hamed farzam

hamed farzam

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ormuzd١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٣یزدان Ormuzd and Ahriman= یزدان و اهریمنگزارش
0 | 0
proceed١٦:٤٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦آغاز شدن/شروع شدن هم معنا می دهد: . . . This journey must proceed fromگزارش
0 | 0
omnipotent٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣همه توانگزارش
0 | 0
omnipotence٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣همه توانیگزارش
0 | 0
follow through١٩:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/١١پیگیریگزارش
0 | 0
sea change٢٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٠تحول بنیادی تغییر بنیادی دگرگونی اساسیگزارش
2 | 0
suck٢١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥being sucked into sth : گرفتار شدن در چیزیگزارش
0 | 0
repulse١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣یکی از معانی *منزجر شدن* می باشد.گزارش
0 | 0
devaluing٠٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٩ناارزنده سازیگزارش
0 | 1
sleepiness١٥:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٤خواب آلودگیگزارش
2 | 0
in service١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٤/١١ضمن خدمتگزارش
0 | 0
paucity١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦کمبودگزارش
2 | 0
devaluation١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢نا ارزنده سازی گزارش
2 | 0
self employed٠٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤خویش فرما خود اشتغالگزارش
2 | 0
PTA١٤:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩انجمن اولیا و مربیانگزارش
2 | 0
service١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩ارائه خدماتگزارش
0 | 0
due to٢٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠١ناشی ازگزارش
5 | 0
take٠٤:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠take : نگریستن به معنای در نظر گرفتن، برداشت کردن، و پنداشتن هم می شود.گزارش
7 | 0
with a grain of salt٠٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠محطاطانه با احتیاطگزارش
2 | 0
emanating٠٤:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠emanating from ناشی ازگزارش
2 | 0
indignant٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠خشمگین خشمگینانهگزارش
7 | 0
preannounce٠٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠از قبل اعلام کردن از قبل خبر دادنگزارش
0 | 0
part٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠به معنای عضو ( member ) هم هست: مثال: part of a large groupگزارش
0 | 0
attained from١٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦حاصل از گزارش
0 | 0
uncover١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢هویدا کردن/بودنگزارش
2 | 0
imprisoned٠٤:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢به عنوان فعل: زندانی شدن/بودن/کردن محبوس شدن/بودن/کردن به عنوان صفت: زندانی محبوسگزارش
12 | 0
nodding٢١:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٣سر تکان دادن به منظور تائیدگزارش
7 | 0
fortune٠٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٥شانس بخت و اقبال ثروتگزارش
5 | 0
post٢٠:٥٤ - ١٣٩٩/١١/٢٠برگه یا کاغذ را به دیوار چسباندنگزارش
2 | 0
compassion fatigue٢٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠خستگی ناشی از شفقتگزارش
5 | 0