مجید ابراهیمی

مجید ابراهیمی مترجم و مدرس زبان انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dismay٠٨:٢٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٦I was dismayed یعنی خورد تو ذوقمگزارش
0 | 0
win١٣:٣٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٦از آن خود کردنگزارش
2 | 0
sergeant١٥:٢٩ - ١٤٠١/٠٣/٠٥سرجوخهگزارش
0 | 1
reserved٠٩:٣٧ - ١٤٠١/٠١/٢٩بسته، دارای محدودیت. reserved culture فرهنگ بسته و دارای محدودیت و در مقابلش کلمه open به معنی آزاد یا باز رو میتونیم استفاده کنیمگزارش
2 | 1
addled egg٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤تخم مرغ گندیدهگزارش
0 | 0
let alone١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠. . . به کنارگزارش
7 | 1
quad١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/١٣محوطه ای که با ساختمان احاطه شده باشه، یعنی چهار طرفش ساختمان باشه مثل محوطه یه دانشگاه ( با حیاط دانشگاه اشتباه گرفته نشه ) یا یه مجتمع مسکونیگزارش
28 | 1
dismiss١٩:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩صرف نظر کردنگزارش
25 | 1
uncuff١١:٢١ - ١٣٩٩/٠٥/٠١باز کردن دست بند یک زندانیگزارش
7 | 0
wear several hats١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠١چند تا مسئولیت داشتنگزارش
0 | 0
jus١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠سس جوس ( سسی از عصاره گوشت )گزارش
2 | 0
consistent١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠مقاومگزارش
2 | 1
come up١٧:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧دست پیدا کردن به نتیجه ای رسیدنگزارش
21 | 0
play your cards right١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦درست انجامش بدید گزارش
7 | 0
dark meat١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦ران مرغ ( بدون کفه ران )گزارش
9 | 0
wick away١٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦جذب کردن، کشیدن ( آب، روغن یا هر مایع دیگر )گزارش
2 | 0
nooks and crannies١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦گوشه کنارگزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



nooks and crannies١١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦
• I've looked in every nook and cranny but I can't find it.
همه سوراخ سنبه ها رو گشتم، ولی نمیتونم پیداش کنم.
2 | 0