پیشنهاد‌های حلزون کوچولو (١٩)

بازدید
٣٦٣
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به اشتباه تعویض دو چیز را "طاق زدن" می گویند، در حالی که تعبیر درست "تاخت زدن" است؛ یعنی چیزی را در ازای چیز دیگری معاوضه کردن. آقای Learner هم به ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

یکی از معانی این واژه تداوم داشتن و در طول زمان باقی ماندن و ادامه پیدا کردن است. Many indigenous traditions still recognize the place of ceremony ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🟣 کلمه ی Emigrant یعنی فردی که کشور خودش را ترک میکند که در کشوری دیگر زندگی کند و در این کلمه تمرکز بر روی کشور زادگاه است: Some families were move ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه ی defect from یعنی فردی گروه، فرقه، کشور یا هر سازمانی که قبلا عضوی از آن بوده است را ترک کند و معمولاً اینطور است که فرد اعمال و رفتارهایی از خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این واژه در معنی "سرکش" در حوزه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد: 🐅 این صفت به حیواناتی نسبت داده می شود که رفتارشان مانند الگوی رفتاری همیشگی شا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلتانک، قطعه ای که در قسمت پایین گهواره نصب می شود و این امکان را به گهواره میدهد که به آرامی به عقب و جلو نوسان داشته باشد. The little bed with ro ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گوسفند زیر یک سال را توقولی گویند. togholi نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: جُلّابی ها به خریدن گوسفند در خانه ی آن ها بودند، حاج حسین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جِنگ معنی جلف و سبک نیز می دهد. jeng نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: او در میان دسته جوان تر از همه بود. پس می باید بیشتر در بند کردار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماچه سگ یعنی سگ ماده نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: بلقیس گفت: این را تو بدان که اگر یک مادیان، ماکیان، یا یک ماچه سگ هم در چادر ما ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دُرفِشانی یعنی دُرّ و گوهر فشاندن یعنی سخن نیک گفتن، سخنوری کردن dorfeshaani نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: ناگهان شیرو به سخن درآمد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به بالای او یعنی به قد و قواره ی او یعنی به بلندی قامت او نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: علی اکبر حاج پسند خواهای شیرو بود. پسرخاله، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

باشه پرنده ی شکاری از خانواده ی بازها بازک - > باشک - > واشک - > واشه - > باشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جَل یا طُرقه نام پرنده ای شبیه گنجشک است که به آن گنجشک صحرایی نیز می گویند. jal نمونه از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: . . . و به گونه ی مار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

خِسَّت معنی خساست و خسیس بودن می دهد. khessat نمونه از کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول: اما چشم مردی که دانه به زمین می پاشد به جمع آوری دانه است. گ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عر به ضم ع به معنی قرحه هایی در گردن شتر می باشد: در بخشی از کتاب کلیدر نویسنده "عر کشیدن" را به کار برده است که به صدایی که شتر تولید میکند اشاره د ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ سارق به ضمه ی "ر" معنی بقچه میدهد: saarogh سارقی کلوچه، دبه ای مسکه، سبدی انگور، . . . ( کلیدر محمود دولت آبادی جلد اول ) به سارغ نیز رجوع ش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبادی، ده نمونه از کتاب کلیدر جلد اول: چارواداران از دیه های دور و نزدیک رو به شهر می آمدند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مثالی که "ویلان" معنی آواره و سرگردان میدهد از کلیدر جلد اول: "مارال این را میدانست که بابایش کرد است و مادرش بلوچ بوده است: مهتاو . از بلوچهای پراکن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق توضیحات آقای مصیب عکس های زیر رو توی سایت دیوار پیدا کردم.

١