پیشنهاد‌های مسعود رئیسی (٣٣٥)

بازدید
١,٧٠٣
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زهره zahra در گویش کتیچی، زهره به معنای جرأت و شجاعت است. زهره کرتن: جرات کردن، جرات داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی؛ در گویش کتیچی، به معنی پرت کردن. انداختن چیزی از فاصله نسبتا دور است. چگلاک کرتن: انداختن و پرت کردن چیزی. معنای کنایه ای آن: بدون اط ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، چگلاک به معنی چیری انداختن و پرت مردن از فاصله نسبتا دور است. چگلاک کرتن: انداختن و پرت کردن ( چیزی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی: در گویش کتیچی به معنای بوسه و ماچ است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی: در گویش کتیچی به معنای بوسیدن، ماچ کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی: در گویش کتیچی به معنای آت و آشغال است، هر چیز دور انداختنی و غیرقابل استفاده. در گویش بیرجندی پفتل می گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به معنای جوجه تیغی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به معنای گوشه ( چیزی ) است.

پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به معنای شکافتن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به معنای: لیز خوردن، سُر خوردن است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، جَهانتِن می گویند. به معنی فراری دادن کسی یا حیوانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، جِهِستِن می گویند. به معنی گریختن، فرار کردن، دررفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، کارجِل kārjel می گویند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی کول kōl در گویش کتیچی به معنای واحد شمارش نان است. کول نان: قرص نان

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، گَنْدَه gandah می گویند. به معنای نحس، شوم، بدیمن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی دل کِرتِن ( دل کردن ) به معنای جرات کردن و شهامت به خرج دادن است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی دل داشتِن در گویش کتیچی به معنای جرات داشتن، شهامت داشتن است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی بیدل bēdel، در گویش کتیچی به معنی ترسو است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، چَرَّگو čarragō می گویند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، جیره jēra می گویند. به معنی جدل، کشمکش و مجادله

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی به زین شتر، کَتَب katab می گویند. در بعضی مناطق بلوچستان هَیّیَت نیز می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دَپ در زبان بلوچی به معنای دهان است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی دِپ در گویش کتیچی به معنای برجسته و بر امدگی و برجستگی است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی دال در گویش کتیچی به عدس قرمز یا همان عدس هندی می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی داز در گویش کتیچی و زبان بلوچی به نخل وحشی می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی درگویش کتیچی، دراز مهار می گویند. به معنی فردی که بلند قامت و بدقواره باشد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی داب در گویش کتیچی به معنی روش، شیوه، مرام و خصلت است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، کارجِلّی kār - jelli می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، بَوش bowš می گویند. بوش بورن: گیج شدن، سرگردان شدن بوش کرتن: گیج کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، سامان گرفتن به معنای ازدواج کردن است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسادت ورزیدن، حسد ورزیدن، بد کسی را خواستن،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی دِل حَوَرَکی del hwaraki می گویند. به معنی نگرانی، پریشانی، اضطراب و دلواپسی است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی هِنْگَل و هنگَلُک می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

واژگان کتیچی در گویش کتیچی حِشمناک گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، حِشْم می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، حارشت hārešt می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاریدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی وَیلاک به معنی ولگرد، زن روسپی و هرزه است. ویلاک بورن: ولگرد بودن، روسپی بودن، هرزه بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی وَیْل می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی ویل در گویش کتیچی به معنی ول، آزاد و رها است. ویل کرتن: آزاد کردن، رها کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی به معنی آزردگی، ناراحتی و پریشانی است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی دِلبَندان در گویش کتیچی به معنی امیدوار، انتظار و امید است. دلبندان بورن: امیدوار بودن، انتظار داشتن دلبندانی: امیدواری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی درگویش کتیچی به چارپای نر ی که برای جفتگیری برگزیده میشود، تُهمی می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بکسوات ( روسی: буксовать، buksovat'‎: لغزش ) به عمل لیز خوردن و درجا زدن چرخ های خودرو گفته می شود. اکثر مردم این واژه را به اشتباه بکس باد و یا بکس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی چَچِّی در گویش کتیچی به معنی الکنی و با لکنت زبان صحبت کردن است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی چَچ čač درگویش کتیچی به کسی می گویند که لکنت زبان داشته باشد. الکن چچ بورن: لکنت زبان داشتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی جاک jāk می گویند. به معنی بانگ، فریاد و داد است. جاک زرن: بانگ زدن، داد زدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، چّرِّستِن می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی به معنی چیزی را بین چند نفر بصورت مساوی تقسیم کردن است. جزءجزء کردن و بخش بخش کردن است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی جا جا در گویش کتیچی به معنی تقسیم کردن، بخش بخش، جزءجزء است.

١