برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

h.asgari

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ما از این عبارت برای گفتن اینکه کاری را انجام می دهیم و یا چیزی را می پذیریم استفاده میکنیم.
?Can I get you a cup of tea or coffee
.I wouldn't ...
١٣٩٩/١٢/٠٦
|

2 anyway بگذریم!!
مثلا داریم در مورد یه موضوعی گپ میزنیم و یهو میخوایم دیگه ادامه ندیم.مثلا غیبت محسوب میشد و بیکباره بخودمون اومدیم و میگیم "ب ...
١٣٩٩/١٢/٠٥
|

3 anyway بگذریم!!
مثلا داریم در مورد یه موضوعی گپ میزنیم و یهو میخوایم دیگه ادامه ندیم.مثلا غیبت محسوب میشد و بیکباره بخودمون اومدیم و میگیم "بگذریم ...
١٣٩٩/١٢/٠٥
|

4 جن.
یک جمله دیده بودم زیر نویس ،از گربه ای سفید که شبح مانند بوده و یهو غیب شد.کلیپِ مثلا ترسناک بود.به انگلیسی نوشته شده بود؛
...
١٣٩٩/١١/٢٣
|

5 take cover! پناه بگیرید. ١٣٩٩/١١/٢٢
|

6 Mr Tom Hanks در فیلم ""Forrest Gump ""
آقای بازیگر تام هنکس ،در فیلمِ "فارست گامپ" اکران در سال 1994
در این فیلم ، آقای فارست فردی است کودن ...
١٣٩٩/١١/١٨
|

7 conclude خاتمه دادن.به پایان رساندن ١٣٩٩/١١/١٨
|

8 there we go داریم موفق میشیم.‌
مثال🙂گزارشگر پرتاب موشک اسپیس شیپ SN9 که موفق نشده بودن و موشک در حال آتش گرفتن و سقوط بوده، یه
لحظه در نزدیکا ...
١٣٩٩/١١/١٦
|

9 my battery is dying باتری(تلفن) من تموم شده. ١٣٩٩/١١/١٣
|

10 rockabye baby ؛ لالایی کن عزیزم ١٣٩٩/١١/١٢
|

11 اصطلاحا به حالت بدشکل گلابی که سرش تنگ و تهش گشاده !اطلاق میشه.به اینکه این برنامه بدجوریه و خرابه و به دردبخور نیست. ١٣٩٩/١١/١٠
|

12 خراب شدن و بهم خوردن یک برنامه ١٣٩٩/١١/١٠
|

13 good vibes حس خوب ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

14 معنای کشور england انگلستان.
eng land سرزمین نقاشی شدگان.سرزمین حک شده ها
پس eng معنای حک شده.نقاشی شده هم میدهد.
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

15 اصطلاح miss the boat
دیگه خیلی دیر شده
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

16 دیگه خیلی دیر شده ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

17 دیگه خیلی دیره ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

18 دیر شده ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

19 یکی طلبت ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

20 مثلا وقتی خوابیدی.و همون موقع دوستت زنگ میزنه میگه بزنیم بریم استخر؟ تو حالشو هم نداری.ولی دوستت اصرار میکنه.بعدبه حالت قبول کردن و پا شدن، بهش این ج ... ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

21 بزن توو رگ ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

22 خراب شدن
.the zipper on my fly is busted
زیپ شلوارم خراب شده.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 ground
• He grounded his opinion in facts.
• او نظرِ خود را بر اساسِ حقائق بنیاد نهاد.(بر پایهُ اساسِ چیزی بنیاد نهادن= معنای کلمه groundدر این جمله)
١٣٩٩/١٢/١٥
|

2 ground
• There were coffee grounds in the bottom of the cup.
• ته نِشِست(تفاله)قهوه در تهِ فنجان وجود داشت.
١٣٩٩/١٢/١٥
|

3 sunshine
• Her grandchildren were her sunshine.
• نوه هایش دلخوشی او بودند.
١٣٩٩/١١/٢٠
|

4 whale
• We had a whale of a time on holiday.
• ما در تعطیلات یه عالمه وقت داشتیم.
١٣٩٩/١١/٠١
|