نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
root around: جستجو کردن، جستجو برای پیدا کردن چی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dumb down: دستکاری کردن اطلاعات به منظور کسب ش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shout head off: To shout or yell very loudly and le ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gear up for: آماده شدن برای
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rope in: به کمک گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fawn over: تملق گفتن، چاپلوسی کردن، ستایش بیش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good lookin' out: تو مایه های دمت گرم تو زبان فارسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conjure up: چیزی را با کمترین منابع خلق کردن سر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buff up: تمیز کردن یا برق انداختن چیزی تقویت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conceiving: بارداری، آبستن شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
load down: حمل کردن، بردن، بار شدن، زیربار، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sift through: به دقت بررسی کردن، آزمودن، جستجو کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike out: خط زدن چیزی نوشته شده شکست خوردن ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mill around: قدم زدن بدون رفتن به جایی مثلا هنگا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play along: وانمود کردن، تظاهر کردن برای شاد کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten up: سخت گیری بیشتر، کنترل بیشتر، سفت و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dip out: ترک کردن جایی بدون گفتن به کسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over: خم شدن معمولا برای بستن بند کفش پای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slag off: به شدت انتقاد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
potter around: وقت گذراندن، وقت گذارندن با انجام ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut in: شروع به کار کردن، عمل کردن مثلاً وق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scrape up: به زحمت دست و پا کردن، به زحمت جور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ease off: کم کم شل کردن کم کردن فشار پا مثلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cherishing: گرامی داشتن، تسلی دادن، عزیز کردن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
block off: مسدودکردن راه خروجی برای جلوگیری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fill in on: کسی را کاملاً در جریان گذاشتن اطلاع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
walk in on: غیرمنتظره وارد جایی شدن و چیزی دیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beat into: هم زدن مخلوط کردن، تو کله کسی فروکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ferret out: کاووش کردن جست وجو کردن ویافتن پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bounce back: سرحال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bang out: با صدای بلند قطعه موسیقی را نواختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drill into: Repeat something many times to make ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick at: خرده گرفتن، عیب گرفتن، انتقاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sink or swim: یاشکست یا موفقیت، یا همه یاهیچ چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come through with: فراهم کردن چیز مورد نیاز، تهیه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be away: تعطیلات بودن، دور بودن، سفر بودن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring out: منتشر کردن، انتشار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold out for: صبر کردن، دست نگه داشتن، مقاومت کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bang on: مدام در مورد چیزی حرف زدن، دایماً د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straighten up: بلند شدن راست شدن مثلاً وقتی معلم ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yack on: یه ریز حرف زدن، وراجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swan around: به صورت نمایشی وچشمگیر راه رفتن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fob off onto: چیزی را به کسی قالب کردن، چیزی رو ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limber up: نرمش و گرم کردن قبل از ورزش یا مساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limber up: نرمش و گرم کردن قبل از ورزش یا مساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tail away: غیر قابل شنیدن شدن، ضعیف تر شدن، کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poop out on: زیر قول زدن، جا زدن، به وعده ای عمل ...
٢ سال پیش
١