مرتضی

مرتضی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



insecure١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤سست عنصر، سست ارادهگزارش
0 | 0
somebody call the ambulance٢٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣یکی به آمبولانس زنگ بزنه یکی دلداری بدهگزارش
0 | 0
needed no decision٢٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢ترجمه تحت اللفظی: نیاز به تصمیم گیری نداشت ( یعنی واضح و روشن بود ) جای بحث نداشت نیاز به شک نداشتگزارش
0 | 0
hindrance٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠[شیمی آلی]: steric hindrance ممانعت فضاییگزارش
0 | 0
rearrangement٠٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥نوآراییگزارش
0 | 0
what matters is that١١:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤چیزی که اهمیت دارد این است که. . . آنچه مهم است این است که. . .گزارش
0 | 0
intending٠٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣intending to use this reaction . . . به منظور استفاده از این واکنش. . . .گزارش
0 | 0
asking for٠٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣به دنبال چیزی بودنگزارش
2 | 0
bucket list٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٨to do list لیست کارهایی که باید در مدت کوتاهی انجام داد. مثل تمیز کردن اتاق، زنگ زدن به فلانی ، رفتن به سلمونی و. . . اما bucket list لیست کارهایی ا ... گزارش
0 | 0
feedstock٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٨ماده اولیهگزارش
0 | 0
venture out٠٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٨بیرون رفتن ( درحالی که احتمال خطر وجود دارد )گزارش
2 | 0
adversely٢١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٥inversely به طور برعکس adversely به طور نامطلوب، به طور ناخوشایندگزارش
0 | 0
گرایش تحصیلی٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٤sub - discipline هم میگنگزارش
0 | 0
precursor١٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥precaution اقدام پیشگیرانه precarious ناپایدار Precursor پیش مادهگزارش
0 | 0
precaution١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥precaution اقدام پیشگیرانه precarious ناپایدار Precursor پیش مادهگزارش
5 | 0
pacify١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣آرام کردنگزارش
0 | 0
venture١٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣کار مخاطره آمیز که جرات می خواهد: سرمایه گذاری، سفر کردن، ابراز عقیده کردن و. . .گزارش
0 | 0
draw back١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠drawdown عقب نشینی drawback اشکالگزارش
0 | 0
get on١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠پیش رفتن، کنار آمدنگزارش
0 | 0
come up١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩۱ - پیش آمدن arise ۲ - آمدن ، مطرح شدن ۳ - نزدیک آمدنگزارش
0 | 0
Aptitude١٥:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠altitude ارتفاع attitude نگرش aptitude استعداد، تمایل ( میل ) ذاتی ، گرایش ذاتیگزارش
0 | 0
attitude١٥:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠altitude ارتفاع attitude نگرش aptitude استعداد، تمایل ( میل ) ذاتی ، گرایش ذاتیگزارش
5 | 1
altitude١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠altitude ارتفاع attitude نگرش aptitude استعداد، تمایل ( میل ) ذاتی ، گرایش ذاتیگزارش
5 | 0
afterburning١١:١٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠پس سوزیگزارش
0 | 0
exhaust١١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠خروجیگزارش
0 | 0
most commonly٠٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠۱ - رایج ترین most commonly methods رایج ترین شیوه ها ( روش ها ) ۲ - بیشتر مواقع ، اغلب . . . they are most commonly detrmined by آنها اغلب ( ... گزارش
2 | 0
modulus١٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٩مقاومت ماده ( مثلا یک پلیمر ) در برابر تغییر شکلگزارش
0 | 0
draw on١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٧/١٧draw on استفاده کردن draw up تنظیم کردن draw out بیرون کشیدن drawback اشکال draw blood آزمایش خون گرفتنگزارش
2 | 0
trackpad٢٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٦=touchpadگزارش
0 | 0
calendering١١:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦غلتک زنیگزارش
0 | 0
shrink١٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کم حجم شدنگزارش
0 | 0
bring together١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٥بعضی اوقات به معنی : فراهم کردن، تامین کردنگزارش
0 | 0
فراوری١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/١٣processingگزارش
2 | 1
up the ante٠٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٣بالا بردن شرط ( افزایش دادن شرط ) ، بالا بردن خطر ، بالابردن کیفیت، فراتر رفتنگزارش
0 | 0
resulting in١٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩در نتیجه ( و ) در نتیجهگزارش
5 | 0
prolong١٥:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦طولانی کردنگزارش
0 | 0
introduced١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦بعضی وقت ها معنیه : | به وجود آمده | رو میدهگزارش
5 | 0
plasticization١٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤روان سازی نرم سازیگزارش
0 | 0
given polymer١٠:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤پلیمر خاصگزارش
0 | 0
intimate mixture١٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣مخلوط کاملگزارش
0 | 0
arising from٢٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢arise خودش یعنی بالا آمدن ، پس arising from رو میشه برآمده از ترجمه کرد همانطور که خانوم فرومدی نوشتن. برآمده از ، ناشی ازگزارش
2 | 0
solvent casting٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢قالب ریزی حلال ریخته گری حلال محلول رو در قالب خاصی می ریزند و . . .گزارش
2 | 0
in association with٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢- در ارتباط با - همراه باگزارش
7 | 1
in the course of١٦:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢in the course of which که در طی آنگزارش
0 | 0
interrogation١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦بازجوییگزارش
2 | 0
horn٠٨:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦اصلش به معنی شاخ هستش بعدا به مرور زمان معنیه بوق، شیپور و . . . پیدا کرده . یعنی انسان ها ابزارهایی از شاخ حیوانات یا نهایتا شبیه شاخ حیوانات ساختن ... گزارش
2 | 0
spiritual father٢٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠پدر معنویگزارش
0 | 0
mortal١٨:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٩سریال زخم کاری رو اینطور ترجمه کردن mortal woundگزارش
7 | 0
sharp division١١:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٨sharp division اختلاف شدید deep division اختلاف عمیق ، اختلاف شدید ، اختلاف زیادگزارش
0 | 0
poking٢٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٧گاهی به معنای دست زدن به کسی برای جلب توجه اون . مثلا تو هواپیما وقتی مهماندار داره از کنار یه مسافر در راهرو رد میشه ، مسافر مورد نظر مهماندار درحا ... گزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



plausible١٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤
• That her husband had come back early from his trip was the most plausible explanation for the front door being unlocked.
این که شوهرش زودتر از سفرش برگشته بود قابل قبول ترین ( باور پذیر ترین ) توضیح برای قفل نبودن در جلویی بود .
0 | 0
adaptable١٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤
• Our company needs to be adaptable to changing consumer tastes.
شرکت نیاز داره که ( باید ) نسبت به تغییر ذائقه های مشتری سازش پذیر باشد
0 | 0
urge٠٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦
• We urge your participation in this new program.
ما خواستار حضور شما در این برنامه جدید هستیم.
2 | 0
succeeding٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢
• Perseverance is failing nineteen times and succeeding the twentieth.
استقامت یعنی نوزده بار شکست خوردن و بیستمین بار موفق شدن
0 | 0
ample١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢١
• You'll have ample opportunity to ask questions after the talk.
بعد از صحبت، فرصت زیادی برای پرسیدن سوال ها خواهید داشت.
2 | 0
ample١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢١
• The closet has ample space for coats.
کمد، فضای زیادی ( کافی ) برای کت ها داشت .
2 | 1
ample١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢١
• I had ample time to finish the test.
من وقت زیادی داشتم که ( تا ) آزمون را تمام کنم .
2 | 0
robust١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢١
• I prefer a robust cup of coffee.
من یک فنجان قهوه ی خوش طعم رو ترجیح میدم .
0 | 0
robust١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢١
• The new backpacks are made of a highly robust material.
کوله پشتی های جدید از مواد بسیار محکمی ( بسیار قوی ) ساخته شده اند
0 | 0