پیشنهادهای _Mahin khosravi_ (٦٧)
٢٢٩
١ سال پیش
١
نسخه دادن، تجویز کردن
١ سال پیش
٠
Sick بیمار. Person فرد ، شخص ، کس روی هم sick personفرد بیمار
١ سال پیش
١
ناگهانی پریدن به سمت چیزی
١ سال پیش
٠
سوءتغذیه ، کمبود مواد غذایی معناش توی پزشکی
١ سال پیش
٠
رنج بردن ، دچار شدن مثلا رنج بردن از بیماری
١ سال پیش
٠
بی سروصدا
١ سال پیش
٢
رسیدنم میشه They rose from poverty to affluence آنها از فقر به رفاه وثروت رسیدند
١ سال پیش
٢
در مواردی که
١ سال پیش
١
Salesفروش ها Increase sales افزایش فروش ها Increaseبه معنی افزایش �
١ سال پیش
٠
فاکتورها ، عوامل مثلا aggravating factors فاکتورهای تشدید کننده کلمه aggravating به معنی تشدید کردن، بدترکردن وخیم تر کردن ، بدترشدن
١ سال پیش
٠
علائم بیماری یا نشانه های بیماری
١ سال پیش
٠
توصیه می شود
١ سال پیش
٢
آیتم ها /موارد /بخش ها
١ سال پیش
٠
قادر نبوده است
١ سال پیش
٠
وارونه کردن
٢