نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swan in: به شیوه نمایشی یا جلب توجه واردشدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gad around: پرسه زدن ول گشتن جاهای مختلف را بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buff up on: تقویت کردن بهبود بخشیدن تقویت سریع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottom out: رو به بهبود گذاشتن، تخفیف یافتن فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop over: مدت کوتاهی ملاقات کردن سر زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toy over: فکر کردن راجع به چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bed out: انتقال گیاهی به بیرون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ham up: در اجرای نقش خود غلو کردن، بیش از ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keel over: از حال رفتن، غش کردن, وارونه شدن، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put down to: به حساب. . . . گذاشتن به عنوان توض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put down to: به حساب. . . . گذاشتن به عنوان توض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dip out: ترک کردن جایی بدون گفتن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blurt out: از دهان پریدن، بی اختیار گفتن. نسنج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hold out for: صبر کردن، دست نگه داشتن، مقاومت کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheat out of: با کلک پول از دست کسی در آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheat out of: با کلک پول از دست کسی در آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run through: زخم عمیق ایجاد کردن با چاقو یا شمشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep through: به راحتی قبول شدن نمره آوردن پاس کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep through: به راحتی قبول شدن نمره آوردن پاس کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swan off: با بی اعتنایی وازروی مخالفت وعصبانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live out: ماندن درجایی تا زمان مرگ برآورده کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
string along: سرکار گذاشتن، سردواندن، گمراه کردن� ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clown around: احمقانه رفتار کردن هدر دادن وقت مسخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clown around: احمقانه رفتار کردن هدر دادن وقت مسخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drop round: سر زدن تحویل دادن، دلیوری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get it on with: سکس داشتن با
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
whip out: سریع برداشتن سریع خارج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whip out: سریع برداشتن سریع خارج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over: خم شدن معمولا برای بستن بند کفش پای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check out of: تسویه حساب کردن قبل از خروج از هتل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check out of: تسویه حساب کردن قبل از خروج از هتل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slip by: از کنار چیزی گذشتن بدون جلب توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang with: Spend time with وقت گذراندن با کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hang with: Spend time with وقت گذراندن با کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bounce back: سرحال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bend down: بدن خود را خم کردن دولا شدن خم شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scout around: گشتن یا جستجو کردن در جاهای مختلف ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zoom off: سریع جایی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass off: برطرف شدن، برگزار شدن، تا شدن، بیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have off: مرخصی گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ache for: آرزوکردن ، دل کسی برای چیزی پرزدن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ache for: آرزوکردن ، دل کسی برای چیزی پرزدن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind away: ادامه دادن برخلاف میل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut in: شروع به کار کردن، عمل کردن مثلاً وق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
treat to: مهمان کردن به حساب من حساب کردن د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
treat to: مهمان کردن به حساب من حساب کردن د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrape along: ● ( با: along یا by یا through ) دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grind up: خرد کردن، پودر کردن، ساییدن آسیاب ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grind up: خرد کردن، پودر کردن، ساییدن آسیاب ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
faff around: دودل رفتار کردن
٢ سال پیش