تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستگیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shrapnel: fragments of a bomb, shell, or other object thrown out by an explosion. مترادف با معنی دوم "ترکش"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

به عقیده من می توان، بطور تقریبی، dark را در بعضی از مواقع: ناگوار، ناخوشایند، ناپسند، نامطبوع، نامطلوب یا تلخ، ترجمه کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی موارد، معادل است با: Unintentional به معانی: 1. به اشتباه، اشتباهی، سهوی 2. ناخواسته، غیرعمدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

irrevocable

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر به معنای "responsible for" باشد: - > باعث، بانی، مسبب، موجب، عامِل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Homesickness ( N. ) : Homesick ( Adj. ) - > experiencing a longing for one's home during a period of absence from it Example - > he was homesick fo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به عقیده من: در برخی مواقع می توان این کلمه را �تنبلی کردن� ترجمه نمود. هرچند این دو مفاهیم متمایزی هستند، در صورتی که �تنبلی و سستی� سبب �پشت گوش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

می توان دو مترادف نزدیک را برای این عبارت در نظر گرفت: 1. هر چه بادا باد. و 2. هر چه پیش آید خوش آید. گرچه این دو تفاوت های جزئی با عبارت "جهنم ...

پیشنهاد
٤

That's rich! / That's rich, coming from you!: That's not a fair criticism or statement, considering who is saying it. مترادف ها: 👈 You are one to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Associate ( . n/اسم ) : اگر به معنای "Companion" یا "Friend" باشد - > دمخور، همدم، هم نفس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیلتی

٢