پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (٢,٠٠٣)
به پارسی = کاستی دار
از نگر بنده واژه کاستی دار بهتر می تواند بیانگر معنی این واژه بیگانه باشد - معلول = کاستی دار
هستینه = می تواند جایگزین واژه بیگانه واقعی باشد
به پارسی : سویه ناسانی
گزاره
به پارسی : هستنده پدیدار
پدیدارها - دیدنی ها
به پارسی : به گامه نمود درآوردن
جان نهاد : می تواند جایگزین واژه هایِ بیگانه پتانسیل یا استعداد باشد
نمودار
به پارسی : بی نمود
به پارسی : بی گسست یا بدونِ گسست
به پارسی : به گامه انجام گذاشتن
دو سره
پارندگی و پایستگی واژه جایگزین پارسی برای واژه بیگانه موجودیّـتمی باشد
کراشیدن :می تواند جایگزین مختل شدن یا اخلال هم باشد
برابر پارسی : بسودنی
پدیدار
فرمایشی
دستوری - امری و در برخی جاها نمایشی هم چم می شود
برابر واژه بیگانه مدعی
به پارسی : ناسانی داشتن
به پارسی : ناسانی داشتن
به پارسی = نگر ورزی
برابر پارسی واژه بیگانه مشخص = انگمان
گونه دادن
شاید واژه های گونش پذیر یا ترز پذیر بتواند در برخی جاها جایگزین واژه بیگانه انعطاف پذیر باشد
چَمِش به معنای انعطاف نیز می باشد - چَمِش پذیر = انعطاف پذیر
به پارسی : نگهداری از پایندگی یا نگهداری از پایستگی
به پارسی : آسه سرامد
در برخی باره ها سرامد هم معنی می دهد مانندِ نقش اصلی = نقش سرامد
انگیزش سرشتی
گام هایِ روشمند
برابر پارسی : چاره گرفتاری ها
چاره گرفتاری
روش هایِ راهگشا
به پارسی : انجام بایستگی کردن
برابر پارسی : کار انجامی
نهادیک برابر پارسی واژه مرسوم
گزیرستنی برابر پارسی واژه بیگانه اجتناب ناپذیر
به پارسی : سامانه کشورداری
به پارسی : راستینه انگاری
برابر پارسی واژه بیگانه طعمه
به پارسی :اندام افزار واره
مایه کیمیاییک
درازایِ زمان
به پارسی : توانشِ میهنی
سرپرستان
فشاری که با دو انگشت بزرگ و انگشت اشاره به صورت انبری به باسن یا اندام گوشتی دیگر بدن به عنوان تنبیهیا شوخی از کسی به کسی دیگر واردمی شود
به پارسی : پیشه وران