برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حمید

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 آپارتمان
در آدرس دهی به عنوان مخفف استفاده میشود
مثلا
Apt. 23
١٣٩٩/٠١/١٩
|

2 التماس دعا ١٣٩٨/١٢/١٩
|

3 بانک سرمایه گذاری
در ایران تامین سرمایه میگن بهش
مثل تامین سرمایه تمدن
١٣٩٨/١١/٠٣
|

4 He saw a man who had taken his dog off its leash. .z
اومردی را دید که قلاده س ...
١٣٩٨/١١/٠٢
|

5 Traffic light pole z
تیر چراغ قرمز
Four corner 4 p94
١٣٩٨/١١/٠٢
|

6 Soleimani assassination
ترور سلیمانی
١٣٩٨/١٠/١٨
|

7 Early riser
سحر خیز

Four corners p100 and abadis(riser).z
١٣٩٨/١٠/١٢
|

8 Online poll
نظر سنجی آنلاین
١٣٩٨/١٠/١٢
|

9 The image went viral z
عکس فضای مجازی را پر کرد
Four corners 4 p 100
١٣٩٨/١٠/١٢
|

10 پیشنهاده ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

11 تست کردن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

12 Manteaoغلط است

Manteau درست است


١٣٩٨/٠٨/٢١
|

13 با جزئیات مشخص ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

14 مشخص
You need to identify and then focus on tangible targets

تو باید بشناسی و تمرکز کنی بر روی اهداف مشخص
All in one 3d
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

15 انجام دادن کاری(کاری که قابل توجه است)
دستاورد
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

16 درشریط عادی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

17 در شرایط عادی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

18 Inhabited by ghosts
Source:four corners
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

19 In some one's wisdom z جمله ای کنایه امیز است به این معنی که این طرز تفکر غلط است ... ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

20 Ex-friend دوست پیشین
اگر به تنهایی به کار رود به معنای همسر قبلی است یا کسی که روابط عاشقانه ای داشته است
اگر به عنوان پیشوند بیاید به معن ...
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

21 He and his wid had been griwing apart for at least a year
او و همسرش حداقل یکسال از هم جدا زندگی کرده اند(از هم فاصله گرفته اند)
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

22 روابط عاشقانه با کسی داشتن
دوست بودن با کسی
Is she seeing anyone at the moment
Is marge still seeing tom
هردوتا جمله سوالی هستن علامت س ...
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

23 مدگرا ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

24 Low-flow showerhead
سردوش هایی که جریان کمی اب از خود عبور میدهند
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

25 Low flow showerhead
سردوش هایی که جریان کمی آب از خود عبور میدهند
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

26 به خشکی آمدن
What time does ship land?
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

27 معاون رییس
Deputy head teacher معاون مدرسه
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

28 The bathroom sink is clogged
روشویی گرفته است(اب پایین نمیرود)
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

29 بنظرم معادل فارسی ندارد
این کلمه به معنای احساسی است که به آدم دست میده در هنگامی که به گذشته فکر میکند

مثلا شما یک جاقلمی قدیمی میبینید ک ...
١٣٩٨/٠٧/١٣
|

30 A diary
Memory
١٣٩٨/٠٧/١٣
|

31 Off the coast of Australia
کنار سواحل استرالیا
(four corners 3 unit 5)
١٣٩٨/٠٧/١٣
|

32 Drop off the dry cleaning
معنیش میشه تحول دادن لباس به خشکشویی
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 right away
• She cooked up a simple meal for me right away.
• او فورا یک غذای ساده برای من درست کرد
١٣٩٨/١١/٠٢
|

2 aloud
• The pain made him cry aloud.
• درد باعث شد با صدای بلند گریه کند
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

3 visualize
• I tried to visualize the house while he was describing it.
• من تلاش کردم تا تجسم کنم آن خانه را هنگامی که او درحال توصیف آن بود
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

4 point out
• Please don't take it amiss, if I point out your errors.
• لطفا ناراحت نشو اگر به خطاهایت اشاره میکنم
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

5 wisdom
• ’Tis altogether vain to learn wisdom and yet live foolishly.
• کاملا بیهوده است که درایت را یاد بگیری و درعین حال جاهلانه زندگی کنی
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

6 wisdom
• Learn wisdom by the follies of others.
• خردمندی را از حماقت های دیگران یاد بگیر
١٣٩٨/٠٨/١٨
|