h.asgari

h.asgari

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



blood workup٠٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/١١مجموعه آزمایشاتی که وضعیت خون فرد را می سنجد. آزمایش خون. تست خون. . .گزارش
0 | 0
inter٠١:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦inter " ایندر " اگر دقت کنیم تلفظش بر اساس همریشه و همتلفظی در فارسی و انگلیسی، همان " اندر " یا اندرون ، میان، بین - میباشد. البته در native که تلف ... گزارش
2 | 0
sotto٢١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦نجواگزارش
0 | 0
گاته٠٩:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/٢١گویش مازندرانی از حدود جغرافیایی قائمشهر تا گرگان؛ ( gaate ) یعنی " میگفت "گزارش
0 | 0
i wouldn't say no٢٢:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٦ما از این عبارت برای گفتن اینکه کاری را انجام می دهیم و یا چیزی را می پذیریم استفاده میکنیم. ?Can I get you a cup of tea or coffee . I wouldn't say ... گزارش
7 | 0
anyway٠٤:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٥anyway بگذریم!! مثلا داریم در مورد یه موضوعی گپ میزنیم و یهو میخوایم دیگه ادامه ندیم. مثلا غیبت محسوب میشد و بیکباره بخودمون اومدیم و میگیم "بگذریم". ... گزارش
21 | 1
jin١٥:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٢٣جن. یک جمله دیده بودم زیر نویس ، از گربه ای سفید که شبح مانند بوده و یهو غیب شد. کلیپِ مثلا ترسناک بود. به انگلیسی نوشته شده بود؛ it is a jin not a ... گزارش
12 | 1
take cover١١:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٢٢take cover! پناه بگیرید.گزارش
16 | 0
gump١٧:٤٩ - ١٣٩٩/١١/١٨Mr Tom Hanks در فیلم ""Forrest Gump "" آقای بازیگر تام هنکس ، در فیلمِ "فارست گامپ" اکران در سال 1994 در این فیلم ، آقای فارست فردی است کودن ، کم عقل ... گزارش
16 | 0
به پایان رساندن٠٦:١٤ - ١٣٩٩/١١/١٨conclude خاتمه دادن. به پایان رساندنگزارش
7 | 1
there we go٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١١/١٦there we go داریم موفق میشیم. مثال🙂گزارشگر پرتاب موشک اسپیس شیپ SN9 که موفق نشده بودن و موشک در حال آتش گرفتن و سقوط بوده، یه لحظه در نزدیکای زمین ... گزارش
28 | 0
dying١٦:٣٧ - ١٣٩٩/١١/١٣my battery is dying باتری ( تلفن ) من تموم شده.گزارش
9 | 1
rockabye٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١١/١٢rockabye baby ؛ لالایی کن عزیزمگزارش
23 | 0
pear shape٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/١١/١٠اصطلاحا به حالت بدشکل گلابی که سرش تنگ و تهش گشاده !اطلاق میشه. به اینکه این برنامه بدجوریه و خرابه و به دردبخور نیست.گزارش
7 | 0
pear shaped٢٠:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٠خراب شدن و بهم خوردن یک برنامهگزارش
12 | 0
vibe١٩:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠good vibes حس خوبگزارش
32 | 1
ENG١٥:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٩معنای کشور england انگلستان. eng land سرزمین نقاشی شدگان. سرزمین حک شده ها پس eng معنای حک شده. نقاشی شده هم میدهد.گزارش
12 | 0
boat١٥:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٩دیر شدهگزارش
9 | 1
boat١٥:١٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٩اصطلاح miss the boat دیگه خیلی دیر شدهگزارش
12 | 1
boat١٥:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٩دیگه خیلی دیر شدهگزارش
7 | 1
miss the boat١٥:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٩دیگه خیلی دیرهگزارش
9 | 0
you own me١٤:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٧یکی طلبتگزارش
7 | 1
you own me١٤:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٧مثلا وقتی خوابیدی. و همون موقع دوستت زنگ میزنه میگه بزنیم بریم استخر؟ تو حالشو هم نداری. ولی دوستت اصرار میکنه. بعدبه حالت قبول کردن و پا شدن، بهش ای ... گزارش
7 | 1
dig٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨بزن توو رگگزارش
18 | 1
busted١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٠١خراب شدن . the zipper on my fly is busted زیپ شلوارم خراب شده.گزارش
12 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



touch٠١:١٢ - ١٣٩٩/١٢/١٧
• He can't touch his brother's achievements.
او نمی تواند موفقیتهای برادرش را بدست بیاورد. ( نمیتونه به پای موفقیتهای بردارش برسه )
5 | 0
touch٠٠:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/١٧
• She never touches meat.
او هرگز به گوشت دست نمی زنه.
2 | 1
ground٠١:٢١ - ١٣٩٩/١٢/١٥
• He grounded his opinion in facts.
او نظرِ خود را بر اساسِ حقائق بنیاد نهاد. ( بر پایهُ اساسِ چیزی بنیاد نهادن= معنای کلمه groundدر این جمله )
0 | 0
ground٠١:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/١٥
• There were coffee grounds in the bottom of the cup.
ته نِشِست ( تفاله ) قهوه در تهِ فنجان وجود داشت.
2 | 0
sunshine١٦:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٢٠
• Her grandchildren were her sunshine.
نوه هایش دلخوشی او بودند.
14 | 0
whale١٨:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
• We had a whale of a time on holiday.
ما در تعطیلات یه عالمه وقت داشتیم.
12 | 0