دادنگزارش
2 | 1
available١٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٥در دستگزارش
9 | 1
wealth creation١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/١٥ثروت زایی، ایجاد/تولید ثروتگزارش
2 | 0
coincident١٦:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٥مصادفگزارش
9 | 1
doubling١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٥مضاعف سازی، مضاعف شدگی، دوبرابرسازی، دوبرابرشدگی، دو برابر شدنگزارش
21 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده