نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
independent: آزاد ( مطالعه ) This grammar boo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dialect: ⁦✔️⁩گویش The scientific study of A ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
internship: دوره کارآموزی ( پزشکی ) Students ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undertake: ✔️انجام دادن - اقدام کردن/نمودن 1 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leisure: وقت آزاد He needed more leisure to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
studies: . E. g 1 ) business/media/American ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adapt: انطباق پیدا کردن - کنار آمدن a det ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
detailed: مفصل - با جزئیات a detailed study ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry out: به انجام رسیدن، بعمل آمدن Researc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bias: گرایش، تمایل به یک طرف 1 ) The st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feasibility: امکان پذیری/سنجی 1 ) The company un ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one another: با همدیگه با یکدیگر He has made a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commission: مأموریت دادن ( به ) ، مامور کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comparative: تطبیقی، مقایسه ای A comparative s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
phenomenon: 🔰پدیده، رویداد This phenomenon h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insight: ✅فهم ✅ بینش ✅ آگاهی ✅اشراف The stu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
broad: ⁦🔰گسترده - وسیع - جامع 1 ) The st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cross section: قشرهای مختلف The study group was s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گوشت اهو: venison
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up with: پا به پای کسی یا چیزی پیش رفتن 1 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fright: E. g. The sheep ran away/off in fri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run off: ۱ ) فرار کردن The sheep ran away/of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run away: فرار کردن The sheep ran away/off i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sprint: به سرعت دویدن ( مث برق و باد ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jog: آهسته دویدن "What do you do to keep ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rush: خیز برداشتن، هجوم بردن، ( با سرع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dash: بسرعت رفتن He dashed out the door ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perimeter: محدوده A river runs along one side ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ring road: E. g. The ring road runs around the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
periphery: 🗣️پریٖ فِریٖ سطح خارجی دایره - دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
applause: کف زدن و هلهله 1 ) A ripple of app ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run through: 1 ) A ripple of applause ran throug ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look up: Meaning: [Phrasal Verb] 1 ) - ( of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
furrow: شیار - خط گود A deep furrow has fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
furrow: شیار - خط گود A deep furrow has fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in controll of: Be in controll of sth کنترل چیزی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impose: We must impose some kind of order o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feedback: Feedback from the sensors ensures t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modification: اصلاح Modification of the engine t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cornice: گچ بری بالای دیوار و زیر سقف There ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wax: برق انداختن، واکس/پارافین خوردن S ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stripped: They stripped naked and ran into th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run into: پریدن/دوئیدن/رفتن داخل ( آب و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
puff: هن هن کردن، نفس نفس زدن "I ran al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
awe: ( آمیزه ای از ترس و احترام و شگفتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run on: حرکت کردن روی ( ریل و غیره ) Train ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run along: دنبال کردن ( سمت پایین/امتداد چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fit to drop: E. g. After the run they were fit t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bombing: The plane swooped in on its bombing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go for: ✅برای به دست آوردن چیزی یا کسی کوشی ...
٢ سال پیش