مظاهر بابائی سیاهکلرودی

مظاهر بابائی سیاهکلرودی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



formative test٢٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٢آزمون مرحله ایگزارش
0 | 0
summative test٢٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٢آزمون جامعگزارش
0 | 0
beside manner٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥the way that a doctor talks to the people that he or she is treatingگزارش
0 | 0
stronghold١٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/١٧دژ قلعه، سنگر، پناهگاهگزارش
0 | 0
story٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٦داستان ، طبقه ساختمان story American English a floor or level of a building SYN storey British English مثال: a 50 - story building a single - sto ... گزارش
5 | 0
perilous٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/١١فوق العاده خطرناک ، خطیرگزارش
5 | 0
biomass fuels١٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨اصطلاح �زیست توده یا بیومس� ( Biomass ) به موادی آلی اشاره دارد که انرژی را از طریق فرآیند فتوسنتز ذخیره می کنند.گزارش
2 | 0
devotion to relatives١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧صله رحمگزارش
2 | 0
save٠٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨یک معنی آن ( ( بجز ) ) است. She answered all the questions save one.گزارش
5 | 0
murder weapon٢١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٢آلت قتالهگزارش
5 | 0
stop١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥the action or fact of telling your bank not to pay an amount of money to someone جلوی پرداخت پول یا وجه را بستن برای مثال : I put a stop on that c ... گزارش
7 | 0
last١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤قالب کفشگزارش
9 | 1
communicated٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧ارتباط برقرار کردنگزارش
7 | 0
resort١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٧روی آوردنگزارش
12 | 0
as long as٢٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٣در جملات شرطی می تواند جایگزین if شود As long as = Ifگزارش
14 | 0
one shot٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠تزریق یک مرحله ای ( مثلا واکسن کویید 19 یک بار تزریقی )گزارش
21 | 0
deprive١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠١به زانو در آوردنگزارش
14 | 0
elusive١١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠سختگزارش
16 | 0
indulging in histrionics٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩ننه من غریبمگزارش
16 | 0
flog a dead horse١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨زور بیخود زدنگزارش
14 | 0
flog a dead horse١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨زور الکی زدنگزارش
7 | 0
subscribe to sth١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨موافق بودن با چیزیگزارش
9 | 0
by courtesy of١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨به لطفگزارش
9 | 0
inexorably٢٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٩بی وقفه گزارش
14 | 0
mesmerism١٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٨شیدایی، مسحور شدگیگزارش
9 | 1
tremendous١٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٨بالا، چشمگیرگزارش
7 | 0
languish١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/١٨تحلیل رفتنگزارش
12 | 0
on the run١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٨گریزانگزارش
5 | 0
off form١٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٨در شرایط بدگزارش
9 | 0
catch up with١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٨به پای کسی رسیدنگزارش
14 | 1
track down١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٨پیدا کردن، یافتنگزارش
9 | 0
very moment١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩nowگزارش
9 | 0
extremophile٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦افراط گراگزارش
7 | 0
extremophiles٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦افراط گرایانگزارش
7 | 0
tether٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢مهار ، مهار کنندهگزارش
9 | 0
high١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥جزر = low مد = high high and low جزر و مد گزارش
9 | 0
utterly ashamed١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣کاملا شرمنده بودنگزارش
7 | 0
primarily١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٤از همان ابتدا ، از همان اولگزارش
12 | 1
whatever١٣:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢مهم نیست، هر چی شدگزارش
16 | 0
reflect١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩عمیقا فکر کردنگزارش
28 | 1
lifestyle٠٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٤چرخه زندگیگزارش
25 | 0
in one sitting٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩یکجا، یکبارهگزارش
18 | 0
in the meantime١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥در همین اثنا ( در این میان، در خلال بحث )گزارش
9 | 0
very recently٢١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢تا همین اواخرگزارش
21 | 0
i'm done talking٢٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٣١دیگه حرفی برای گفتن ندارم.گزارش
14 | 0
get along٠٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠رابطه خوبی داشتنگزارش
9 | 0
dirty play١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٩حقه بازی های کثیفگزارش
12 | 0
perpetually١١:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٧پی در پی، پشت سر همگزارش
18 | 0
loyalty١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٧وفاداری، صداقت، وظیفه شناسی، ثبات قدم، روانشناسی: وفاداریگزارش
5 | 0
outlet٠٨:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٧مجاریگزارش
12 | 0