نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run forwards: جلو بردن ( پخش ویدئو، فیلم و غیره ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creek: A deep creek runs through the prope ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
major networks: شبکه های ( تلویزیونی/رادیویی ) بزرگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run against: to try to be elected to government ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run at: to be or continue at or near a part ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صافکاری اتومبیل: body shop
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جدا شناخت: distinction
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grim: ناخوشایند، ترسناک The report drew ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inefficiency: بی کفایتی، بی عرضگی The report dr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lively: زنده، بانشاط، پر جنب و جوش She w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inference: استنباط، نتیجه گیری Is it possibl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tightly: بطور سفت و سخت The site's boundari ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analogy: شباهت نسبی to draw a comparison/a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comparison: مقایسه to draw a comparison/a para ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distinction: تمایز، جدا شناخت to draw a compar ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: همراستایی، همسانی، مشابهت to dra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
announcement: خبر، اطلاعیه، آگهی ( رادیویی/تلوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gaze: [Noun] نگاه خیره ( =stare ) 1 ) H ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
irresistibly: Her gaze was drawn irresistibly to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
critical: انتقادآمیز - نکوهشگرانه - منتقدانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crowds: E. g. The events continue to draw h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
passerby: E. g. Her screams drew passers - by ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instinctively: E. g. Animals are instinctively dra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
champion: E. g. We asked the surfing champion ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limp: لنگیدن، لنگ زدن ( در راه رفتن ) e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draw away: دور شدن He approached her but she ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw away: دور شدن He approached her but she ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw up: کشیدن ( pull up= ) ( ≠ هل دادن ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw out: بیرون کشیدن چیزی/کسی از جایی ( =pu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw onto: کشیدن تو جایی/مکانی ( pull onto= ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw aside: کنار کشیدن ( pull aside= ) I tri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
revolver: e. g. She drew a revolver on me زنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revolver: e. g. She drew a revolver on me زنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blinds: e. g. The blinds were drawn پرده کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw with: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw with: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw against: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be drawn on: واداشتن کسی به بیشتر صحبت کردن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stale air: e. g. The ducts draw out stale air ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
draw: noun 1 ) قرعه کشی Liverpool have an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
end in: e. g. The match ended in a two - al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call on: دعوت ( به عمل ) کردن I’m now going ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raffle: بخت آزمایی The draw for the raffle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raffle: بخت آزمایی The draw for the raffle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw for: The draw for the raffle takes place ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hygienic: e. g It isn't hygienic to let the c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
earn: بدست آوردن ( پول و غیره ) ، ( پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
authorize: اجازه دادن، مجوز صادر کردن Who au ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expenditure: هزینه ها 1 ) Who authorized this e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay up: e. g. Kyle's mom lets him stay up l ...
٢ سال پیش