نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slag off: به شدت انتقاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nag at: نق زدن، غر زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sound off: از چیزی نالیدن، نظرداددن با عصبانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sound off: از چیزی نالیدن، نظرداددن با عصبانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey for: مسخره بازی در آوردن، میمون بازی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick out for: تقاضا کردن معمولا برای افزایش حقوق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lash out on: خرج کردن پول زیاد برای خریدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conjure up: چیزی را با کمترین منابع خلق کردن سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jaw away: وراجی کردن، حرف های بی ربط زدن، چرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap for: قانع کردن کسی برای پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bail out on: ترک کردن رها کردن عدم حمایت یا پشتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow from: بدست آمدن، حاصل شدن، نشات گرفتن، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow to: بالاخره فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grow to: بالاخره فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sign on with: قرار داد بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
read up on: تحقیق کردن ( از طریق مطالعه )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
read up on: در باره کسی یا چیزی خواندن و کسب اط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub up on: مرور کردن تازه کردن اطلاعات مالیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop in it: کسی را به دردسر انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
barge in: با بی ادبی وسرزده وارد شدن، مزاحم ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
measure off: اندازه گرفتن نشانه گذاری کردن پیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tag on: اضافه کردن نکات اضافی به چیزی نوشته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
potter about: ور رفتن، پرسه زدن، گذراندن زمان با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
syphon off: کسب تجارت، حمایت، یا رای گرفتن از ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good guffaw: قاه قاه خندیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pack off: روانه کردن، راندن دور فرستادن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it out with: موضوعی در میون گذاشتن با دیگران حل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have it out with: موضوعی در میون گذاشتن با دیگران حل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go on at: پیله کردن، ذله کردن، موی دماغ شدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go on at: پیله کردن، ذله کردن، موی دماغ شدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flick through: مکرراً شبکه های تلویزیونی رو عوض کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
front for: به نمایندگی عمل کردن، به نماینده ی. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fasten onto: مثل کنه چسبیدن به، پیله کردن، موی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have down as: به عنوان. . . . . شناختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get down on: انتقاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conceiving: بارداری، آبستن شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit in for: مسئولیت کارهای دیگری را به عهده گرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
count in: روی. . . . حساب کردن، در نظر گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep around: نزدیک نگه داشتن، دم دست نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep around: نزدیک نگه داشتن، دم دست نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
touch for: پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ebb away: رو به افول، رو به نابودی نهادن، رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pare back: کاهش اندازه یا تعداد، کاهش دادن، کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wipe out: خسته کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
zonk out: خواب رفتن، خواب گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muscle into: به زور وارد شدن، چپیدن، به زور گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrape up: به زحمت دست و پا کردن، به زحمت جور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrape up: به زحمت دست و پا کردن، به زحمت جور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat into: هم زدن مخلوط کردن، تو کله کسی فروکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scout up: ( معمولابا:upیاout ) باجستجویافتن ی ...
٢ سال پیش