محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام نور ( با معدل ۱۷ )
مترجم دو کتاب نظام های بقا و شهرهای فوق العاده ( در دست چاپ )

سعی کرده ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



albeit١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠١هرچندگزارش
18 | 0
coded١٩:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠١رمزگذاری شده، کدگذاری شده، کدشده، کدنویسی شدهگزارش
5 | 0
bikeway١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١مسیر دوچرخهگزارش
0 | 0
pertain to١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠١متعلق/وابسته/منوط/مرتبط بودن بهگزارش
9 | 1
readjust١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١بازتنظیمگزارش
14 | 0
cost benefit١٧:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١هزینه - فایدهگزارش
14 | 0
readjustment١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١بازتنظیمگزارش
0 | 0
wipeout mitigation١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تقلیل ناکامیگزارش
0 | 0
a piece of cake١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠١سه سوتهگزارش
12 | 2
worsement١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١نقصان، زوال، فرسودگیگزارش
0 | 0
windfall recapture١٤:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠١مالیات بر سود غیرمنتظرهگزارش
0 | 0
spark curiosity١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن کنجکاویگزارش
5 | 0
land value capture١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١حق مشرفیتگزارش
0 | 0
affect١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تاثیرگذاریگزارش
7 | 1
spark hope١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن/شعله ور کردن امیدگزارش
0 | 0
spark interest١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختن علاقهگزارش
7 | 0
spark١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برانگیختنگزارش
44 | 1
public investment١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١سرمایه گذاری دولتیگزارش
7 | 0
carpooling١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠١اشتراک گذاری خودروگزارش
30 | 0
think١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تاملگزارش
2 | 1
think about١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تفکر درمورد/درباره/درخصوص/راجع به، اندیشیدن به، تامل برگزارش
7 | 1
incentivizing١٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠١تشویقگزارش
0 | 0
carpool١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠١اشتراک گذاری خودروگزارش
18 | 0
very effective١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١پراثر، پرتاثیر، پرثمر، بسیار موثرگزارش
0 | 0
proceeds١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١درآمد/سود حاصله، درآمدهاگزارش
7 | 1
imposed on١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١اعمال شده/تحمیل شده/وضع شده/بسته شده بر، اعمالی/تحمیلی برگزارش
7 | 0
builtout١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١توسعه یافته، رشدیافته، گسترش یافته، ساخته ( شده ) ، تکمیل ( شده ) ، کامل ( شده )گزارش
2 | 0
fully competent١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١قابل، متبحر، زبردستگزارش
0 | 0
competent١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١قابلگزارش
12 | 1
build out١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١ساخت، تکمیلگزارش
5 | 0
required to١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١لازم برای، مورد نیازِگزارش
2 | 0
engaged in١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠١درگیر/دخیل/شریک در، عهده دارِگزارش
7 | 0
drawn from١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برگرفته ازگزارش
37 | 0
draw from١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠١برگرفتن ازگزارش
23 | 0
public private partnership١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١همکاری/مشارکت/شراکت عمومی - خصوصیگزارش
5 | 0
raised by١٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠١ناشی از، برآمده از، برخاسته از، منتج از، حاصل از، ماحصل، فرآمدِ، مولودِگزارش
5 | 0
devoted١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١اختصاص یافته، تخصیص یافتهگزارش
18 | 1
community based١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١جامعه بنیانگزارش
2 | 0
u s green building council١١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١شورای ساختمان های سبز آمریکاگزارش
2 | 0
aimed at١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠١با هدفگزارش
25 | 1
being developed١٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١درحال توسعهگزارش
2 | 0
established standards١٠:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠١استانداردهای مقررگزارش
0 | 0
a succession of١٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١زنجیره ای از، سلسله ای از، تسلسلی ازگزارش
0 | 0
succession١٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١زنجیرهگزارش
14 | 0
harmonization١٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١هماهنگیگزارش
5 | 0
insulate٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٣١مصون ماندنگزارش
23 | 1
whims٢٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣١هوس ها، خیالات، اوهام، امیالگزارش
5 | 0
facilitating١٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣١تسهیل، تسهیل کننده، تسهیل گرگزارش
23 | 1
facilitator١٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣١تسهیل کنندهگزارش
7 | 0
complete street١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣١خیابان کامل ( در برنامه ریزی شهری و مهندسی ترافیک، خیابان کامل به راهی ارتباطی گفته می شود که به منظور ایجاد دسترسی امن، جذاب و راحت برای تمام کاربرا ... گزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده