نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i beg a lift: میشه درخواست کنم منو برسونید ( با ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morbid interest: علاقه بیمارگونه ▪️▪️▪️ =diseased, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dishy: INFORMAL BRITISH sexually attractiv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fancy somebody: to fancy somebody به کسی گرایش داش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hoo ha: ( عامیانه ) جنجال - بیاوبرو 💠 . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know it by heart: آگاهی داشتن کامل نسبت به موضوعی/کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learned it by heart: SYN: know by heart معانی: 1 ) To l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
important enough: ADJECTIVE ENOUGH Atten: When enoug ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inventory draw: اصطلاح رایج و متداول در مورد حجم ذخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells go off: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells ring: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarm bells sound: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell sounds: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell rings: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an alarm bell goes off: [استعاری] به صدا درآمدن زنگ/زنگ های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to raise alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set off alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound alarm bells: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring an alarm bell: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound an alarm bell: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set the alarm bells ringing: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set alarm bells ringing: [استعاری] ایجاد نگرانی بخاطر حس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring the alarm bell: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound the alarm bell: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sound the alarm bells: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring the alarm bells: [استعاری] هشدار دادن و به صدا آمدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay charges: بصورت رسمی کسی را به انجام یک جرم/ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laying an information: علیه کسی اعلام جرم کردن ( شفاهی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay an information against someone: [حقوق] علیه کسی اعلام جرم کردن ▪️▪ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a claim on someone: a claim on someone ادعا علیه کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a claim on something: ادعا سر چیزی - سر چیزی ادعا داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a charge home to a person: bring a charge home to a person اته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something home to someone: [حقوق] اتهامی را گردن کسی انداختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something home: [استعاری] مطلبی را روشن ساختن برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay a charge: بصورت رسمی کسی را به انجام جرمی مته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring an action against someone: bring an action against someone علی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
credit a sum to someone: credit a sum to someone مبلغی را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deposit with someone: deposit with someone پیش کسی امانت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discriminate against someone: discriminate against someone نسبت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
expatriate someone: expatriate someone ترک تابعیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go bail for someone: go bail for someone کفالت کسی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inform against someone: inform against someone از دست کسی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay an embargo on: lay an embargo on در بندر توقیف کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay down the condition: lay down the condition شرط کردن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay hand upon: lay hand upon [حقوق] وضع ید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay on the table: lay on the table از دستور خارج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lodge a complaint against someone: lodge a complaint against someone ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notify someone: notify someone به کسی اخطار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proceed against someone: proceed against someone علیه کسی دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rebel against someone: rebel against someone به کسی یاغی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve a notice on someone: serve a notice on someone برای کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stab at someone: stab at someone چاقو کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vest a property in someone: vest a property in someone ملکی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shipping protection: نوعی آپشن و سرویس بیمه ای که در حمل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shipping protection intact: بسته های نم گیر ( سیلیکاژل یا دسی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
measuring device: دستگاه ها و گیج های اندازه گیری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
job site: سایت کاری - محل فیزیکی اجرای پروژه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laydown yard: SYN: laydown area ▪️▪️▪️ انبار با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delivery packaging: ⭐بسته بندی تحویل همون نایلون و کیس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand over: تحویل دادن - واگذار کردن - مسئولیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
construction operations: عملیات ساختمانی - کارهای ساخت و ساز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cooling passages: مسیرهای عبور سرما - لوله های سرمایش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tan number: یک نوع کد مالیاتی قید شونده روی تجه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil mist: Definition: 1 ) Oil mist is the aer ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil mist system: = oil mist lubrication = oil mist l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil mist lubrication system: = oil mist lubrication = oil mist s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil mist lubrication: = oil mist system = oil mist lubri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oil mist lubrication: = oil mist system = oil mist lubri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
msds: = Material Safety Data Sheet
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
Log: Noun گزارش روزانه عملیات/پارامترهای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
timber: Noun UK ✔️ تیر چوبی چهارتراش - تخته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toned legs: پاهای خوش فرم Paris Hilton showcas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk in: بصورت چسبیده walk - in صفته و معناش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow fond of: #grow fond of# 1 ) getting a likin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
line dry: خشک کردن لباس ها با آویزون کردنشون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tumble dry: Verb خشک کردن لباس ها بعد از شستشو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pier: pier = موج شکن، مول یا هر ساختار دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
responsible: Responsible authorities مقامات مسئو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch up on something: جبران کردن یه کار عقب افتاده یا معن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave something to imagination: چیزی رو به تخیل سپردن - چیزی رو به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waver: ▪️ waver = نوسان - پس و پیش روی - د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hemline: noun the level of the lower edge of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instil: UK: instil US: instill ▪️▪️▪️ ins ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial strength: توان مالی - بضاعت/قدرت مالی SYN: f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boast: معنای دوستان: دارا بودن - برخوردار/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
financial status: وضعیت مالی یک فرد - خانواده - شرکت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial background: اعتبار مالی یک فرد - خانواده - کمپا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
financial standing: اعتبار مالی یک فرد - خانواده - کمپا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to embark with: برای شروع کردن ( بحث در مورد چیزی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
allocating funds: Collocation: اختصاص دادن بودجه به چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead a comfortable life: داشتن یک زندگی راحت و آسوده 💠 Wit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is because: این امر به این دلیل است که - برای ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
devote a budget: اختصاص دادن بودجه معمولاً از طرف د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oral admission: oral admission دخول آلت تناسلی مردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come back tomorrow: برید فردا بیاید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know what to do: زمان درماندگی و واماندگی و نداشتن ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at your service boss: چشم، چاکرتونم هستیم آقا. در خدمتیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you need me anymore: دیگه فرمایشی ندارید؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیگه فرمایشی ندارید: 1 ) Do you need me anymore? 2 ) Do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know what to say: نمیدونم چجوری واستون بگم . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
colic: معنای آبادیس: شکم درد ( شدید و ناگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right boss: چشم آقا - رو چِشَم آقا e. g. A: Y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cover costs: دراوردن خرج و مخارج چیزی یا کسی VE ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cover losses: The verb 'cover' is often used in t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sanctions: Collocation تحریم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask if they will feed us: بپرس ببین چیزی هم میدن بخوریم؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
استین هرکه نو شد قبله گاه مردمان شد: With cloth newly cut. You will be w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what does it matter: عیب نداره بابا. . . چه اهمیتی داره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take one's blood: خون گرفتن از کسی - خون کسی را گرفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find the vein: پیدا کردن رگ زمان تزریق آمپول یا خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't play at being ill: e. g. A: Pull up your sleeve, get ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why are you here: اومدی اینجا چیکار؟ چرا اومدی - قصد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive arrows: پرتاب کردن تیر/پیکان به سمت چیزی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feign ignorance: خود را به نادانی زدن - تظاهر به جهل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am all devotion: قربونت برم من e. g. You drove a h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hurt: VERB ۱ ) درد آمدن - درد کردن ۲ ) آس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come and see us often: زود زود سر بزنی به ما زود به زود به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go off: 1 ) to leave a place and go somewhe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وضع ناجور سلامتی: Follow me. . . you too, son. Your ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop crowding: شلوغ ش نکنید e. g. A: Stop crowdi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each one in turn: A: Stop crowding, each one in turn. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't let something fall: نذار بیفته - نذار بریزه e. g. A: ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let something fall: let sth drop/fall/slip PHRASE If yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may god forgive you: A: What is it? B: Dr. This old man ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خدا بد نده: What's happened to you? ( If the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in ten days: PHRASE In 10 days refers to ten day ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it's for you: A: What is it? B: Dr. This old man ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any problem: MEANING: any question or matter inv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come and see me: A: What is it? B: Dr. This old man ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little lady: A: Did Dr. Johnson see her this mor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
transaminase: MEANING: Transaminases or aminotran ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in quarantine: PHRASE قرنطینه کردن - در قرنطینه نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high fever: تب شدید 💠 A: You will have a love ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fake or real: MEANING FAKE not true, real, or gen ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something fresh: باطراوت - تازه - سرحال - سرزنده نگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
choke: خفه کردن یا شدن 💠 C: Hey, you. I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mouthful: یه لقمه - یه قلوپ - یه دهن پر - یه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appease: e. g. EU must not appease Viktor O ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut cost: COMPOUND ADJECTIVE تخفیف دار - تخفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call out: اسمش میشه call - out ▪️▪️▪️ PHRAS ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tight end: e. g. Travis Michael Kelce ( /ˈkɛl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hornblower: بوقچی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone's heart: Take someone's heart to cause anoth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pry bar: میله ای فلزی/آهنی با سرهای خم شده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pinch bar: نوعی اهرم با سر تیز که برای به حرکت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wrecking bar: نوعی اهرم جهت باز کردن درب فلزی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ittar: ۱ ) روغن گل سرخ یا گل محمدی ۲ ) عطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
attar: 🗣️ اَتِ ( رْ ) ۱ ) روغن گل سرخ ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push someone over the edge: بصورت استعاری اشاره به این معنای دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive someone over the edge: SYN: push someone over the edge - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
henna: henna tattoo تتو حنایی - تتو حنایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise concern: - ابراز نگرانی یا ناراحتی کردن - ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise concern about something to someone: - در میان گذاشتن نگرانی یا ناراحتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cessation of hostilities: e. g. Israel - Gaza war UN securit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bubble level: تراز BUBBLE LEVEL - A tool emplo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody or something a wide berth: Alternative: give a wide berth to ▪ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
equilux: 🗣️ اِکُ اِ لاٰکْس برابری طول مدت ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something as read: take ( something ) as read idiom Br ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a reading of: خواندن - قرائت کردن TAKE A READIN ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ncr: *NonConformance Report* A nonconfo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social apathy: social apathy بی تفاوتی اجتماعی ⭐ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social differentiation: تفکیک اجتماعی social differentiatio ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dilute: [VERB] ۱ ) رقیق کردن - آبکی کردن ۲ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
air assault: حمله هوایی ( توسط هواپیما - موشک - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
conformity check: بررسی انطباقی - چک انطباقی ( در ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
status index: اشاره به تدارک و تهیه و تولید مجموع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precious: شیوه ای که کودک لبخند می زند بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thoughtful: نانسی که مدتی جدی بود ناگهان شروع ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fork out: ما نمی خواهیم که برای یک وعده غذایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yearn: مادامی که چیزی کم نداشته باشید، حسر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
allow: بیماریستان کشیدن سیگار را در محوطه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
force: شکایات مشتریان باعث برچیده شدن اون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take: شکارچیان با شکار فراوان به خانه باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
principle: یک فرد درستکار هیچ وقت از یک قانون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give: ما هر سال پول به خیریه میدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give: این کفشا الان واسم تنگه، ولی فکر کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give: این بالش ها انعطاف زیادی ندارن ( زی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have: همچین رفتاری رو تو کلاس درسم تحمل ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have: اون استاد موجب شد دانشجوها دوباره ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go: چوب پنبه سر شامپاین صدای "پاپ" داد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put: اون استعدادش رو به کار می گیره.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just as: درست ( دقیقا ) همان موقع که ما عازم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just as: چقدر خوبه که اینجا نیستی وگرنه سرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just as: داروهای ارزان تر درست همان اندازه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bliss: خوشی و سعادت می تواند از چیزی کوچک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come: تو زندگی اکثر افراد زمانی وجود داره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come: فیلمی که ما می خواهیم ببینیم بعد از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull: عملکرد او آدمای زیادی رو به سمتش می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
choice: رئیس/مدیر ادعا کرد که هیچ گزینه/چار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fairway: اسلاتر چنان محکم به توپ ( گلف ) ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vine: ⁦✔️⁩درخت مو، تاک This weekend the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thaw: ✔️ ( یخ و برف ) آب شدن A January t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
siberian: The Trans - Siberian Railroad opene ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sixth form: Last year the school opened a new s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clothes shop: لباس فروشی She opened her own clot ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clothes shop: لباس فروشی She opened her own clot ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
convention center: The town hopes to attract many more ...
٢ سال پیش