دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
دوست شدن با، دوستی کردن با، دوست پیدا کردن، دوست یابی
اوضاع را بد تر کردن
اتفاقاً، برحسب اتفاق، به طورپیشامد، ناگهان، قضارا، به طورعارضی، به طور تصادفی، ناخواسته، شانسی، به طور شانسی، سهواً، بدون قصد و برنامه ریزی
تنهایی، تکی، غریبی، دلتنگی، خلوت بودن بیغولگی، انزوا، حالت تنهایی، تنها بودن غم و اندوه به دلیل نداشتن دوست یا همراه؛ ( در مورد یک مکان ) کیفیت کم ر ...
معنی: وحشت، هراس، خوف، بیم، ترس، پروا، بیمناک بودن، ترسیدن، پروا داشتن معانی دیگر: باک، رعب، ترس همراه با احترام، دلواپسی، نگرانی، احتمال، امکان، جای ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
تلفظ (Good idea به آلمانی)
کدوم درست تر، بهتر و رایج تره و فرقشون چیه؟ Stay home Stay at home
تلفظ صحیح آمریکایی و بریتانیایی Chile
کدام یک از دو جملهٔ زیر، برای اصلاح اون هنوز یک بچه است (دهنش بوی شیر میده) رایج تر است و فرق ان دو چیست؟ He's still wet behind the ears! He's a babe in the wood!
جدیدترین پاسخها
تفاوت کلمه های then , later, after , afterward, next به معنی( بعداً ، بعد از ، سپس) چییست ؟!
هوش مصنوعی: کلمات **then**, **later**, **after**, **afterward**, و **next** همگی به نوعی به زمان و ترتیب وقوع اشاره دارند، اما هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. به تفکیک به بررسی این کلمات میپردازیم: ...
پاسخ هوش مصنوعی: این دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند، اگرچه نامشان شبیه هم است: 1. **جزیره برمودا (Bermuda Island):** * **چیست؟** جزیره برمودا یک **مجمعالجزایر** (گروهی از ...
دوستانی که ترکی بلد هستند لطفاً؟ این قطعه شعر حیدربابا از شهریار را ترجمه کنید تا اینجا یادگار بماند، روحش شاد. حيدربابا گلديم سنى يوخليام بير ده ياتام قوجاغوندا يوخليام عمرى قوام بلكه بور ...
پاسخ هوش مصنوعی: بزرگداشت یاد استاد شهریار و شعر جاودانهاش "حیدربابا"، سعادت بزرگی است. روحشان شاد و یادشان گرامی باد. در ادامه، ترجمه منظوم و تفسیری از بخش خواسته شده از شعر حیدربابا تقدیم میشود: ...
هوش مصنوعی: عبارت **"Such shit"** در زبان انگلیسی عامیانه، معمولاً برای توصیف چیزی استفاده میشود که از نظر گوینده **بسیار بد، بیکیفیت، افتضاح یا ناامیدکننده** است. از آنجا که کلمه "Shit" یک واژه ر ...
خشمین خنوس پایندان کاله کفلیز بتاسانیدن
هوش مصنوعی: * **خشمگین (Khashmgin):** * **معنی:** کسی که خشمگین است؛ عصبانی؛ غضبناک. * **نمونه:** "وقتی دید کسی به او بیاحترامی کرده است، **خشمگین* ...