پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٣٨)
لری بختیاری دَخشَگ، خیشکال:وظیفه
لری بختیاری گِرامَکَ، گیپَک:مال، ثروت
لری بختیاری اَرپَکarpak:لذت مثلا:ژِس اَرپَک گِرِئدُم یعنی ازش لذت بردم
لری بختیاری ایژَizha:تمنا
لری بختیاری موتکَmutka:حلوا
لری بختیاری نَگَسپُوْ، هَرِتَر:نگهبان
لری بختیاری وِئِرکَve erka:گرگ
لری بختیاری وویَوْwuyaw:هوا
لری بختیاری وَهَیwahay:اهمیت
لری بختیاری گُژین، بیژال:مهم
لری بختیاری اِسپینَespina:اضافه
لری بختیاری وُچَکwochak:اجاق
لری بختیاری پورمانگ:بدر، ماه شب چهارده
لری بختیاری پورمانگ:ماه شب چهارده ، بدر
nawshchitra:منوچهر
لریل، اعتدال
ه
uburt:زمرد
پولاد واژه ای پارسی در لری بختیاری میشه پولاپَت و در پارسی پهلوی پولایپَتا آمده است
:پا
لری بختیاری دارگَردِنیدِن:اعدام
لری بختیخواندن
لری بختیاری
لری بختیاری چَلcgawl، لَسمlasm:فلج
لری بختیاری دای، چَژ:داغ
خرم آباد شهری کهن و لر نشین که در عهد کهن ایلامی خایدالو نام داشت
لرستان فقط یک استان نیست بلکه تمامی اراضی لر نشین یعنی از کرمانشاه و خانقین و بغداد و خرم آباد و اراک و همدان گرفته تا لار و دشتستان و دیلم و گناوه و ...
در اصل قلیوند است که در لهجه ی زبان لری ق به ک مبدل شده است از ایلات لر شمالی
لری بختیاری گین:جان
از بزرگترین ایل های قوم لر برویی زایار لر
اندیمشک شهری تماما لر نشین که در زمان هخامنشیان و ساسانیان از شهر های آباد بوده و نام آن نیز شهر لر بوده است
در اند. کلا این واژه به صورت کنایه ای به کار میرود و استعاره از دانا و دانشمتیاری ها متداول میباشد
ی به معنای دانا و دانشمند است
در زبان پارسی پهلوی واژه ی آناپیرا بدست آمده که برخی از محققان آاشد
لری بختیاری پَریسپَparispa:دیوار
لری بختیاری ماناکی:شباهت
ایل بزرگ خداوند با چند طایفه و چندین تیره از ایلات اصیل لر در تهران، البرز و لرستان برویی زایار لر
از بزرگان یارسان که اشعاری با زبان لری لکی سروده است.
لری بختیاری واوَنگ: پژواک
لری بختیاری سُپوختِن: تجاوز کردن
لری بختیاری اَویزَندِنیدِن: تضمین اَویزَندِنا: ضامن
لری بختیاری ویژال بَلگ:مدرک، سند
wata:پل صراط
لری بختیاری زَوَینیدنzawayniden:دعا کردن زَوَیzaway:دعا زَوَیناawayna:دعا کننده کنایه از پیرزن
لری بختیاری آیَفتayaft:مراد، منظور، مقصود
لری بختیاری ایوَنَهiwanah:ساقه
لری بختیاری اینوکینinukin
لری بختیاری ایوَرiwar:حتما، قطع به یقین
nal: عناصر
لری بختیاری آهِنژایahengay: جاذبه