حمید

حمید

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



apt١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/١٩آپارتمان در آدرس دهی به عنوان مخفف استفاده میشود مثلا Apt. 23گزارش
25 | 1
ایام البیض١٦:٣٤ - ١٣٩٨/١٢/١٩التماس دعاگزارش
5 | 0
investment bank١٢:٥٨ - ١٣٩٨/١١/٠٣بانک سرمایه گذاری در ایران تامین سرمایه میگن بهش مثل تامین سرمایه تمدنگزارش
14 | 0
take sth off١٦:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٢He saw a man who had taken his dog off its leash. . z اومردی را دید که قلاده سگش را باز کرده بود Four corner 4 p94گزارش
0 | 1
pole١٦:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٢Traffic light pole z تیر چراغ قرمز Four corner 4 p94گزارش
9 | 1
assassination١٦:٠٧ - ١٣٩٨/١٠/١٨Soleimani assassination ترور سلیمانیگزارش
18 | 6
riser١١:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/١٢Early riser سحر خیز Four corners p100 and abadis ( riser ) . zگزارش
9 | 0
poll١١:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/١٢Online poll نظر سنجی آنلاینگزارش
16 | 1
go viral١١:٢٣ - ١٣٩٨/١٠/١٢The image went viral z عکس فضای مجازی را پر کرد Four corners 4 p 100گزارش
14 | 1
proposal١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧پیشنهادهگزارش
21 | 2
tryout٢١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢١تست کردنگزارش
48 | 1
مانتو١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢١Manteaoغلط است Manteau درست است گزارش
145 | 1
in specific details١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢١با جزئیات مشخصگزارش
2 | 0
tangible٢٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠مشخص You need to identify and then focus on tangible targets تو باید بشناسی و تمرکز کنی بر روی اهداف مشخص All in one 3dگزارش
23 | 1
accomplishment١٤:٥١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠انجام دادن کاری ( کاری که قابل توجه است ) دستاوردگزارش
25 | 1
in the normal sense٢٢:١٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٨درشریط عادیگزارش
0 | 0
in the ordinary sense٢٢:١٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٨در شرایط عادیگزارش
0 | 0
haunted١٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٨Inhabited by ghosts Source:four cornersگزارش
7 | 1
wisdom١١:١٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٨In some one's wisdom z جمله ای کنایه امیز است به این معنی که این طرز تفکر غلط است In my mother's wisdom daughters are weak در منطق مادرم دختر ها ضعیف ... گزارش
18 | 1
EX١٦:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٦Ex - friend دوست پیشین اگر به تنهایی به کار رود به معنای همسر قبلی است یا کسی که روابط عاشقانه ای داشته است اگر به عنوان پیشوند بیاید به معنای قبلی ... گزارش
67 | 1
grow apart١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٤He and his wid had been griwing apart for at least a year او و همسرش حداقل یکسال از هم جدا زندگی کرده اند ( از هم فاصله گرفته اند )گزارش
9 | 0
be seeing somebody١٥:٠٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٤روابط عاشقانه با کسی داشتن دوست بودن با کسی Is she seeing anyone at the moment Is marge still seeing tom هردوتا جمله سوالی هستن علامت سوال قاط زده ... گزارش
5 | 1
trendy٢٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦مدگراگزارش
25 | 1
showerhead١٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥Low - flow showerhead سردوش هایی که جریان کمی اب از خود عبور میدهندگزارش
12 | 0
low flow١٦:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥Low flow showerhead سردوش هایی که جریان کمی آب از خود عبور میدهندگزارش
5 | 0
land١٧:٠٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢١به خشکی آمدن What time does ship land?گزارش
30 | 1
deputy head١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢١معاون رییس Deputy head teacher معاون مدرسهگزارش
5 | 0
clogged١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠The bathroom sink is clogged روشویی گرفته است ( اب پایین نمیرود )گزارش
34 | 1
nostalgia٢٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٣بنظرم معادل فارسی ندارد این کلمه به معنای احساسی است که به آدم دست میده در هنگامی که به گذشته فکر میکند مثلا شما یک جاقلمی قدیمی میبینید که مثل اون ... گزارش
83 | 1
خاطره١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٣A diary Memoryگزارش
18 | 1
off١٥:٢٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٣Off the coast of Australia کنار سواحل استرالیا ( four corners 3 unit 5 )گزارش
46 | 1
drop off١٠:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٣٠Drop off the dry cleaning معنیش میشه تحول دادن لباس به خشکشوییگزارش
25 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



right away١٦:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٢
• She cooked up a simple meal for me right away.
او فورا یک غذای ساده برای من درست کرد
7 | 0
aloud١٩:٥٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢١
• The pain made him cry aloud.
درد باعث شد با صدای بلند گریه کند
5 | 1
visualize٢٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
• I tried to visualize the house while he was describing it.
من تلاش کردم تا تجسم کنم آن خانه را هنگامی که او درحال توصیف آن بود
2 | 0
wisdom١١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٨
• ’Tis altogether vain to learn wisdom and yet live foolishly.
کاملا بیهوده است که درایت را یاد بگیری و درعین حال جاهلانه زندگی کنی
9 | 0
wisdom١١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٨
• Learn wisdom by the follies of others.
خردمندی را از حماقت های دیگران یاد بگیر
12 | 1