نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anymore: دیگر مثال: I don't want to live her ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pastel: رنگ های ملایم و پررنگ که معمولاً در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occasion: مناسبت / فرصت مثال: They celebrated ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
virtually: تقریباً مثال: The project is virtua ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plot: زمین، قطعه زمین، طرح مثال: The farm ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
given: داده شده مثال: Given the circumstan ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
symptom: علامت، نشانه، علایم مثال: Fever is ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
basically: اصولاً مثال: Basically, you just ne ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relief: تسکین، آرامش He sighed with relief ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
summit: قله، اجلاس مثال: They reached the s ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
charge: هزینه / مسئولیت مثال: What is the c ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
combine: دوستان دقت داشته باشید که در حالت ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
به این معناست که "بهتر است یک گاو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
embrace: آغوش گرفتن، پذیرفتن مثال: They embr ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
along: به همراه مثال: He brought his dog a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impressive: تحسین برانگیز مثال: Her presentatio ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get: دریافت کردن / رسیدن به / شدن مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discourse: گفتمان مثال: His discourse on socia ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emergency: اورژانس He was rushed to the emerge ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
admire: تحسین کردن، تمجید کردن مثال: I admi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remote: دور مثال: They live in a remote vil ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conventional: متداول مثال: He prefers conventiona ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contest: مسابقه، رقابت مثال: She won first ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agreement: توافق، قرارداد They reached an agr ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agenda: دستور کار، برنامه کاری مثال: Let's ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conviction: اعتقاد، قاطعیت مثال: She spoke with ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
later that day: بعدش در همان روز ( گذر زمان بین دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objective: هدف، هدفمند مثال: The objective of ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
potential: پتانسیل، قابلیت مثال: The young ar ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
facility: امکانات مثال: The hotel has excelle ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
orientation: جهت دهی، آموزش مقدماتی مثال: New e ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
investor: سرمایه گذار مثال: The investor deci ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
principal: اصلی، رئیس مدرسه مثال: The princip ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike: اعتصاب مثال: The workers went on st ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scenario: سناریو، وضعیت مثال: They discussed ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
context: زمینه مثال: It's important to under ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear: تحمل کردن مثال: He couldn't bear th ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ongoing: در حال انجام مثال: The project is s ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn over: برگرداندن ( ورق، کاغذ و . . . . )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more often than: به مراتب بیشتر از Men like the spor ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pub: جایی برای ملاقات که نوشیدنی و غذا ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accomplish: دست یافتن به، انجام دادن مثال: She ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sophisticated: پیچیده، پیشرفته مثال: The new techn ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barely: به سختی مثال: She barely had time t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
literature: ادبیات، کتابخانه مثال: She studied ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out: بهم خوردن، از یکدیگر جدا شدن مثال: ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inspire: الهام بخشیدن، انگیزه دادن مثال: Her ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proposed: پیشنهاد شده، پیشنهادی The proposed ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
series: سری، مجموعه مثال: I watched the ent ...
١ سال پیش