پیشنهادهای Mahdi (١,٥٣٧)
تعادل
روحیه کسی را نیرو بخشیدن، حال کسی را خوب کردن
تنها یک، فقط یک، تنها یه، فقط یه ( برای مواردی که شناخته شده است. )
شی یا وسیله زیبا یا چشم نواز
اصلاح شده
ارتباط
غیرتمندانه، متعصبانه
قرار گرفتن در
پیشروی کردن به سمت ( چیزی )
حس کردن
محترم
موضوع، بحث
با عنوان basic metabolic rate هم شناخته میشود.
دستکاری شده ( منظور غذایی که با دست بردن در ساختار آن، از نوع طبیعی خود خارج شده باشد. )
معلومه
افراد
بروز کردن
جان گرفته، تازه ( منظور چیزی که تازه میشه و جان دوباره ای میگیره، مثل زندگی )
بررسی ها، ارزیابی ها
هوشیار، عاقبت اندیش ( فردی که به اثرات مثبت و منفی نتیجه یک کار، فکر میکنه. )
همکاری
معاوضه کالا
ماهرانه، استادانه
توقیف
کنترل
تلفظ درست این کلمه، breeze هست.
صحیح
پر آب کردن
تایید کردن
فهماندنی، آموختنی، القایی
در هر صورت
سرآغاز
طولانی
فعالیت
بی حوصلگی
مثال ها
آگاهی
ارزشمندی
فهم، درک
مفید، با ارزش
دلیل، علت، سبب
مایه دردسر و گرفتاری
رها
مزه
لک دار
پختگی
اهمیت ندادن
بی ارزش، به درد نخور
منفعت