مریم فتحی سلمی

مریم فتحی سلمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



don١٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٢این یکی رو دیگه گند نزنگزارش
0 | 0
roll down in the deep١٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٢به حالت خلسه رفتن انجماد فکریگزارش
0 | 0
put in slow motion١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٢به حالت اسلوموشن در آوردنگزارش
0 | 0
go numb١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٢بی حس شدن خواب رفتنگزارش
0 | 0
let١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/١٢بزن بریمگزارش
0 | 0
cross body purse١١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠١کیف با بند بلد که به صورت کج انداخته میشهگزارش
0 | 0
fumble١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩ور رفتن با چیزی دست و پنجه نرم کردن با چیزیگزارش
5 | 0
have eyes in the back of head١٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦چهارچشمی مواظب چیزی بودن پشت سر چشم داشتن ( کنایه از خیلی حواس جمع بودن )گزارش
0 | 0
it goes without saying١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤لازم به ذکر نیست نیازی به گفتن نداره بدیهی استگزارش
0 | 0
purse snatcher١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤کیف قاپگزارش
0 | 0
let someones guard down١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠امنیت کسی را به خطر انداختن کسی را در معرض خطر قرار دادنگزارش
0 | 0
pet peeve١٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٥چیزی که خیلی آزار هنده است چیزی ه خیلی رو اعصابهگزارش
2 | 0
smoke like a chimney٠٩:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٥خیلی زیاد سیگار کشیدن مثل دودکش سیگار دود کردنگزارش
0 | 0
i don't mean to inconvenience you١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٥/١٤نمیخوام معذبتون کنمگزارش
0 | 0
will do١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣به روی چشم گزارش
2 | 0
look out for each other٢٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢هوای همدیگر را داشتنگزارش
2 | 0
mind one's own business٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢سرت به کارخودت باشه دخالت نکنگزارش
0 | 0
mixed blessing١٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢آمیزه ای از خوبی ها و بدی هاست اصلاحا شمشیر دو لبه استگزارش
0 | 0
well maintained١٨:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢well protected well built به خوبی حفاظت شده خوش ساختگزارش
0 | 0
got a lot to offer١٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٢چیزای زیادی برای عرضه کردن داره محاسن زیادی داره حرف زیادی واسه گفتن دارهگزارش
2 | 0
bumper to bumper١٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٢شونه به شونه سپر به سپر bumper - to - bumper traffic ترافیک بسیار سنگینگزارش
2 | 0
in what way١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٢چطور؟ مثلا چی؟ چطور یعنی؟گزارش
5 | 0
take some getting used to١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢تا بیاد جا بیفته خوب ، زمان میبرهگزارش
9 | 0
find fault with somebody١١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١عیب جویی کردن از کسی کسی رو مقصر دونستن سرزنش کردن دیگری به خاطر اشتباهاتگزارش
0 | 0
self critical١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٠خودسرزنشگرگزارش
2 | 0
silhouette٠٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠قسمتهایی از بدن که سیاه شدن مثل گودی زیر چشم که سیاه و کبود شدهگزارش
0 | 0
ultimate٠٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠خاتمه دادنگزارش
0 | 1
in the wild١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩به طرز غیر قابل کنترل به طرز مهارناشدنیگزارش
0 | 0
pose٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨محسوب شدن ( در صورت استفاده به همراه خطر، تهدید ) it can pose a threat to the native plant آن میتواند یک خطر برای گیاهان بومی محسوب شود.گزارش
5 | 0
build up١٨:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨انباشت شدن رسوب کردن تجمع پیدا کردن زیاد شدنگزارش
0 | 0
sandal ready feet١٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨پاهایی که خوشگله و آدم روش میشه صندل بپوشه و نشونشون بدهگزارش
0 | 0
garra rufa١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨نوعی ماهی بسیار کوچک که برای انجام پدیکور و مانیکور استفاده میشودگزارش
0 | 0
walk around٠٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧پرسه زدن یه نگاهی به دور و اطراف انداختن و برانداز کردنگزارش
2 | 0
underdressed١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦لباسی که خیلی غیر رسمی و نامناسب است برای مراسمیگزارش
2 | 0
solid٠٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦لباس ساده بدون طرحگزارش
0 | 0
cocktail dress١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥لباس دامن کوتاه ( نیمه رسمی )گزارش
2 | 0
you have a point٠٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥به نکته خوبی اشاره کردیگزارش
2 | 0
come to think of it٠٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥حالا که فکرشو میکنم. . گزارش
2 | 0
to be in bad taste٠٨:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥وجهه خوبی نداشتن موجه نبودنگزارش
0 | 0
give a second thought٠٨:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥توجه کردن، دقت کردن، اهمیت دادن، no one give them a second thought هیچ کس حتی نگاهشونم نمیکنه ( اهمیت نمیده بهشون )گزارش
7 | 0
wouldn't be caught dead٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤عمرا کاری رو انجام دادن علاقه ای به انجام کاری نداشتن به اصلاح عامیانه کشته مرده چیزی نبودنگزارش
0 | 0
over the top٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣ مبالغه آمیز زیاده رویی but not over the top اما نه در اون حدگزارش
2 | 0
well made٠٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢با کیفیت خوش ساختگزارش
5 | 0
subdued٠٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢١لباسهایی که رنگ ملایم دارن برعکس لباسهایی که رنگهای جیغ دارن یا بسیار براق هستند و بسیار جلب توجه میکننگزارش
2 | 1
i gave you one jab١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠یه کار بهت دادما! یبار ازت کاری خواستما ( گند زدی )گزارش
0 | 0
it is on me٢١:١٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٦مهمون من من حساب میکنم حساب با منگزارش
0 | 0
tack back٢١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٦پس آوردن چیزی که خریدین گزارش
0 | 0
i hate to admit٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٦پس گرفتن پولگزارش
0 | 1
most good٠٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/١٦bestگزارش
0 | 0
organizable١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٥قابل سازماندهی گزارش
0 | 0