پیشنهادهای _Mahin khosravi_ (٦٧)
٢٢٢
١٠ ماه پیش
١
نسخه دادن، تجویز کردن
١٠ ماه پیش
٠
Sick بیمار. Person فرد ، شخص ، کس روی هم sick personفرد بیمار
١٠ ماه پیش
١
ناگهانی پریدن به سمت چیزی
١٠ ماه پیش
٠
سوءتغذیه ، کمبود مواد غذایی معناش توی پزشکی
١٠ ماه پیش
٠
رنج بردن ، دچار شدن مثلا رنج بردن از بیماری
١٠ ماه پیش
٠
بی سروصدا
١٠ ماه پیش
٢
رسیدنم میشه They rose from poverty to affluence آنها از فقر به رفاه وثروت رسیدند
١٠ ماه پیش
٢
در مواردی که
١٠ ماه پیش
١
Salesفروش ها Increase sales افزایش فروش ها Increaseبه معنی افزایش �
١٠ ماه پیش
٠
فاکتورها ، عوامل مثلا aggravating factors فاکتورهای تشدید کننده کلمه aggravating به معنی تشدید کردن، بدترکردن وخیم تر کردن ، بدترشدن
١٠ ماه پیش
٠
علائم بیماری یا نشانه های بیماری
١٠ ماه پیش
٠
توصیه می شود
١٠ ماه پیش
١
آیتم ها /موارد /بخش ها
١٠ ماه پیش
٠
قادر نبوده است
١٠ ماه پیش
٠
وارونه کردن
٢