مسقوط طلا

مسقوط طلا گونه ای متفاوت از ترجمه از هر آن چه تا به امروز دنبالش گشتی و نتیجه ای نیافتی
معادل اصلی کلمات و اصطلاحات را با من یاد بگیر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



aural cues٢٢:٥٢ - ١٤٠١/٠٩/١٦علامت یا هشدارهای شنیداری مثلا از یک مسیر یاب در حین رانندگی استفاده میکنید وقتی برنامه هشدار میده "به دوربین کنترل سرعت نزدیک میشوید" این یک aural ... گزارش
0 | 0
opted to١٢:٥٤ - ١٤٠١/٠٩/١٥انتخاب کردن، ترجیع دادنگزارش
0 | 0
radar cross section١٦:٠٧ - ١٤٠١/٠٩/١٣سطح مقطع راداری ( RCS ) - میزان قابل شناسایی بودن یک شی توسط رادار را بیان می کند. هرچه این مقدار بیشتر باشد شکل برای رادار قابل رویت تر و آسانتر است ... گزارش
0 | 0
as late as possible١٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٩/١٢as late as possible یا as late as practical یعنی نهایتا - ته تهش You need to be here as late as 7 because the bus arrives at 7:05 تو باید نهایتا تا ... گزارش
0 | 0
under the provision of١٢:٤٥ - ١٤٠١/٠٩/٠٤تحت عنوان ماده/قانون/حکم طبق ماده ی . . . طبق قانونِ . . .گزارش
2 | 0
intercept١٢:٢٣ - ١٤٠١/٠٩/٠٤جلودار شدن - از حرکت واداشتن They intercepted a shipment of drugs from Central Americaگزارش
2 | 0
trail map٢٢:٢٧ - ١٤٠١/٠٩/٠٣راه جنگلی ( یا کوهستانی )گزارش
2 | 0
in proximity to١١:٠٢ - ١٤٠١/٠٩/٠١در مجاورت - در نزدیکگزارش
2 | 0
welfare١٣:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٣٠کمیته امداد - بهزیستیگزارش
2 | 0
unless otherwise١٢:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/٣٠مگر در صورتیکه . . . مگه اینکه . . .گزارش
2 | 0
hatched١٢:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٣٠هاشور خوردهگزارش
2 | 0
murdery mystery dinner٢٣:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٩a party event where attendees work together to solve a fake murderگزارش
2 | 0
paint thinner٢٢:٤٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٨رقیق کننده رنگ - تینرگزارش
2 | 0
quarkblock٢٢:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٨To prevent a friend ( male or female ) or associate from attending a physics symposium پیچوندن یه رفیق از شرکت کردن در یه جلسه هیئت علمی ( این اصطلا ... گزارش
2 | 0
casting vote٢١:٥٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٨رأی دادن ( cast فعل کمکی vote است و معنی give را میدهد ) مثال: A total of 27 million votes were cast in the referendum مجموع 27 میلیون رأی در رفران ... گزارش
2 | 0
in force٢٣:٥٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٦در جریان - پا برجا The regulations limiting fishing on this river are still in force قوانین محدودسازی ماهی گیری در این رودخانه هنوزم در جریانه/پابرج ... گزارش
2 | 0
relapse٢٣:٣٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٦دوباره برگشتن سر نقطه ی اولگزارش
2 | 0
wrung out٢٣:٢٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٦1 - چلوندن پارچه ی خیس 2 - خسته و کوفتهگزارش
2 | 0
deceitful٢٣:٠٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٥مکارانه - فریبکارانه صفت است و نباید به صورت اسم معنی بشه a deceitful behaviorگزارش
2 | 0
optometrist١٢:١٦ - ١٤٠١/٠٨/٢٥خطاب به دو دوست عزیز Aida و Quiet اول طبق توصیف دیکشنری کمبریج : someone whose job is examining people's eyes and selling glasses or contact lenses ... گزارش
12 | 0
circumnavigate٢٠:٣٠ - ١٤٠١/٠٨/٢٤دو تا معنی داره 1 - ( به طور کامل ) دور چیزی را زدن circumnavigate the earth 2 - قسمتی از جایی را دور زدن ( به جای اینکه از داخلش رد شی ) مترادف byp ... گزارش
2 | 0
ethnic food٢٢:٠٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٢غذاهای مربوط به کشورها و قوم های گوناگون از جمله Chinese food, Mexican food, Italian food, etc مثلا قرمه سبزی در منوی یک رستوران در کشور انگلستان می ... گزارش
5 | 0
symposium٢٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٢١جلسه یا نشست هیئت علمیگزارش
2 | 0
medical records٢١:٥٤ - ١٤٠١/٠٨/٢١برگه یا پرونده سوابق پزشکی بیمارگزارش
2 | 0
color palette١٢:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٢١رنگ بندی - ( پالت یا صفحه رنگ ها )گزارش
2 | 0
color coded١٢:١٥ - ١٤٠١/٠٨/٢١رنگ بندی شدهگزارش
2 | 0
commission٢٢:٠٦ - ١٤٠١/٠٨/١٩1 - هیئت ( اسم ) - هیئت گذاری ( فعل ) The government has established a commission to investigate the problem of city violence 2 - حق کمیسیون - کار ... گزارش
2 | 0
moot٠٠:١٥ - ١٤٠١/٠٨/١٨وابسته به عمل انجام شده یا موضوع حل و فصل شده ( که بحث درباره ی آن بی مورد است ) We don't have enough money to go, so it's all moot anyway.گزارش
5 | 0
riddle me this٢٢:٤٦ - ١٤٠١/٠٨/١٧جواب این سوالمو بده جواب این یکی رو بدهگزارش
5 | 0
non perennial١٣:٠٠ - ١٤٠١/٠٨/١٦موسمی - فصلی غیر دایمی متضاد perennial ( یعنی همه ساله - جاودانه و همیشگی )گزارش
5 | 0
power transmission١٢:٥٥ - ١٤٠١/٠٨/١٦power transmission line خط انتقال توان / برق / نیروگزارش
5 | 0
viaduct١٢:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/١٦پل دره گذر ( چه راه آهن چه جاده فرقی نداره )گزارش
5 | 0
drop call٢١:٠٢ - ١٤٠١/٠٨/١٥تک زنگگزارش
5 | 0
spiritual bath١٨:٥٦ - ١٤٠١/٠٨/١٣حمامی که باعث آرامش روحی میشه آراسته شده با گل و شمع و موسیقی بدون کلام و ملایم گاهی هم از انواع صابون های گیاهی و دارویی جهت بالا بردن کیفیت آب استف ... گزارش
7 | 0
audibly١٨:١٦ - ١٤٠١/٠٨/١٣شنیداری - صوتیگزارش
5 | 0
reverse course١١:٥٧ - ١٤٠١/٠٨/١٣دور زدن مسیر ( برگشتن )گزارش
5 | 0
unrestrained١٨:٤٦ - ١٤٠١/٠٨/٠٥ناخود دار نامحدودگزارش
5 | 0
quadrangle١٧:٠١ - ١٤٠١/٠٨/٠٥چهار ضلعی ( در هر شکلی )گزارش
5 | 0
obsolete١٣:٠٠ - ١٤٠١/٠٨/٠٥منقضیگزارش
5 | 0
tint١٢:٤٤ - ١٤٠١/٠٨/٠٥تن رنگ ( یعنی ردی یا اثری از یک رنگ موجود ) The paint we're using for the bathroom is white with a yellow tint رنگی که ما برای حمام و دستشویی استفا ... گزارش
5 | 0
mainland states١٢:٣٢ - ١٤٠١/٠٨/٠٥به 48 ایالت اصلی آمریکا که در مجاور هم قرار گرفته اند گفته می شود ( mainland states شامل هواوی، آلاسکا و جزایر پوتروریکو و ویرجین نمیشود )گزارش
5 | 0
mercator projection١١:٤٤ - ١٤٠١/٠٨/٠٥نقشه های تخت شده مخصوص دیوارگزارش
5 | 0
land mass١١:٣٩ - ١٤٠١/٠٨/٠٥توده خاکی یا خُشکی روی سطح کره ی زمین ( مجموعه قاره ها )گزارش
7 | 0
umpteen٢٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٠٤کلی - یه عالمهگزارش
5 | 0
you couldn't catch a cold٢٢:١٠ - ١٤٠١/٠٨/٠٤همین یه کارم نتونستی انجام بدی؟! خطاب به یه آدم به درد نخور که نتونه یه کار آسون انجام بده ( یعنی از سرما خوردن آسون تر نداریم و بدون اینکه کاری کن ... گزارش
7 | 0
be really something٢١:٣٣ - ١٤٠١/٠٨/٠٤معادلش تو فارسی میشه "عجب چیزی" Wow, this new car of yours is really something!گزارش
7 | 0
international date line١٦:٢٦ - ١٤٠١/٠٨/٠٤خط روز گردان یا خط بین المللی زمان به طور حدودی هم راستا با مدار نصف النهار ۱۸۰ درجه است ( دایره بزرگ در وسط کره زمین از که قطب شمال تا جنوب امتداد ی ... گزارش
5 | 0
to quote٢٣:٥٧ - ١٤٠١/٠٨/٠٢به گفته ی . . . پس از این عبارت از نقل قول مستقیم استفاده میکنیمگزارش
7 | 0
guy wire١٧:١٢ - ١٤٠١/٠٨/٠٢سیم های مهارکننده یا نگهدارنده مخصوص دکل های بلند که آن را در وضعیت ایستاده نگه می داردگزارش
5 | 0
rally١٣:١٧ - ١٤٠١/٠٨/٠٢تجمع مردمی - خیزشگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



rub the wrong way٢٠:١٢ - ١٤٠١/٠٣/٠٨
• She rubs me the wrong way.
داره از چشمم می افته
7 | 0