دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٠,١٥٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣٥٨
لایک
لایک
١,٠٤٤
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٤٤

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

پیشنهادهای برتر

تاریخ
٤ سال پیش
دیدگاه
١٠٢

خارجی/بیگانه/فردی از کشور دیگر A foreigner is a person of another country کانون زبان ایران ترم:Reach 4 Unit9

تاریخ
٤ سال پیش
دیدگاه
٥٤

تجربه کردن/تجربه Example:The old people have a lot of eperience

تاریخ
٤ سال پیش
دیدگاه
١٣٣

A person who receives visitors is called host میزبان ( مهمان ) Host=/ guest ( میزبان ) کانون زبان ایران ترم:reach 4 Unit9

تاریخ
٤ سال پیش
دیدگاه
١٠٠

Bring a number of things together جمع آوری کردن/جمع کردن جمله نمونه:Collecting old coins کانون زبان ایران ترم:Reach 4 Unit 9

تاریخ
٤ سال پیش
دیدگاه
٩٦

A piece of paper money صورتحساب/قبض کانون زبان ترم:Reach 4 Unit 9

ترجمه‌های برتر

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Mr. Akiyama was our host while we were in Japan.
دیدگاه
٦

آقای اکیاما میزبان ما بود وقتی در ژاپن بودیم

پرسش‌های برتر

پرسشی موجود نیست.

پاسخ‌های برتر

پاسخی موجود نیست.