امیر حسین

امیر حسین

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



myth١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٩/١١در اوستایی mitokhtگزارش
0 | 0
صبر کردن٠٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦وایسادن ( وایساد، وایس ) : او می وایسد He waits ایستادن ( ایستاد، ایست ) او می ایستد He standsگزارش
2 | 0
بدون١٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤بی از آن > بی ز اون > بیزون، بدونگزارش
2 | 0
تنها٢٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨زبان تپوری ( مازندرانی ) : تینارگزارش
5 | 0
تنها٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨پسوند قید در زبان پهلوی ساسانی iha است که به اسم یا صفت اضافه می شود و قید حالت می سازد: tanihā "تنها"، rāstihā "به راستی". پی رس: کتاب زبان پهلوی، ... گزارش
9 | 0
barber٠٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩پیرایشگر آرایشگر میشه hairdresserگزارش
2 | 0
wear٠٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨همریشه با وار در شلوار و گوشوارگزارش
28 | 0
licking٠٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨همریشه با لیسیدنگزارش
2 | 0
mood٠١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤به فارسی: جاوَرگزارش
12 | 1
خارج شدن٠٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٩خروج > اُزین ( پارسی میانه: Uzēnag ) خارج شدن > اُزیدن ( پارسی میانه: Uzidan ) ( I exit: می ازینم ) پی رس: فرهنگ کوچک زبان پهلوی مکنزیگزارش
14 | 0
خروج٠٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٩خروج > اُزین ( پارسی میانه: Uzēnag ) خارج شدن > اُزیدن ( پارسی میانه: Uzidan ) ( I exit: می ازینم ) پی رس: فرهنگ کوچک زبان پهلوی مکنزیگزارش
12 | 0
زندگی کردن١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٨زیستن ( زیست، زی ) : او می زیَد زیدن ( زید، زیو ) : من می زیوم مانند I live ، Я Живу ( بن اکنون زیو در فارسی میانه کاربرد داشته است )گزارش
12 | 0
مغز١٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٣در زبان تالشی که یک زبان ایرانیک است مازگ Māzg گفته میشودگزارش
16 | 0
ساکت١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥در زبان تالشی : تَم ( tam ) و تام ( tām )گزارش
16 | 0
تنها٠٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢تنها در زبان فارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) تَنیها Tanihā بوده است. منابع: فرهنگ کوچک زبان پهلوی از دنیل نیل مکنزی صفحه ۱۴۵ فرهنگ فارسی به پهلوی دکتر ... گزارش
25 | 1
cough٢٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢١سرفه در گیلکی: خوفِه Xufe در کردی: کوخ Kux در لری: کُفِه Kofe که با Cough در انگلیسی همریشه اند.گزارش
12 | 0
سرفه٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢١سرفه در گیلکی: خوفِه Xufe در کردی: کوخ Kux در لری: کُفِه Kofe که با Cough در انگلیسی همریشه اند.گزارش
14 | 0
sneeze٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١در زبان پهلوی ساسانی اسنیزک ( Snizak ) به معنی برف بوده و همریشه با واژه ی Sneeze در انگلیسی به چم عطسه است.گزارش
12 | 0
عطسه٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢١در زبان پهلوی ساسانی اسنیزک ( Snizak ) به معنی برف بوده و همریشه با واژه ی Sneeze در انگلیسی به چم عطسه است.گزارش
7 | 0
الان٠٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠مازندرانی: اِسا کردی و لری: ایسهگزارش
12 | 0
قاشق٠٨:١١ - ١٤٠٠/٠٦/١٨پارسی میانه: کَفچَک پارسی نو: کفچه زبان مازندرانی: کَچِهگزارش
12 | 0
حرف اضافه٠٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٨اضافه: اِسپین ( اوستایی: Spin, Spu ) حرف اضافه: اِسپوواکگزارش
12 | 1
دارک٠٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٨با تاریک همریشه است. تار: سیاه، تیره و تار ایک: پسوند صفت ساز در پارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) که در انگلیسی هم وجود دارد و امروزه در فارسی به ای تبد ... گزارش
12 | 0
باسن٠٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٨در زبان مازندرانی: کنگ Kengگزارش
12 | 0
چاقو٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/١٦واژه چاقو از چاکو در پارسی به چم چاک دادن می آید و با چکش همریشه است. نغز است بدانید ریخت کهن تر واژه چکوش، چاکوش و چاکوچ بوده است که در لغت نامه دهخ ... گزارش
14 | 1
شراب٠٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٥برگرفته از واژه ساسانی سُخرآب به چم آب سرخ که امروزه به نام سهراب در فارسی و واژه شراب در عربی دگریده.گزارش
7 | 0
اضافه٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٤اضافه: اِسپین ( اوستایی: Spin, Spu ) حرف اضافه: اِسپوواکگزارش
18 | 0
اسنیزه٢٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٢برف در پارسی ( پارسی میانه: Snizak ) همریشه با Snowگزارش
9 | 0
کیمه٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٢به چم کلبه در زبان مازندرانیگزارش
7 | 0
ثانیه٢١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
7 | 1
minute٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
5 | 0
ساعت٢١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
12 | 0
hour٢١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
9 | 0
second٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
2 | 1
clock٢١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
0 | 0
دقیقه٢١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/١١ساعت ( Clock ) : تَساک ( برگرفته از تسوک در پارسی میانه ) ساعت ( Hour ) : گاس ( برگرفته از گاس در پارسی میانه، ریشه گاه ) دقیقه ( Minute ) : زَم ( ... گزارش
5 | 0
تست١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١١Test: سنجش Testing: سنجیدنگزارش
12 | 0
بزرگ٢٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩فرقش اینه که فارسی هندو اروپایی و عربی سامیه، ولی ترکی و مغولی هردو آلتایی هستند و گوک ترک ها از نسل مغول ها و ساکن مغولستان بودند.گزارش
23 | 1
گت٢٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩گَت در فارسی و مازندرانی به چم بزرگ می باشد و با Great در انگلیسی همریشه است: A great amount: مقدار زیادگزارش
12 | 1
خانواده١٨:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩ریشه خانه، خانواده، خانوار، خانمان: پارسی باستان ( هخامنشی ) : کانا پارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) : خانک پارسی نوین: خانه خانِواده: خانه واده ( واده ... گزارش
9 | 0
assassination٠٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨واژه انگلیسی Assassin بنا بر سایت دانشگاه زبانشناسی آکسفورد و منابع معتبر دیگر از واژه عربی حشاشیون ( پیروان حسن صباح ) می آید و حشیش از پهلوی ساسانی ... گزارش
9 | 1
assassins creed٠٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨واژه انگلیسی Assassin بنا بر سایت دانشگاه زبانشناسی آکسفورد و منابع معتبر دیگر از واژه عربی حشاشیون ( پیروان حسن صباح ) می آید و حشیش از پهلوی ساسانی ... گزارش
7 | 0
قاتل٠٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨واژه انگلیسی Assassin بنا بر سایت دانشگاه زبانشناسی آکسفورد و منابع معتبر دیگر از واژه عربی حشاشیون ( پیروان حسن صباح ) می آید و حشیش از پهلوی ساسانی ... گزارش
12 | 0
assassinate٠٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨واژه انگلیسی Assassin بنا بر سایت دانشگاه زبانشناسی آکسفورد و منابع معتبر دیگر از واژه عربی حشاشیون ( پیروان حسن صباح ) می آید و حشیش از پهلوی ساسانی ... گزارش
9 | 0
assassin٠٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨واژه انگلیسی Assassin بنا بر سایت دانشگاه زبانشناسی آکسفورد و منابع معتبر دیگر از واژه عربی حشاشیون ( پیروان حسن صباح ) می آید و حشیش از پهلوی ساسانی ... گزارش
12 | 0
نصب٠٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨گذاربندی Installation گذاربستن To Install گذاربند Installerگزارش
7 | 0
جنسیت٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧ژاد: جنس ژادینگی: جنسیتگزارش
12 | 0
جنس٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧ژاد: جنس ژادینگی: جنسیتگزارش
7 | 0
شاخاب پارس١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٨خلیج واژه فارسی است خَل از خلیدگی به چم به سمتی خم شدن می آید: خون که گرفت گردنت را / خار که خلید دامنت را ( نظامی گنجوی ) . خَل هنوز در زبان لری کار ... گزارش
9 | 0
گنجور٠٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧واژه گنج در پهلوی ساسانی با همین ریخت و چم به کار میرفته است. این واژه در پهلوی مانوی به ریخت گنز درآمد و کاربرد یافت. سپس به صورت کنز، غنز و خنز درو ... گزارش
5 | 0