مینا مهرآذر

مینا مهرآذر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



premise١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٤فرض مقدمگزارش
14 | 1
chain of command١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١در مدیریت و علوم نظامی: زنجیره فرماندهی، سلسه مراتب فرماندهیگزارش
2 | 0
currency٠٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٩انتشار ( مقاله، مطلب و . . . ) رواجگزارش
5 | 1
turmoil١٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٨بحران شرایط آشفتهگزارش
7 | 0
bridge١٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٨اتصال، پل ، پیوندگزارش
16 | 0
following in footsteps١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٨یک اصطلاح است به معنی : پیروی از چیزی یا کسی دنباله روی کسی یا چیزی بودن پا جای پای کسی گذاشتن گزارش
2 | 0
throw the baby out with the bathwater١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٧اصطلاح : تر و خشک را با هم سوزاندن یعنی چیزهای ارزشمند همراه با زباله ها درو ریخته شود ) ترجمه تحت لفظی میشه : آب تشت و بچه رو با هم دور بریزه. . .گزارش
25 | 1
free١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/١٧در زمینه اقتصادی معاف از مالیاتگزارش
7 | 1
polarization١٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٧قطبیدگی ( سیاست و علوم اجتماعی )گزارش
7 | 0
polarisation١١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٧قطبیدگی ( در سیاست و علوم اجتماعی ) قطبش ( در فیزیک ) گزارش
5 | 1
classless٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٦غیرطبقاتی ( جامعه ) گزارش
5 | 0
ethnographic٢٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٦مردم نگاری قوم نگاری گزارش
7 | 0
take heed of٢٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٥مراقب بودن احتیاط کردن توجه کردن به کسی یا چیزیگزارش
5 | 0
with that account١٤:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٥با توجه به آن . . . ( شرایط، گفته، قضیه. . . ) با احتساب آن. . .گزارش
2 | 0
if you will١٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٥به بیانی. . . اینطور گفته می شود . . . گزارش
12 | 0
household١٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٤در حسابداری و اقتصاد : خانوارگزارش
12 | 0
even out١٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٣یکسان سازی ، یکنواخت کردن دو چیز to become equalگزارش
16 | 0
contradiction in terms١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٣تناقض ظاهری مثل ترکیبات کلامی: غم شیرین جوکِ جدّی قیام آرام فریادِ خاموش آرام بشتابگزارش
9 | 0
means of production١٤:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٣در علم اقتصاد و جامعه شناسی: به معنی ابزار تولید گزارش
7 | 0
nomenklatura١١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٣نومانکلاتور واژه ای روسی به معنی �لیست افراد خاص� یا همان نوکیسه گان روسی استگزارش
5 | 0
significant other٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨مخاطب خاص دیگری مهم[۱] ( به انگلیسی: Significant other ) یک اصطلاح فراگیر است که به پارتنر شخص گفته می شود که با او رابطه نزدیک دارد بدون اینکه هیچ ن ... گزارش
55 | 1
scene١٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥lest he create a scene or run into danger: که مبادا او قشقرقی به پا کند یا برای خود مشکلی بسازد.گزارش
7 | 1
autism١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥autism spectrum: طیف اوتیسم ( Autism Spectrum Disorder ) یا ASD اختلال طیف اوتیسمگزارش
5 | 0
self defense١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣دفاع شخصیگزارش
7 | 0
cross training٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣آموزش چندجانبه آموزش چندمهارتیگزارش
2 | 0
populist party٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠١People's Party حزب مردمیگزارش
0 | 0
molybdic acid١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠١مولیبدیک اسیدگزارش
0 | 0
emotional outburst١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠١طغیان هیجانی ابزار احساسات شدید برون ریزی احساسیگزارش
5 | 0
content addressable memory٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٣١کامپیوتر: حافظه قابل آدرس دهی با محتوا یا حافظه تداعی گرگزارش
0 | 0
wild game١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٣١گوشت شکار It is often used as a spice in dishes containing wild game. گزارش
12 | 0
tetrapod١١:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٣١معادل انگلیسی four limbed دارای چهار اندامگزارش
2 | 0
tetrapod١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٣١چهاراندامان ( موجوداتی که دارای چهار اندام باشند مانند پرندگان، خزندگان، پستانداران و دوزیستان )گزارش
2 | 0
feeder١١:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٣١تأمین کننده گزارش
12 | 0
feed١١:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٣١تأمین کردن ( مثلا نیروی انسانی، نفرات، اطلاعات، خوراک، برای مکانی یا چیزی ) فراهم کردن گزارش
18 | 1
round٢٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٣٠همان لغت راند است که در بازی های رزمی مثل بوکس به کار می رود. دور - ست - نوبتگزارش
25 | 1
round٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٣٠دور ( بازی ) - نوبت ( بازی )گزارش
32 | 1
slipware٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٣٠انگوب ( زیر لعاب ) به دوغاب رس یا انواع دیگر خاکها و مواد مورد استفاده در تولید سرامیک اطلاق می شود که جهت پوشش بدنهٔ سفالینه یا سرامیک به کار می رو ... گزارش
0 | 0
prescient١٥:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٣٠مترادف foresight آینده نگر، دوراندیش، پیشگوگزارش
14 | 1
ahead of٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٣٠پیشرفته جلوتر ( مثلا جلوتر از زمان بودن )گزارش
12 | 0
traverse٠٨:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٣٠as a noun: obstacle, advesity مانع، ایراد، دشواری، سختیگزارش
2 | 0
turner١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٩ابزار آشپزخانه : کفگیر، ملاقهگزارش
0 | 0
questioned١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٩تحت بازجویی مورد بازجویی مورد تردیدگزارش
2 | 1
absorb١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٩هضم دارو، مواد، غذا و . . . جذب به بدنگزارش
12 | 1
output٢٠:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٢٨output: mental or artistic production اثر ادبی یا هنری گزارش
7 | 1
clacks٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٨لغت عامیانه برای semaphore به معنی مخابره - سیستم انتقال پیامگزارش
2 | 0
cholinergic٠٩:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٨پزشکی: کولینرژیک ( در نورولوژی به همه بخش های سیستم عصبی که در طول عملکرد خود از استیل کولین استفاده می کنند گفته می شود )گزارش
9 | 0
government of the day٢٢:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٧دولت وقتگزارش
5 | 0
district attorney٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٧دادستان ناحیه ای ( در آمریکا )گزارش
5 | 1
urnfield٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٧در ترکیب urnfield culture به معنی فرهنگ خاکستردان: از فرهنگ های عصر برنز در اروپای مرکزی بود. نام این فرهنگ از سنت مرده سوزی آن مردم و قرار دادن ... گزارش
2 | 0
villanovan٢١:٥٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٧فرهنگ ویلانُوا یا ولانوا ولانوا کهن ترین فرهنگ عصر آهن در شمال و غرب ایتالیا است و بلافاصله پس از عصر برنز فرهنگ نیاویلانوایی پدیدار می شودگزارش
0 | 0