Intangible

Intangible I' m intangible boy

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



intensive reading١٥:١٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٩عمیق خوانی یک متن و فهمیدن تک تک کلمات پ. ن: در مقابل آن، گسترده خوانی یا extensive reading رو داریم که کمک میکنه به افزایش فلوئنسی کتابهای Cover t ... گزارش
7 | 0
on the trail of٠٩:٣١ - ١٤٠١/٠٣/٠٧پیگیر کسی یا چیزی شدن ( پیگیر به معنای پاپیچ شدن واسه بدست اوردن اطلاعاتی یا . . . )گزارش
0 | 0
consumer٠٥:٢٨ - ١٤٠١/٠١/١٥تفاوت Consumer با Customer: یه customer میتونه صرفا یه مصرف کننده باشه و یا شاید کالایی رو خریده ک ب فروش برسونه و نه لزوما اینکه مصرفش کنه. یه Con ... گزارش
41 | 0
likelihood٢٣:٣٩ - ١٤٠١/٠١/١٢احتمال وقوع ( اسم غیر قابل شمارشه ) This latest dispute greatly increases the likelihood of a strike There is every likelihood that more jobs will ... گزارش
7 | 0
certainty١٥:٤٨ - ١٤٠١/٠١/١٠در تکمیل بالا بگم که: ۱. قطعیت ( میشه اسم غیرقابل شمارش ) I'm unable to answer that question with any certainty امر قطعی ( اسم قابل شمارش ) Ther ... گزارش
2 | 0
evident٠٦:٤٤ - ١٤٠١/٠١/٠٨مُسَلَم ( مشخص ) From the smell it was evident that the drains had been blocked for several days. از بو، مسلم بود که لوله برای سالها مسدود بوده است.گزارش
7 | 0
fall away٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٢۱. جداشدن و افتادن ( چیزی از چیزی. مثل برگ از درخت ) On the bathroom ceiling, some pieces of plaster had fallen away. The rear sections of the roc ... گزارش
5 | 0
frugal٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/١١/١٥فرق بین frugal و thrifty : وقتی خرچنگ به عنوان غذای لاکچری و پای مرغ باشه، افراد frugal خرچنگ رو میخرن و افرادthrifty پای مرغ رو. هر دو صرفه جو هست ... گزارش
14 | 0
pursue١٢:٤٨ - ١٤٠٠/١١/١٠بریم چند حالت از معنی های �Pursue ( Transitive ) � را بخونیم : ۱. تعقیب کردن ( مجهول: تعقیب شدن ) The car was pursued by helicopters ماشین ، توسط ... گزارش
18 | 0
rundown٢٠:٢٨ - ١٤٠٠/١١/٠٦Noun, usually S معنی : گزارش مفصل، گزارش با جزییات کامل گزارش مفصلی از . . . = . . . . Rundown of/on Here's a rundown on/of the activities of our ... گزارش
16 | 1
fleabag٠٨:٣٣ - ١٤٠٠/١١/٠٥شپشدونی و کثیف ( واسه مکانها، مثل هتل، اتاق ، . . . ) شپشو و کثیف ( واسه انسانها، حیوانها، . . . )گزارش
2 | 0
waive٠٨:١٦ - ١٤٠٠/١١/٠٥صرف نظر کردن از . . . نکته: کلمه waive کاملا formal هستش و معنی بیخیال شدن واسش زیادی informalهست. He persuaded the delegates to waive ( = give u ... گزارش
14 | 0
hold back٠٧:٤٤ - ١٤٠٠/١١/٠٥گرو کشی کردن چیزی ( ندادن چیزی به کسی که مستحق دریافتش بوده ) Boss: you're that worker that used to work here? Former worker: till you fired me and ... گزارش
5 | 0
pillar١١:١٦ - ١٤٠٠/١١/٠٤رکن، تکیه گاه ، ستون سریال اوزارک قسمت ۱ فصل چهار: You can transform yourself into a pillar of society, but you won't do the same for me? چطوریه ک ... گزارش
12 | 0
whereas١٤:٣١ - ١٤٠٠/١٠/٣٠کاربرد آن منتقل کردن مفهوم تضاد در یک جمله است. یعنی زمانی که دو شرایط یا ایده را که به شدت با یک دیگر متفاوت هستند برای مقایسه در کنار یک دیگر قرار ... گزارش
12 | 0
take in hand١٠:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٦عنان چیزی رو در اختیار گرفتنگزارش
2 | 0
take up with١٠:٢٢ - ١٤٠٠/١٠/٢٦خیلی صمیمی بودن با کسی ( که معمولاً کسایی که تاثیر بدی روش بذارن ) She's taken up with a strange crowd of people او با یه سری مردم عجیب غریب خیلی ص ... گزارش
0 | 0
pass through٠٢:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٤رد شدن لحظه ای از چیزی : pass through sth The air pass through the larynx and come out through the mouth هوا از حنجره رد میشه و از دهان خارج میشه. ... گزارش
5 | 0
fathom٠٧:٠٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٣واکاوی کردنگزارش
0 | 0
voiceless٠٣:٥٧ - ١٤٠٠/١٠/١٩" حالت و وضعیت تارهای صوتی " در داخل حنجره ( larynx ) ، وقتی هوا از میان چاکنای ( glottis ) عبور میکنه، واسه تارهای صوتی دو حالت ویش میادش: حالت اول ... گزارش
2 | 0
voiced٠٣:٥٦ - ١٤٠٠/١٠/١٩" حالت و وضعیت تارهای صوتی " در داخل حنجره ( larynx ) ، وقتی هوا از میان چاکنای ( glottis ) عبور میکنه، واسه تارهای صوتی دو حالت ویش میادش: حالت اول ... گزارش
5 | 0
traditional phonetic system٠٣:٤٢ - ١٤٠٠/١٠/١٩" سیستم آواشناسی سنتی " در این سیستم ، در عملیات تولید مصوتها ، سه فاکتور ، ضروری تلقی میشوند: ۱. وضعیت تارهای صوتی ( The State of Vocal cords ) در ... گزارش
0 | 0
traditional linguitics٠٣:٢٥ - ١٤٠٠/١٠/١٩زبان شناسی سنتی ( مرسوم ) این حوزه زبان شناسی مختص به بررسی موارد زیر است: phonetics, phonology, morphology, syntax, semantics, and pragmatics آوا ... گزارش
0 | 0
pulmonic egressive airstream mechanism٠٤:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١٨یکی از انواع مکانیزم های جریان هوا برای تولید آواست. به این صورت که هوای داخل ریه ها به بیرون از بدن رانده میشه و این کار از طریق دهان ( و گاها بینی ... گزارش
0 | 0
airstream mechanism٠٣:٥٤ - ١٤٠٠/١٠/١٨یکی از مهم ترین ابزار های تولید صداست که در علم آواشناسی، مکانیزم جریان هوا، روشهایی هستند که به وسیله آنها، جریان هوا در اندام های دخیل در تولید صد ... گزارش
2 | 0
auditory phonetics٠٣:٣٧ - ١٤٠٠/١٠/١٨در تکمیل ترجمه بالا ، بهش ( آواشناسی ادراکی ) یا همون Perceptual Phonetics هم میگن. و مهم ترین چیی که توی این شاخه ی آواشناسی بهش توجه میشه، ساختار گ ... گزارش
9 | 1
reimburse٠٧:٥٦ - ١٤٠٠/١٠/١٧active :هزینه ضرری که داده را پرداخت کردن passive: هزینه ضرری که کرده را گرفتن مثال حالت active: The airline reimbursed me for the amount they had ... گزارش
14 | 0
assess٠٦:١٢ - ١٤٠٠/١٠/١٧برآورد کردنگزارش
2 | 0
oral cavity٠٥:٠٠ - ١٤٠٠/١٠/١٧حفره دهان برای دیدن عکس مربوط به اجزای تشکیل دهنده حفره دهان به لینک زیر بریدگزارش
7 | 0
anterior٠٤:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧در مبحث آواشناسی ، قسمت Systematic phonetics: صداهای که بوسیله قسمتهای جلویی حفره دهان ( دقیقاً رو و یا جلوی قوس آرکی ) ساخته میشوند را گویند و با a ... گزارش
12 | 1
coronal٠٤:٢٦ - ١٤٠٠/١٠/١٧در آواشناسی ، بخش مربوط به Systematic phonetics، به Coronal, صدای نیم تاجی میگن. صداهای نیم تاجی با اندام های صوتی بالایی چون نوک زبان، تیغه زبان و ... گزارش
7 | 0
plot٠٥:٤١ - ١٤٠٠/١٠/١٦خط روایی یک فیلم، بازی، کتاب و . . . The film has a very simple plot The plots of his books are basically all the same.گزارش
2 | 0
diphthong٠٣:٠٨ - ١٤٠٠/١٠/١٦دو صدایی کلا سه تا diphthong داریم: ۱. صدای aw در cow, house ۲. صدای ɔy در boy, avoid ۳. صدای ay در my, eye, buy هر سه با یه مصوت و بعدش یه صامتِ ... گزارش
12 | 1
approximate٠٢:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/١٥نزدیک به چیزی بودن ( ۹۰ درصد شبیه چیزی بودن ) The newspaper reports of the discussion only roughly approximated to ( = were not exactly the same as ... گزارش
0 | 0
dental٠٣:٢٣ - ١٤٠٠/١٠/١٣معنای dental در فونتیک یا آواشناسی: صداهایی که با " نوک زبان در پشتِ دندانهای جلوئیه بالا " ساخته میشود. مثل صدای θ در کلمات baTH , THin مثل صدای � ... گزارش
2 | 0
denote٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/١٠/١٣بیانگر چیزی بودن The color red denote passion or angerگزارش
5 | 1
hop٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/١٠/١١پرش با یک پا و لی لی مانند با ارتفاع کم ( انسان ) پرش با تمام یا هر دو پا به صورت همزمان ( پرندگان، حشرات, حیوانات ) Bunny hop پرش خرگوشی یادآوری ... گزارش
9 | 1
dorsum١٩:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٩در آناتومی زبان انسان ( tongue ) : به ناحیه انتهای زبان ( نزدیک حلق ) تا وسط زبان را dorsum یا back میگویند.گزارش
5 | 0
upper respiratory٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٨قسمت فوقانی دستگاه تنفسی شامل : حنجره، حلقوم، سینوس هاگزارش
2 | 0
belie٠٦:٠٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٣وارونه نشان دادنگزارش
2 | 0
definitive٠٦:٥٢ - ١٤٠٠/١٠/٠٢غیر قابل تغییر و تعویض There are a definitive answer/solution to this problem The police have a definitive proof of her guilt.گزارش
0 | 0
apply for a position٠٦:٣٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٢درخواست رسمی دادن واسه تصاحب یه جایگاه شغلی. معمولاً بصورت رسمی و بصورت ایمیل و یا نامه کتبی و یا پر کردن فرمی نوشته و ارسال میشه I would like appl ... گزارش
0 | 0
intricate٠٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠پر جزئیات Humans lip have much more intricate muscles joint togetherگزارش
0 | 0
relevant٠٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠به همراه be به معنای زیر هستش : Be relevant = مناسبت داشته باشه مثال از کتاب زبانشناسی: There are some certain features thought to be adaptations th ... گزارش
5 | 1
cries of emotion٠٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٩زجه های مربوط به یک حس ( درد، خشم و . . )گزارش
2 | 0
chafe٠٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨ساییدگی پوست ( as noun ) یه نمونه ساییدگی پوست وقتیه که یه لنجو توی دست بمون یه مدتی ، بعدش یه لک میفته روی پوست. اون لک روی پست هم مدنظره این لغته. ... گزارش
2 | 0
trace of٠٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨ردِّ. . . ، ردّی از . . . He attempted to cover up all the traces of his crime When she moved out, she left no trace of having been thereگزارش
2 | 0
mass٠٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧A mass of sth = یه توده ی عظیمی از چیزی. ، یه مقدار بسیار زیادی از چیزی The explosion reduced the church to a mass of rubble The forest is a mass of ... گزارش
7 | 0
cadaverous٠٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧مرده میّتی ( رنگپریده شبیه مرده ها )گزارش
2 | 0
specify٠٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧با صراحت گفتن ، با صراحت مشخص کردن He said we should meet but didn't specify a time او گفت که باید هم را ببینیم ولی زمانی رو باصراحت مشخص نکرد The ... گزارش
2 | 0