محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



references٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢منابع، مآخذگزارش
14 | 1
designed to٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢با هدفگزارش
2 | 1
synchronized٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢همگام سازی شدهگزارش
5 | 0
spillovers٢٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢عواقب، تبعات، عوارض، پیامدهاگزارش
0 | 0
rail transit٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢حمل ونقل ریلیگزارش
0 | 1
building blocks٢٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢سنگ بناگزارش
14 | 1
adapted١٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢مطابقگزارش
9 | 1
backed by١٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢تحت حمایتگزارش
2 | 0
some form of١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢شکلی ازگزارش
7 | 0
even though١٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢هر چند که، اگرچه کهگزارش
28 | 1
meso١٩:٠٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢متوسطگزارش
16 | 1
consume١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢به مصرف رساندنگزارش
14 | 1
poorly qualified١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢بی کیفیتگزارش
0 | 0
poorly made١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢بدساختگزارش
5 | 0
affected by١٦:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢تحت تاثیر، دستخوش، دچار، گرفتارگزارش
9 | 0
aiming١٦:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢نشانه گیریگزارش
16 | 0
shortening١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢کاهشگزارش
5 | 1
neotraditional١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢نوسنتی، نوسنت گراییگزارش
0 | 0
accompanied by١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢توام باگزارش
25 | 0
widening١٥:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢عریض سازیگزارش
5 | 1
widen١٥:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢عریض سازیگزارش
2 | 0
grain system١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢شبکه خطوطگزارش
0 | 0
grain١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢the way in which the lines of fibre run in wood, leather etc جهت لایه ها و نقش و نگارگزارش
7 | 1
nonmotorized١٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢غیرموتوریگزارش
2 | 0
living١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢ساکنگزارش
9 | 1
malls١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢پاساژهاگزارش
7 | 0
districts١٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢مناطق، نواحی، حوزه هاگزارش
18 | 0
semidetached١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢نیمه مجزاگزارش
16 | 1
semidetached house١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢خانه نیمه مجزاگزارش
12 | 0
multi family١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢چندخانواریگزارش
2 | 0
multi storey١١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢چندطبقهگزارش
2 | 0
trade off١١:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢compromise =گزارش
7 | 0
floor area١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١زیربناگزارش
12 | 0
light rail١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١قطار شهریگزارش
9 | 1
mass transit١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢١حمل ونقل عمومیگزارش
23 | 0
located in١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢١واقع/مستقر درگزارش
2 | 0
shopping list١٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢١لیست خریدگزارش
12 | 1
well studied١٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١به خوبی مطالعه شده، نیک مطالعه شده استگزارش
2 | 0
adjust١٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢١منطبق کردن، مطابقت دادنگزارش
18 | 1
in use١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١در حال مصرفگزارش
5 | 0
reverse٢١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠معکوس سازیگزارش
9 | 1
electricity grid٢٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠شبکه برقگزارش
18 | 0
limited٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠ناچیزگزارش
37 | 0
lie in١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠خوابیدن درگزارش
5 | 0
synthesized١٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠تلفیق شدهگزارش
7 | 0
most effective١٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠موثرترین، دارای بیشترین تاثیر، موثرتر از همهگزارش
5 | 0
service function١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠کارکرد خدمات/خدماتیگزارش
2 | 0
versus١٧:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠و در مقابل، یا در مقابل، و یا در مقابل گزارش
7 | 1
disentangle١٧:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠مرتب سازی، منظم سازی، جداسازیگزارش
9 | 0
will١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠گاهی می توان زمان آینده را در زبان فارسی با زمان حال ترجمه کرد: when will you go کی می روی ( به جای کی خواهی رفت ) گاهی هم با استفاده از فعل خواستن ... گزارش
28 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده