فرزاد زارع

فرزاد زارع We are watching you

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



carries١٩:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨در بر داشتنگزارش
67 | 2
article١٠:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٢١و همچنین این معانی رو هم شامل میشه. در حالت مفرد و جمع : مقاله ، ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ، جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ، اسباب واساس و بخ ... گزارش
51 | 1
articles١٠:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/٢١در حالت مفرد و جمع : مقاله ، ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ، جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ، اسباب واساس و بخش نامه یا اساسنامه که بیشتر در حالات ... گزارش
32 | 1
could٠٥:٤٣ - ١٣٩٧/١١/٢٤گذشته فعل can: توانش را داشتن، توانستن، که در سوال کردن معدبانه هم به کار میرود مثلا could you go که در بالا هم امده و معنی اشتباهی براش نوشتن در حال ... گزارش
97 | 2
suppressive٠٤:٣١ - ١٣٩٧/١١/٢٤ممانعت کننده با شده، سرکوب کننده یا شده، کاملا متوقف کننده یا شده. ( کننده یا شده هر دو رو میشه با جمله بندی مناسب به کار بردن و میشه نقش مستقیم فاعل ... گزارش
5 | 0
statistical٠٦:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٢٣سرشماری، آمارگزارش
12 | 1
adultry٠٠:٢١ - ١٣٩٧/١١/١٦عمل زنا، زنا کاریگزارش
2 | 1
appreciated٠٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠پیشوند ap باعث میشود که فعل یا مفعول تعریف ، ( صفت مثبت یا، رو به رشد و والا ) به خود بگیرد و در این کلمه میتوان به منظور زیل استفاده یا به کار گرفت، ... گزارش
103 | 1
disruptive٠٤:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٧قطع ارتباط الکترونیکی یا مخابراتی کردن، ایجاد تداخل ( مختل کردن ) ، و یا غیر قابل شنود کردن. ( البته اگر در ان امواج صوتی به کار رفته شود و در اخر ای ... گزارش
16 | 0
tach٢٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٢چفت در هم گفته میشودگزارش
0 | 1
anode٠٢:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢اند در واقع قطب منفی باتری یا جریان مستقیم هستش، . تو رشته برقگزارش
2 | 1
mayer٠٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٤به نظر من هم اینی که گلشید اسماعیلی عرض کردن هم درست میباشد ولی اصلا اطلاع ندارم بلکه به خاطر اینکه همیشه اینجور بوده، جز زمانی که اسم عام و نام خانو ... گزارش
0 | 1
eu٠٣:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢مخفف کلمه euro union ، اتحادیه اروپاگزارش
9 | 1
bottom٢٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧و همینطور⬅کف، سر، منشاء، اساس و یا باسن و جایی که روش میشیننگزارش
60 | 2
bands٠٢:٢٩ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦۱. به هم پیوسته و زنجیر وار مانند بند ساعت ۲. باند، گروه، گروهک ۳. جوخه ( در ارگانهای نظامی )گزارش
12 | 1
watch٠٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦۱. تماشاکردن ( تلوزیون، نمایش و امثال اینها ) ۲. توجه داشتن به کسی، چیزی و یا شخصی. ۳. ساعت مچی ۴. نگهبانی و پاسداری در اصل یک اصطلاح بوده و به من ... گزارش
117 | 2
already١٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢در بعضی مواقع و جمله ها معنی همانا هم میدهد. باید کلمات را به صورت جداگانعه ای درک کرد با حفظ ترجمه کلمات نمیتوان منظور فرد یا جمله را فهمید بلکه بس ... گزارش
110 | 2
pocketbook٢١:٠٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٠همون کیف پاسپورن و یا کیف پول خودمون ولی یکمی بزرگتر که میتونی همراه با بند میاویزن ( strap ) در واقع نه اینکه که کیف پول جیبی باشد بلکه مانند گلاسور ... گزارش
9 | 1
theo٠٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩نام خدای یونان باستاندر لاتینگزارش
21 | 3
away٠٩:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠١✏📍دور و یا دورتر، دور شدن، به دور از، ( زمان و یا فاصله ) ، 🎯در جملات عامیانه یعنی از دست دادن به طوری که مفت از دست ادم خارج شده باشد، ( مخصوصا ... گزارش
71 | 1
strengthening٢٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٨تقویت کردن ویا قویتر کردن، بدون ing باید معنی مقوی بده که با این پسوندing میشه مقوی کردن. تشدید معنی و مترادف خوبی نیست بلکه تشدید در کلمه قوی به کار ... گزارش
48 | 1
environmental٢٠:٠٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٨محیط زیستی، طبیعت و یا بی ضرر به ضرر به محیط زیست و طبیعت یا در چیزها و جاهایی که از محیط زیست محافظت میکنند، و یا قابل بازگشت به طبیعت باشند هم است ... گزارش
28 | 1
whites٠٤:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦سفیده، در توصیف و یا جمله به کار میرود که اشاره به قسمتی از شی یا جسم دارد. ماننده سفیده ی چشم یا سفیده تخم مرغ و . . .گزارش
5 | 1
penny١٦:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٦بی ارزش هم میتوان گفت مگر انکه برای اسمی صفت بشود ولی در اصل پنی واحد کوچک و تشکیل دهنده پوند میباشد، هر ۱۰۰پنی یک پوند را تشکیل میدهد بنابراین ۱۰۰ پ ... گزارش
23 | 1
culture١٠:٠٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٢در کل، از کلمات اولیه ساختار زبان میباشد و اشاره به هر چیزی که به پایه و اساس مربوط میشود، زیر بنا، کاشتن، پروردن، نهادن، رسیدگی قبل از کشت کردن و یا ... گزارش
163 | 4
inception٢٠:١٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠١دقیقا معنیش میشه تلقین نه چیز دیگه بلکه اصلی همین تلقین خودمونه ( البته به جز معانی اصلی و ترجمه های موجود، بلکه این معنی به ویژه از فیلم امریکایی بر ... گزارش
67 | 9

فهرست جمله های ترجمه شده



fold٠٦:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٤
• sevenfold
هفت برابر, ( البته فعل ها یا صفت و اسم ها وقتی تو زبان گفتاری به اینصورت تنها گفته ویا به کار میرن، لفظی دستوری مانند دارن، یعنی اینجا علاوه بر خبری، به این معنی هم میشه؛ به هفت برابر ش برسون، هفت برابر بزرگتر کن، . )
23 | 1
outcast٠٦:٢١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦
• He was treated like an outcast by the other children.
بچه ها با او همانند یک طردشده ( یا فردی منفور ) رفتار کردند.
2 | 0
vowel١٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٥
• The letter "a" represents two different vowels in the word "alligator."
حرف "a" نشان دهنده دو حرف صدادار متفاوت در کلمه "تمساح"است
14 | 1
aught٢١:٥٧ - ١٣٩٧/١١/٢٩
• Let us see if aught can be done for her.
بگذارین ما ببینیم اگه شد این کار رو براش انجام میدیم.
0 | 1
cognizance١٧:٤٣ - ١٣٩٧/١١/١٨
• The judge took cognizance of the thief's previous record.
قاضی، سوابق قبلی دزد را در نظر گرفت.
0 | 1
attractively٠٢:٣٧ - ١٣٩٧/١٠/١٩
• The house, a former barn, has been attractively converted.
این خونه سابقا یه انبار ( مخصوصا غلات ) بود که به طور دوستداشتنی ( یا جذابانه ) تغییر یافته. ( کلمه the همیشه به یک کلمه مذکور که مهم بوده و بعد از ان میاد اشاره میکند ) ،
0 | 0
whom٢٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٤
• the women with whom I work
زنانی که با انها کار میکنم
129 | 4
hover٢٢:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٤
• She was hovering between life and death.
او در بین زندگی و مرگ، در حالت منتظر ( دلواپس ) و سرگردان بود. ( به قول خودمون یه پاش این دنیا بود یه پاشم اونیکی دنیا. )
18 | 1
blacksmith٢١:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
• He brought his horse to the blacksmith to have one of its shoes repaired.
او اسبش را نزد آهنگر برد، تا یکی از نعل هایش را تعمیر کند. ( بازسازی کند، درست کند ) هر چیزی که در جمله بندی صحیح و مناسب باشد ان جمله ترجمه درستی دارد همانگونه که در به کار بردن جملات سایر زبان ها نیز ساختار استفاده کلمات و دستور زبانش صحیح به کار گرفته شود. پس بیایید در ترجمه جملات برای همدیگر بکوشیم تا معانی کاربردی تر را به همدیگر یاد بدهیم سپاس از همراهان و گروه عزیز و خردمند سایت آبادیس.
18 | 1
tude٠١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤
• pulchritude
قشنگی، زیبایی، خوش هیکلی و خوش اندامی
7 | 0
tude٠١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤
• longitude
اگه اشتباه نکنم میشه طول جغرافیایی و latitude هم میشه عرض جغرافیایی
5 | 1
rind١٦:٠٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
• He stripped an orange of its rind for me.
او یک پرتقال را برای من پوست کند.
5 | 1
ravaged٠٢:٢٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦
• Bands of soldiers ravaged the countryside.
( اگر band در ارگان های نظامی به کار رود به منظور جوخه مورد استفاده قرار میگیرد ) جوخه های سربازان روستا ( حومه شهر ) را ( غارت کردند ) تخریب کردند.
5 | 1
ravaged٠٢:٢١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦
• The forest was ravaged by fire.
جنگل توسط آتش سوزی به فنا رفت
9 | 1
whom٠٢:٠٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦
• Whom did you watch?
چه کسی را داشتی میپاییدی؟ ( کلمه watch یه اصطلاح بوده و به ان ساعت مچی ، نگاه کردن به تلویزیون یا نمایش و نگهبانی دادن هم به کار میرود مانند watch tower که معنی آن برج نگهبانی و نگهبان برج هم گفته میشود و همان ساعت مچی در واقع یک نوع اصطلاح دیگر میباشد که نگهبان ساعت بوده و ان را به دست میبندند تا هر موقع زمان را فرا گرفته باشتند. )
34 | 1
mundane١٣:٣٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢
• Initially, the work was pretty mundane.
در ابتدا ( قبلا ) ، کار کردن همیشه همانگونه بود. ( منظور کار هر روز مثل قبل و بع همان شکل به صورت یکنواخت انجام میگرفت )
12 | 1
mundane١٣:٣٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢
• Be willing to do even mundane tasks.
میل داشته باشید که هر امور پیش پا افتاده ای ( کارهایی که به نظر زیاد مهم نیستن یا جزئی هستن ) را انجام بدهید.
18 | 2
ION٠٠:٣٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
• demotion
رکود، تنزّل ، تخفیف هم میشه گفت ولی تخفیفی که در کالا به کار میره معمولا off یاdiscount مورد استفاده قرار میگیره
2 | 1
hover١٤:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
• He hovers over his children.
او بر روی فرزندانش خیلی حساس و یا نگران و دلواپسشان است ( در کل گویی از نزدیک انها را میپاید و از انها نگهداری و محافظت مینماید. )
23 | 1
flout١٤:٠١ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
• He flouted authority while at school and no one was surprised when he was expelled.
زمانی که او در مدرسه بود مجوز ( قانون مدرسه ) را نقض میکرد و هیچ کسی به اخراج شدنش متعجب نشد
5 | 1
enclosed٠٩:٠٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
• She enclosed a check for $ 50 with the letter.
او یک چک ۵۰ دلاری را با پاکت نامه ( یا به پیوست نامه ) ارسال کرد
9 | 1
lest٠٨:٤٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
• Take time when time comes lest time steal away.
( در خاطر نگه داشتن زمان، ساعت یا تاریخ برای انجام کاری یا چیزی ) به موقعش یادت باشه تا اینکه وقتش رسید فورا انجامش بدی. ( بدزدیش و یا هم مخفیانه بری بیای )
5 | 0
shall٠٨:٢١ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
• We shall never forget your kindness.
ما نباید هیچگاه مهربانی ( خوبی، رئوفت ) شما را فراموش کنیم.
23 | 3
bangs١٥:٣١ - ١٣٩٧/٠٦/٣١
• My sister's bangs cover her eyebrows.
گیسو های ( موهای جلو و روی صورت ) خواهرم پیشانی اش ( ابروهایش ) را پوشانده.
37 | 1
crease١٥:١٥ - ١٣٩٧/٠٦/٣١
• a crease in a pair of trousers
هر دو ساق شلوار اتو کشیده شده
7 | 1
plus١١:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
• Three plus five is eight.
سه علاوه پنج میشود هشت
37 | 2
swollen٠٤:٣٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
• He gently rubbed his swollen nose.
او به آرامی بینی متورمش را مالش داد.
0 | 1