مهدی خانی فراشبندی

مهدی خانی فراشبندی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



سل١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨قرحه ای است که در ریه بهم رسد به سبب ریختن نزله حار حاد بدان، لازم آن است که تب رقی و لاغری بدن و در لغت سل به معنی هزال است از قبیل تسمیّه شیء به اس ... گزارش
2 | 0
سعال١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨حرکت قصبه ریه و آلات سینه است برای دفع چیزی موذی و اذیتی که از آن رسد به ریه و اعضای متصل بدانگزارش
0 | 0
عقر١٠:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨از امراض رحم است و آن حالتی است که عارض می گردد رحم را که قبول آبستنی نمی نماید و نطفه در آن بستگی بهم نمی رساند و اگر به دشواری بهم رساند به زودی لغ ... گزارش
0 | 0
عرق النساء١٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨به فتح نون و سین مهمله و الف، وجعی است که در عرق وریدی که آن را عرق النساء نامند به هم می رسد و ابتدا از مفصل و رگ گرده پایین می آید از طرف وحشی و بر ... گزارش
0 | 0
میعه سائله٢١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩میعه سا لهی به کسر میم و سکون یا ی مثناة تحتانیه و فـتح عـین مهملـه و هـا لغت عربی است و لبنی نیز و به هندی ( سلهارس ) نامند و درخت آن را به فرنگی ا ... گزارش
0 | 0
مشک طرامشیع٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧رنک به شیرازی . . . ب ه کسر میم و سکون شین و کسر کاف و فتح طا و رای مهملتین و الف و فتح میم و کسر شین معجمه و سکون یـا ی تحتانیـه و عـین مهمله اسم نب ... گزارش
0 | 0
هیضه٠٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧آن حرکت مواد فاسده غیر منهضمه بود که از بدن باز گردد به عنف و شدت دافعه و به قیء و اسهال مندفع شود. و گاه باشد که قیء نیاید و همگی ماده به سوی امعا گ ... گزارش
0 | 0
کاسر الریاح٠٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢کاسرالریاح: یعنی شکننده و دفع کننده ریاح و آن دوائی را نامند که قوام ریاح غلیظه محققه اعضا را بقوت حرارت و تجفیف خود رقیق ساخته دفع نماید و یا به تحل ... گزارش
0 | 0
عاصر٠٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢عاصر: یعنی فشارنده و آن دوائی را نامند که بسبب قوت قبض و جمع خوداجزاعضو را بفشارد تا آنکه آنچه از رطوبات رقیقه در خلل و فرج آن است منضغط و جدا کردند ... گزارش
0 | 0
رادع٠٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢رادع: یعنی مانع و باز گرداننده ماده به عضو آن دوائی را نامند که بسبب برودت و قوت قبض خود احداث کند در عضو کثافتی که تنک گرداند مسام آنرا و بشکند حدت ... گزارش
0 | 0
دابق٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢دابق: دوائی را نامند که بسبب لزوجت جوهر کثیف خود بدست بچسبد مانند دبقگزارش
0 | 0
دوالی١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠دوالی مرضی است که رگ های ساق بزرگ و سطبر و گره گره شود و سبز نماید و سبب او خون سوداوی است که در رگ های ساق ریزدگزارش
0 | 1
جلاب٢٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢١جلّاب به ضم جیم و فتح لام مشدده و الف و با ی موحده . ماهیت آن : از جمله اشربه است که جهت تقویـت قلـب و رفـع خفقان و توحش و مالیخولیا و امثال اینها ... گزارش
2 | 0
دیوجه١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢١زالو دیوجه یا زالو را به عربی "علق" می گویندگزارش
0 | 0
سیسنبر١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥سیسنبر به دو سین مهمله اول مکسور و دویم مفتوح در میان هـر دو یـای مثناة تحتانیه ساکنه و سکون نون و فتح بای موحده و رای مهملـه در آخر و سوسنبر به ضم ... گزارش
0 | 0
ثولول١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥زگیل Wartگزارش
0 | 0
ثولول١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥زگیل، ضماد سرگین گاو با سرکه درمان زگیلگزارش
0 | 0
تهبج١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥آماسیدن ، ورم کردنگزارش
0 | 0
ثقب الاسنان١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥پوسیدگی دندان هاگزارش
0 | 0
ترهل١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥نرمی و سستی گوشت بدنگزارش
0 | 0
توثه١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥زگیلهای گوشتی خارج یا داخل پلک چشم یا بافت ملتحمه چشم که به شکل توت استگزارش
0 | 0
تحنک١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥مالیدن دارو در ناحیه گلو و کامگزارش
0 | 0
تناوب١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥دهن درهگزارش
2 | 1
تمطی١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥خمیازهگزارش
0 | 0
تحمیض١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥تلخ و شور شدن چیزیگزارش
0 | 0
تفتیت١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥ریز ریز کردنگزارش
0 | 0
تشویه١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥کباب کردنگزارش
0 | 0
تحجر١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥سنگ شدنگزارش
2 | 0
تجویف١٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥بطن، آنچه که در میان چیزی خالی باشدگزارش
0 | 0
تجفیف١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥خشکانیدن، خشک کردنگزارش
0 | 0
تنشیف١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥خشک کردن آب یا رطوبت چیزی، خشک گردیدن شیر در پستانگزارش
2 | 0
تدهین١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥چرب کردن، روغن مالیدنگزارش
0 | 0
جلاب١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥گلابگزارش
2 | 0
استسقای لحمی١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠آماس تمام بدن Anasarcaگزارش
2 | 0
احتلام١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠تراوش منی در خواب : nocturnal emissionگزارش
2 | 0
ایذا١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠آزار و اذیتگزارش
14 | 0
امعاء١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠رودهگزارش
0 | 1
ام صبیان١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠جمع شدن مایع در سر نوزاد : Hydrocephalus of newbornگزارش
0 | 1
استسقای کبدی١٤:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠استسقای ناشی از هپاتیت یا سیست کبدیگزارش
2 | 0
استسقای طبلی١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠نوعی استسقا که شکم ورم کند ک در آن آب جمع شود و از هر طرف کشیده شود و چون بر آن زنند آواز طبل دهد Tympaintesگزارش
0 | 1
وضح١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠پیسی، بهق سفید : alphosisگزارش
2 | 0
استسقای زقی١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠بیماری که در آن شکم ورم کند و ناف بیرون جهد و چون بیمار حرکت کند صدای غلغل آب شنیده شودگزارش
0 | 0
احشاء١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠اعضای داخلی : visceraگزارش
5 | 0
اکله١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠خوره : shankerگزارش
0 | 1
منخرین١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠دو سوراخ بینیگزارش
5 | 0
نفث الدم١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠خلط خونی : hemoptysisگزارش
0 | 1
نزف الدم١٤:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠خونریزی : hemorrhageگزارش
0 | 0
نشف١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠جذب رطوباتگزارش
0 | 0
افتیمون٢٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٩طبیعت آن: جالینوس گرم و خشک در سیم دانسته و حنین و دیگر اطبا گرم در سیم و خشک در آخر اول و بعضی نیز خشک در دوم گفته اند. افعال و خواص و منافع آن: م ... گزارش
2 | 0
قوابی٢٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٩بیماری است که پوست بر اثر آن پوسته پوسته می شود و عوام آنرا خراز می گویند.گزارش
0 | 0